
نورنیوز-گروه اقتصادی :وزیر خزانهداری آمریکا از آغاز روندی سخن میگوید که آن را «بزرگترین حمله مالی تاریخ» علیه ایران توصیف کرده و هشدار داده است کشورهایی که به گفته واشنگتن به تهران کمک کنند، باید هزینه انزوای اقتصادی را بپردازند. هدف اعلامشده، قطع شریانهای مالی و تجاری ایران و محدود کردن مسیرهایی است که اقتصاد کشور را به تجارت خارجی متصل میکند. معنای این تهدید روشن است: واشنگتن میخواهد فشار اقتصادی را از ایران به شبکه شرکای تجاری و مالی آن نیز گسترش دهد.
اما درست در لحظهای که آمریکا از قطع شریانهای اقتصادی ایران سخن میگوید، یک پرسش اساسی مطرح میشود: این فشار تا کجا میتواند ادامه پیدا کند، بدون آنکه بخشی از هزینه آن به خود اقتصاد آمریکا بازگردد؟
نمودار ذخایر نفت خام آمریکا، یکی از پاسخهای مهم به این پرسش را در اختیار میگذارد. با احتساب ذخیره راهبردی نفت، میزان ذخایر آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۶ حدود ۴۱ روز پوشش مصرف را نشان میدهد؛ در حالی که میانگین تاریخی مورد اشاره در نمودار حدود ۶۵ روز است. فاصله ۲۴ روزه با این میانگین به معنای آن است که حاشیه اطمینان ذخایر تقریباً ۳۷ درصد پایینتر از سطح متوسط تاریخی قرار گرفته است. این وضعیت از پایینترین سطوح چند دهه اخیر و در محدوده کمسابقه نیمقرن گذشته قرار دارد.
البته «۴۱ روز» به معنای آن نیست که آمریکا پس از این مدت با پایان نفت مواجه خواهد شد. اهمیت این عدد در اندازه حاشیه اطمینان است. هرچه این حاشیه کوچکتر باشد، توان اقتصاد برای جذب یک شوک طولانیمدت عرضه نیز محدودتر میشود.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ذخایر پایین آمریکا را در کنار وضعیت تنگه هرمز قرار دهیم. هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و اختلال در عبور نفتکشها میتواند بازار جهانی را با کمبود عرضه، افزایش هزینه حمل و بیمه و رشد قیمت نفت و فرآوردهها مواجه کند. در چنین شرایطی، آمریکا اگرچه تولیدکننده بزرگ نفت است، اما از شوک جهانی قیمت انرژی مصون نیست.
در واقع، نقطه آسیبپذیرتر برای اقتصاد آمریکا ممکن است نه نفت خام، …












