
نورنیوز-گروه سیاسی: در کنار سایر مولفههای قدرت در میدان جنگ، سرعت جایگزینی، قدرت زنجیره تامین، پایداری تولید، تعمیر، جایگزینی و توان لجستیک بسیار اهمیت دارد.
تجربه جنگهای اخیر برای ما از این جهت اهمیت داشت که بخشی از زیرساختهای دفاعی و صنعتی کشور مستقیما هدف قرار گرفت. بنابراین مساله فقط حفظ توان موجود نبود؛ مساله این بود که آیا میتوان در شرایط فشار، نیازهای میدان را استمرار داد، زنجیره تامین را حفظ کرد و همزمان برای نیازهای جدید راهحل درست پیدا کرد. پاسخ این تجربه برای ما روشن بود: اقتصاد دفاع باید به اندازه خود تجهیزات دفاعی، تابآور و منعطف و سریع باشد.
در این میان، یک واقعیت مهم اقتصادی نیز خود را نشان داد. در جنگ مدرن، صرفا «گرانتر بودن» تجهیزات به معنای «کارآمدتر بودن» آنها نیست. آنچه اهمیت دارد، نسبت میان هزینه، قابلیت، اثرگذاری و امکان تداوم استفاده از یک ظرفیت در میدان است. اگر یک کشور بتواند با اتکا به دانش بومی، طراحی هوشمند، تولید داخلی و استفاده بهینه از منابع، به قابلیت دفاعی موثر دست پیدا کند، در واقع بخشی از مزیت اقتصادی خود را نیز ایجاد کرده است. این نگاه، ما را به مفهوم بهرهوری در قدرت دفاعی میرساند. اقتصاد دفاع موفق، اقتصادی نیست که صرفا منابع بیشتری مصرف کند؛ یا گرانتر باشد بلکه اقتصادی است که بتواند از منابع موجود، بیشترین ظرفیت دفاعی با در نظر گرفتن اهداف ایجاد کند. این موضوع نیازمند طراحی، تحقیق و توسعه، مهندسی تولید، مدیریت زنجیره تامین، استانداردسازی، بومیسازی و استفاده از فناوریهای نوین از ابتدای زنجیره تا انتهای آن است.
تجربه اخیر همچنین نشان داد که زنجیره تامین دفاعی باید از عمق کافی برخوردار باشد. اتکا به یک تامینکننده، یک فناوری یا یک مسیر تولید، در شرایط بحران میتواند آسیبپذیری ایجاد کند. به همین دلیل، توسعه شبکهای از شرکتهای دانشبنیان، صنایع بزرگ و کوچک، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، بخشی از الزامات اقتصاد دفاعی آینده است. از همین منظر، یکی از ضرورتهای امروز اقتصاد دفاع، گسترش مشارکت بخش خصوصی و شبکه تولید ملی است. صنعت دفاعی نباید یک جزیره جدا از زیست بوم ملی و اقتصاد کشور باشد. …












