
نورنیوز-گروه اقتصادی: جنگ میان آمریکا و ایران به دلایل مختلف با روندی روبرو شده که دیگر نتیجه آن صرفاً در میدان نظامی تعیین نمیشود. معادله اصلی بهتدریج به مفهوم «تابآوری» گره خورده است؛ اینکه کدام طرف میتواند هزینههای جنگ را برای مدت طولانیتری تحمل کند و کدام طرف زودتر به این جمعبندی برسد که ادامه جنگ بیش از دستاوردهای آن هزینه دارد. در این میان، تنگه هرمز به مهمترین نقطه اتصال میدان نظامی با اقتصاد و سیاست تبدیل شده است.
ایران نشان داده که اراده و توان حفظ فشار بر هرمز را دارد و همزمان از هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ برای آمریکا نیز آگاه است. کاهش شدید تردد کشتیها از هرمز، در شرایطی که پیش از جنگ روزانه حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی از این آبراه عبور میکردند و در مقطعی تنها هشت کشتی در یک روز از آن عبور کردند، نشان میدهد مسئله هرمز همچنان یک واقعیت عملی است. در مقابل، واشنگتن برای بازگرداندن وضعیت این آبراه به شرایط مطلوب خود، با یک مسئله پیچیده نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک مواجه است.
این وضعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار شرایط اقتصادی آمریکا قرار گیرد. مجموعه شاخصهای راهبردی نشان می دهد که اقتصاد آمریکا در روندی بحرانی قرار گرفته است. تولید ناخالص داخلی آمریکا در سهماهه دوم ۲۰۲۶ با نرخ سالانهشده ۱.۵ درصد رشد کرد؛ رقمی پایینتر از پیشبینی ۲.۱ درصدی اقتصاددانان و کمتر از رشد ۲.۱ درصدی سهماهه نخست. در بازار کار نیز اقتصاد آمریکا در ژوئیه برخلاف انتظار ۲۳ هزار شغل از دست داد و نرخ بیکاری در ۴.۱ درصد باقی ماند. همزمان، تورم مصرفکننده ۳.۴ درصد و تورم هسته ۲.۵ درصد ثبت شد؛ ارقامی که همچنان بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو هستند.
اما شاید مهمترین علامت هشدار در بازار بدهی آمریکا دیده میشود. خزانهداری آمریکا در ۱۳ اوت، ۲۵ میلیارد دلار اوراق ۳۰ساله را با بازده ۵.۲۱۶ درصد فروخت؛ بالاترین نرخ حراج این نوع اوراق از سال ۲۰۰۱. این رقم بهتنهایی نشانه بحران نیست، اما زمانی که در کنار کسری بودجه فزاینده قرار میگیرد، اهمیت راهبردی پیدا میکند.
وزارت خزانهداری آمریکا اعلام …





