
نورنیوز-گروه بین الملل: حضور فیلد مارشال ارتشبد «عاصم منیر» در تهران، دقیقا در نقطهای از تاریخ منطقهای رخ میدهد که دیپلماسی سیاسی کلاسیک به انتهای کارایی خود رسیده و جای خود را به «دیپلماسی چکمهها» داده است. سفر بالاترین مقام نظامی اسلامآباد به پایتخت ایران، آنهم درست در آستانه اجرایی شدن بسته تحریمی جدید خزانهداری امریکا موسوم به «D-Day اقتصادی» یک احوالپرسی متعارف در روابط همسایگی نیست؛ بلکه روایتی عینی از خروج پرونده ایران و امریکا از کانالهای معمول و ورود آن به پیچیدهترین لایه از «منطقه خاکستری» است. رفت و برگشتهای طرفین با متغیرهای آشکار و پنهان، شرایطی پیچیده یا حتی غیرقابل محاسبه را رقم زده است. از منظر رئالیسم ساختاری و منطق جان مرشایمر، آنگاه که آنارشیسم بینالمللی به اوج اصطکاک میرسد و ضریب اعتماد میان بازیگران اصلی به صفر میل میکند، ساختارهای دیپلماتیک مرسوم دچار کندی و فلج کارکردی میشوند. در چنین فضای غبارآلودی، تنها ابزار باقیمانده برای انتقال سیگنالهای واقعی بدون سوءتعبیر، «ارتباطات ارتش-به-ارتش» است. واشنگتن با بالا بردن سیگنال تهدیدات مالی دریافته که ابزار تحریم دیگر توان ایجاد بازدارندگی میدانی را ندارد. از اینرو، کاخ سفید برای ارزیابی خطوط قرمز واقعی تهران و جلوگیری از محاسبات اشتباه، به یک «واسطه امنیتی خردمند» متوسل شده است. اسلامآباد نیز به عنوان بازیگری که همزمان کانالهای سخت نظامی خود را با پنتاگون حفظ کرده و همسایگی ژئوپلیتیک با ایران دارد، وارد صحنه شده تا در نقش یک «ضربهگیر منطقهای»، مانع از لغزش اوضاع به سمت یک آتشفشان غیرقابلکنترل شود.در این میان، اسراییل تنها بازیگری است که بیمحابا چشمانتظار از سرگیری جنگ تمامعیار در خاورمیانه است.
آرایش جنگ اقتصادی - رونمایی خزانهداری امریکا از بسته تحریمی جدید موسوم به «D-Day»، بیش از آنکه نشانهای از اهرم قدرتمند واشنگتن باشد، پرده از یک «تنگنای محاسباتی» در کاخسفید برمیدارد. ایالات متحده …












