
نورنیوز-گروه سیاسی : در شرایطی که ترامپ و ونس پیشتر از ورود به فاز جدید جنگ علیه ایران، یعنی «جنگ اقتصادی»، سخن گفته بودند، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا نیز از آغاز آنچه «بزرگترین تهاجم مالی تاریخ علیه ایران» خوانده، خبر داده و کشورهایی را که در کنار تهران قرار گیرند، به انزوا و مجازات تهدید کرده است. این رویکرد نشان میدهد واشنگتن پس از ناکامی در عرصه نظامی و دیپلماتیک، اکنون به فشار اقتصادی برای فرسایش تابآوری جامعه ایران و احیای نارضایتیهای اجتماعی دل بسته است. منطقه در برابر یک انتخاب تاریخی
آمریکا در حالی وارد این میدان شده که ایران، کشوری با وسعت جغرافیایی، ظرفیتهای عظیم بومی و دههها تجربه جنگ و تحریم، بهسادگی در محاصره اقتصادی قرار نمیگیرد. از همین رو، اقدام واشنگتن بیش از آنکه نشانه یک پیروزی محتمل باشد، میتواند تقلایی پرهزینه برای تحقق رؤیایی باشد که حتی خود آمریکاییها نیز نسبت به نتیجه آن اطمینان ندارند.
واقعیت آن است که هیچ محاصره اقتصادی مؤثری بدون همراهی همسایگان کشور هدف امکان تحقق ندارد؛ زیرا عمیقترین و گستردهترین مناسبات تجاری، امنیتی و اقتصادی میان کشورهای همجوار شکل میگیرد. از سوی دیگر، جنگ اقتصادی علیه ایران اگرچه در ظاهر اقتصادی است، اما ابزار اجرای آن، بهویژه در سطح منطقه، ماهیتی امنیتی و نظامی دارد؛ از فشار بر مسیرهای تجاری و دریایی گرفته تا اعمال فشار بر کشورهای همسایه.
این مسئله، کشورهای منطقه را در برابر انتخابی تعیینکننده قرار میدهد: مشارکت در طرحی که میتواند امنیت و اقتصاد آنان را نیز در معرض مخاطره قرار دهد، یا حرکت به سوی نظمی چندجانبه که در آن منافع مشترک، جایگزین تبعیت از یک قدرت فرامنطقهای شود. هرمز؛ مرز میان اقتصاد و امنیت
در چنین شرایطی، واکنش ایران نیز نمیتواند صرفاً اقتصادی باشد. هشدار اخیر سرلشکر محسن رضایی مبنی بر اینکه مشارکت یا حمایت هر کشوری از جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران، اقدامی جنگی تلقی خواهد شد، حامل پیامی روشن برای منطقه است: امنیت و اقتصاد، دو مقوله جدا از یکدیگر نیستند.
او همچنین هشدار داده است که در صورت استمرار …












