
نورنیوز-گروه بین الملل: پیشتر در تحلیل پیامدهای منطقهای جنگ رمضان گفته و نوشته بودم که برخلاف گذشته که نظم و ترتیبات منطقهای فقط بر ایفای نقش بازیگران بینالمللی متمرکز بود، اینبار نقش بازیگران جدید منطقهای نیز در ترتیبات امنیتی برجسته میشود اما نه فقط به دلیل رویکرد ایران در جنگ اخیر. در حال حاضر و در تحلیل اولیه شاید بتوان چند زمینه کلان و مهمتر این توافق را در کنار تحولات جنگ اخیر مورد اشاره قرار داد.
نخست، رویکردهای ایالاتمتحده در حدود ۱.۵ دهه اخیر در کاهش تعهداتِ «عملیِ» امنیتی نسبت به متحدان عرب در منطقه که زمینه بیاعتمادی اعراب بهخصوص ریاض به امریکاییها را دامن زد. از ماجرای سقوط حسنی مبارک متحد کلیدی سابق امریکا و سعودی تا ماجرای حملات به تاسیسات نفتی آرامکو در جریان جنگ یمن و پس از خروج امریکا از برجام تا تحولات جدیدتر که البته این رویکرد فارغ از حزب و رییسجمهور حاکم در امریکا به یک راهبرد کلانتر یعنی کاهش تمرکز بر غرب آسیا برای افزایش توجهات به حوزه شرق آسیا برمیگشت.
دوم، رفتارهای رژیم اسراییل به ویژه از میانه جنگ غزه که سیاست پیشین مبتنی بر «موازنه» در برابر ایران با همراهی امریکا و کشورهای محافظهکار عرب را با تصور تضعیف محور ایران (به خصوص پس از سقوط اسد، ترور سیدحسن نصرالله و برداشت تضعیف حزبالله و...) به سیاست «هژمونی» با هدف تسلط بر منطقه تغییر داد و این امر حساسیت عربستان و ترکیه را به شدت برانگیخت. موضع نتانیاهو درباره تشکیل دولت فلسطینی در درون قلمروی عربستان! در میانه جنگ غزه و طرح و پیگیری ایده «اسراییل بزرگ» و سپس تحولات جنگ ۱۲ روزه... احساس تهدید آنکارا و ریاض از اهداف بعدی نتانیاهو در صورت «تسلط بر منطقه» را بیش از گذشته کرد. باوجود فاصله نزدیک حمله اسراییل به قطر با اعلام توافق دفاعی پاکستان-عربستان، اما در تحلیلهای اولیه برخی صاحبنظران در آن مقطع هم، ایران به عنوان هدف توافق دوجانبه بیشتر برجسته و به مساله تهدیدات تلآویو کمتوجهی شده بود. سوم، جنگ رمضان و نوع …













