
نورنیوز- گروه سیاسی : در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین پیچهای تاریخ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، و در شرایطی که کشور همچنان با تهدیدهای بالفعل و بالقوه امنیتی و نظامی بیسابقهای روبهروست، مسعود پزشکیان توئیتی منتشر کرد که شاید بتوان آن را مهمترین موضعگیری راهبردی دولت پس از تفاهم اسلامآباد دانست. رئیس جمهور در این پیام کوتاه نوشت: «تفاهمنامهای که امضا شد حاصل خرد جمعی اعضای شورای عالی امنیت ملی بود و همه اعضا با آن همدلاند. باور دارم این تفاهمنامه مرکز ثقل روابط خارجی ما در آینده خواهد بود. باید بکوشیم دشمن را وادار کنیم به آنچه امضا کرده پایبند بماند. امنیت کشور، منطقه و همپیمانان ما با این تفاهمنامه ارتقا مییابد.»
در نگاه نخست، شاید این توئیت فقط یک دفاعیه کوتاه سیاسی از یک تفاهمنامه تلقی شود؛ اما اندکی تأمل نشان میدهد که ریشه و زمینه اصلی صدور این پیام و اتخاذ این موضع می تواند تحولاتی باشد که منطق قدرت در مقیاس جهانی پس از دو جنگ سهمگین ۱۲ و ۴۰ روزه، شاهد آنها بوده است. شک نیست رخدادهایی که در سطح ملی، منطقهای و جهانی ظرف تقریباً ۱۴ ماه گذشته رقم خورده، معادلات قدرت را متحول ساخته است. تفاهم اسلامآباد یکی از مصادیق این تحول در منطق قدرت به شمار میآید. چه بسا اولین بار در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی بود که ایران در سایه یک پشتوانه جامع از تمام ارکان قدرت ( قدرت سخت نظامی، قدرت مذاکراتی و دیپلماتیک، و قدرت نرم مردم-پایه) پای یک قرارداد بینالمللی را امضا کرد و در مقام عمل نشان داد که هم اراده اجرای آن را دارد و هم آمادگی برای برخورد مناسب در صورت نقض عهد طرف مقابل.
از این جهت میتوان ادعا کرد که مهمترین بخش توئیت پزشکیان، نه صرفاً دفاع از تفاهم اسلامآباد، بلکه استفاده آگاهانه از تعبیر «مرکز ثقل روابط خارجی آینده ایران» برای توصیف آن است. گفتن ندارد که برای یک سیاستمدار ارشد، تعبیر «مرکز ثقل» یک واژه عادی نیست. مرکز ثقل، نقطهای است که سایر اجزای یک منظومه پیرامون آن و بر اساس آن سازمان مییابند. به همین دلیل، وقتی رئیسجمهور از «مرکز …








