
نورنیوز-گروه سیاسی: در مواجهه تازه ایالات متحده با ایران، یکی از نکات مهم، استفاده از روشی است که در ادبیات سیاسی و اقتصادی از آن با عنوان «شوک بزرگ» یا Big Shock یاد میشود. روشی که پیش از این نیز در سیاستهای اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته است. در این رویکرد، تلاش میشود با ایجاد یک شوک شدید و ناگهانی، فضای روانی و اقتصادی کشور هدف تحت تأثیرقرار گیرد و این تصور ایجاد شود که شرایط جدید، بیسابقه و متفاوت از گذشته است.
در همین چارچوب، وزیر خزانهداری آمریکا هنگام اعلام سیاستهای جدید با وجود ابهامهایی که در جزئیات وجود داشت، از تعابیر بسیار بزرگ و کمسابقه استفاده کرد. تعابیری مانند بینظیر در تاریخ یا «حمله اقتصادی نرماندی». هدف از چنین ادبیاتی، صرفاً توضیح یک تصمیم اقتصادی نیست، بلکه ایجاد تصویری بزرگ از یک عملیات اقتصادی و در نتیجه وارد کردن همان «شوک بزرگ» به اقتصاد ایران است.
البته این شوک، دستکم در مرحله اول، تا حدودی اثرگذار بود. برای نمونه، نرخ دلار برای مدت کوتاهی به بالای ۲۰۰ هزار تومان رسید و بازار تحت تأثیر فضای روانی ایجادشده قرار گرفت اما تجربه مواجهه ایران با فشارهای نظامی و اقتصادی در سالهای گذشته نشان داده است که این آثار لزوماً پایدار نیستند. ایران معمولاً پس از دریافت ضربه اولیه، بهتدریج خود را بازسازی میکند و واکنش نشان میدهد.
یکی از محورهای اصلی واکنش ایران نیز این است که تحریمهای جدید، در اصل پدیدهای تازه نیستند. این گزاره که «چیز جدیدی در تحریمها وجود ندارد» بارها تکرار شده است. زیرا ایران نزدیک به چهار دهه با انواع مختلف تحریمهای اقتصادی، مالی و تجاری روبهرو بوده و بخش مهمی از ساختار اقتصادی کشور نیز در طول همین سالها خود را با شرایط تحریمی تطبیق داده است.
اما در این میان، یک تحول مهم در سطح منطقهای قابل توجه است و آن اینکه از میان ۱۶ کشور هممرز ایران، هشت کشور مخالفت خود را با هشدارها یا تهدیدهای آمریکا درباره تحریمها اعلام کردهاند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که رئیسجمهوری آمریکا نیز همزمان تلاش کرده است با شماری …












