
همشهری آنلاین - گروه سیاسی: دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا با اعلام آنچه «کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ» علیه ایران خوانده، وعده داده است نه فقط مجاری درآمدی تهران، بلکه مسیرهای مالی، نفتی و تجاری و حتی کشورها و نهادهایی را که به ایران «مسیر حیاتی» میدهند، هدف قرار دهد. واکنش تهران اما این بوده است که این «فیلم تکراری» پیشتر نیز با نامهایی چون «فلجکنندهترین تحریمهای تاریخ» و «فشار حداکثری» اجرا شده و به نتیجه مورد نظر واشنگتن نرسیده است. پرسش اکنون این نیست که دور تازه فشار اقتصادی به ایران آسیب میزند یا نه؛ بلکه این است که آیا تشدید فشار میتواند سرانجام به نتیجه سیاسی مورد نظر آمریکا، از توافق با شروط واشنگتن تا تسلیم یا تغییر نظام، منجر شود؟
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در واکنش به تهدید تازه ترامپ، یک خط زمانی کوتاه از تجربه تحریم ایران ترسیم کرد: «۱۴ سال پیش: فلجکنندهترین تحریمهای تاریخ. شکست خورد. ۸ سال پیش: فشار حداکثری. شکست خورد ... امروز: کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ. این هم محکوم به شکست است.» این روایت البته برداشت تهران از کارنامه تحریمهاست، اما یک پرسش واقعی را پیش میکشد: تجربه چند دهه فشار اقتصادی علیه ایران درباره توان و محدودیتهای این ابزار چه میگوید؟
ایران از نخستین تحریمهای آمریکا پس از اشغال سفارت این کشور در تهران تا تحریمهای چندجانبه شورای امنیت در دهه ۱۳۸۰، تحریمهای نفتی و بانکی و سپس خروج ترامپ از برجام در سال ۱۳۹۷، شکلهای مختلفی از فشار اقتصادی را تجربه کرده است. قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت در سال ۲۰۱۰ نیز محدودیتهای گستردهای بر فعالیتهای مالی، کشتیرانی، تسلیحاتی و برنامه هستهای ایران اعمال کرد.
اما این سابقه طولانی یک نتیجه ساده و قطعی ندارد: تحریمها در مواردی توانستهاند ایران را به مذاکره و پذیرش محدودیتهایی وادار کنند، اما در موارد دیگر، با وجود هزینههای سنگین اقتصادی، به تغییر سیاسی مورد انتظار واشنگتن منجر نشدهاند. این بار چه چیزی تغییر کرده است؟
آنچه ترامپ اکنون مطرح کرده، دستکم در سطح اعلامی، صرفا تکرار تحریمهای نفتی و بانکی سال ۱۳۹۷ نیست. تهدید او متوجه قاچاق نفت، خطوط اعتباری، انتقالات نقدی، صرافیها، ثبت کشتیها، شرکتهای پوششی و همچنین کشورها و نهادهایی …











