
نورنیوز-گروه اقتصادی: اکنون پرسش مهم دیگری مطرح میشود که اگر اجماع فراهم شد و شرایط برای آغاز اصلاحات مهیا گردید، اصلاحات را از کجا باید آغاز کرد؟
در نگاه نخست، ممکن است پاسخ ساده به نظر برسد؛ هر جا که مشکل بزرگتر است، اصلاحات نیز باید از همانجا آغاز شود. اما تجربه کشورهای موفق و همچنین تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد که موضوع به این سادگی نیست.
اصلاحات اقتصادی مجموعهای از اقدامات مستقل نیستند که بتوان هر یک را بدون توجه به دیگری اجرا کرد. اقتصاد، همانند یک نظام به هم پیوسته عمل میکند و هر تصمیم، آثار مستقیم و غیرمستقیمی بر سایر بخشها بر جای میگذارد. از این رو، ترتیب اجرای اصلاحات، گاه به همان اندازه اهمیت دارد که خود اصلاحات.
به بیان دیگر، موفقیت یک برنامه اصلاحی، تنها به درستی تصمیمها وابسته نیست؛ بلکه به زمان و ترتیب اجرای آنها نیز بستگی دارد. این نکته شاید یکی از مهمترین درسهای تجربه اصلاحات اقتصادی در جهان باشد.
در بسیاری از کشورها، اصلاحات بزرگ نه به این دلیل موفق شدند که همه مشکلات را به طور همزمان حل کردند، بلکه به این دلیل که اصلاحات را به صورت مرحلهای و بر اساس یک منطق مشخص پیش بردند. آنها ابتدا موانعی را برطرف کردند که زمینه را برای موفقیت اقدامات بعدی فراهم میساخت و سپس به سراغ اصلاحات پیچیدهتر رفتند. در مقابل، هرگاه اصلاحات بدون توجه به این ارتباطات متقابل آغاز شدهاند، یا بخشی از آنها متوقف شده یا آثار مثبت آنها به دلیل وجود سایر نارساییها از میان رفته است.
به نظر میرسد دو اصل اساسی باید مبنای تعیین ترتیب اصلاحات قرار گیرد.
اصل نخست، وجود رابطه پیشنیازی میان اصلاحات است. برخی اصلاحات، زیربنای اصلاحات دیگر هستند. بدون تحقق آنها، اجرای اقدامات بعدی یا ممکن نیست یا نتایج مورد انتظار را به همراه نخواهد داشت. برای نمونه، اگر هدف اصلاح نظام بانکی باشد، اما کسری بودجه دولت همچنان از مسیر استقراض از شبکه بانکی یا افزایش بدهیهای دولت تأمین شود، نظام بانکی بار دیگر با همان مشکلات گذشته رو به رو خواهد شد. یا اگر هدف، مهار پایدار تورم باشد، اما انضباط مالی دولت برقرار نشود، فشار بر سیاست …





