
نورنیوز-گروه سیاسی: در منطق متعارف سنجش قدرت نظامی، جنگ تحمیلی رمضان توسط آمریکا و همپیمان نسلکش آن، اسرئیل غاصب علیه ایران را نباید مواجههای متوازن تلقی کرد. در رتبهبندی سال ۲۰۲۶ مؤسسه گلوبال فایر پاور ، آمریکا با امتیاز 0.0741 در جایگاه نخست قدرت نظامی و ایران با امتیاز 0.3199 در رتبه شانزدهم از بین ۱۴۵ کشور قرار گرفته است.
این موسسه بیش از ۶۰ مؤلفه، از حجم نیرو و تجهیزات تا توان لجستیکی، مالی و جغرافیایی را در ارزیابی قدرت رزمی متعارف کشورها لحاظ میکند (گلوبال فایر پاور، 2026). از این منظر، فاصله بین دو کشور مسلم به نظر میرسد.
با این حال، تجربه جنگ رمضان پرسشی اساسی را پیش روی مطالعات قدرت نظامی قرار داده است و آن اینکه آیا برتری در قدرت نظامی متعارف الزاماً به معنای توانایی تحمیل جنگ پایدار و قابلدوام و تمکین اراده در حریف است؟
اهمیت این پرسش زمانی آشکارتر میشود که جنگ را از منظر هزینهای که هر طرف برای حفظ توان عملیاتی خود متحمل شده است بررسی کنیم.
ایران در جریان جنگ خسارتهای سنگینی متحمل شد و برتری هوایی آمریکا و متحدانش در بخش عمدهای از عملیات قابل انکار نبود.
با این حال، تهران توانست حملات موشکی و پهپادی خود را در مقیاسی ادامه دهد که بار دفاعی قابل توجهی بر متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی تحمیل کند. بر اساس ارزیابی مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی ، فقط تا 28 اسفند (19 مارس) 1404 بیش از ۴۰۰۰ پرتابه ایرانی علیه مواضع متجاوزان شلیک شد و این حملات موجب اختلال غیرقابل مهار در بازارهای انرژی، صنعتی و مالی جهانی شدند (آیآیاساس، 2026).
تحولات مربوط به ذخایر مهمات آمریکا بعد دیگری از این مسئله را برجستهتر میکند.
رویترز در اوت ۲۰۲۶ گزارش کرد که ارتش آمریکا در طول جنگ رمضان تقریباً تمام ذخایر جهانی خود از برخی موشکهای دوربرد دقیق را مصرف کرده است. همین گزارش، با استناد به برآوردهای مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی و منابع آشنا با دادههای داخلی آمریکا، از مصرف حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت و دستکم نیمی از رهگیرهای تاد از آغاز جنگ خبر داد.
همچنین …
