
نورنیوز-گروه بین الملل: سه روز بعد یعنی ۹ اوت ، شهر ناکازاکی بمباران هستهای شد و ۷۰ هزار ژاپنی کشته شدند. کشتار ۰۰۰/۲۱۰ نفر ژاپنی و آسیبدیدن صد هزار نفر دیگر، بیتردید فقط، نقطه عطفی در تاریخ جنگ جهانی دوم، بلکه نقطه عطفی در تاریخ روابط بینالملل است.
در بیش از هشتاد سال گذشته ـ عنصر هستهای، به طور پیوستهای در مناسبات بینالمللی حضور داشته است. جهان بعد از هیروشیما و ناکازاکی، جهان سلاح هستهای است و بدون درک تحولات مربوط به سلاحهای هستهای، روابط بینالمللی معاصر قابل درک نیست.
اما چگونه میتوان نسبت سلاحهای هستهای و روابط بینالمللی معاصر را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارداد؟ در پاسخ باید گفت سلاحهای هستهای بهطور گستردهای بر فهم و مدیریت روابط بینالمللی اثر گذاشتهاند بهگونهای که میتوان، نه فقط یک یا چند موضوع هستهای را با روابط بینالمللی پیوند داد، بلکه ما با مجموعهها و منظومههای از موضوعاتی در این گستره روبرو هستیم.
برای سهولت تحلیل میتوان حداقل سه مجموعه و منظومه انسانی و اخلاقی، نظریه «سیاسی»، «استراتژیک»و منظومه «کنشها و روندهای جدید» در نسبت بین سلاحهای هستهای و روابط بینالمللی را شناسائی کرد.
در منظومه انسانی و اخلاقی باید گفت که فاجعهای که در هیروشیما و ناکازاکی رخ داد، با هیچ حادثه و رخداد دیگری در جنگها قابل مقایسه نیست. بله این تکنولوژی هستهای بود که در پروژه موسوم به منهتن در آمریکا، توسعه پیدا کرده بود. اما تکنولوژی تخریب گسترده شهرها، توسط تصمیم ترومن، رئیسجمهور آمریکا نهائی شد.
مجموعهای از تصمیمات انسانی بود که انسانهای دیگر به صورت انبوه یک جا کشت، تاریخنگاری استفاده از سلاح هستهای علیه ژاپن، در چند دهه گذشته، مورد تجدیدنظر قرار گرفته و سوالات بیپاسخی را طرح کرده است. یکی از این سوالات آن است که اصلا، این بمباران هستهای ضروری بود ؟ ژاپن که نقداً از نظر استراتژیک، ضعیف شده بود و امکان …






