قیمت طلا امروز




 سایت نورنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۶

روزنامه‌نگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقت‌نگاری ایرانی

این نوشتار، مقدمه ای برای یک پرسش و گفت‌وگو درباره‌ی امکان و صورت‌بندی مفهومی «روزنامه‌نگاری ملی» و «روزنامه‌نگاری ایرانی» است. اصول «روزنامه‌نگاری» در همه جای جهان باید مبتنی بر حقیقت‌کاوی و حقیقت‌نگاری، پاسخگویی و نقادی باشد و روزنامه‌نگاری ملی نیز از آن مستثنا نیست.
 روزنامه‌نگاری ملی؛ درآمدی بر حقیقت‌نگاری ایرانی

نورنیوز-گروه فرهنگی: روز خبرنگار امسال، فرصت مغتنمی است تا بازخوانی دو پارادایم در عرصه رسانه را مد نظر قرار دهیم: «روزنامه‌نگاری هژمونیک» و «روزنامه‌نگاری ملی». این دو، نه صرفاً دو شیوه اطلاع‌رسانی، که دو فلسفه و نگاه متفاوت به مفاهیمی چون رسانه، پیام، حقیقت، انسان، آگاهی، میهن و  قدرت هستند. روزنامه نگاری هژمونیک؛

روزنامه‌نگاری در غرب، در بستر مجموعه‌ای متکثر از نظریه‌ها، ساختارهای مالکیت، سنت‌ها، استانداردها و معیارهای حرفه‌ای شکل گرفته است و بسته به جریان‌های فکری و مناسباتی که مالکیت، اقتصاد و سیاست و اهداف رسانه و نیروی انسانی  آن را تعریف می‌کنند، می‌تواند طیفی گسترده، از رسانه‌های انسان‌محور، آزادی‌خواه، تکثرگرا و انتقادی تا رسانه‌های هژمونیک و وابسته به کانون‌های قدرت را دربر گیرد.

مراد از روزنامه‌نگاری هژمونیک  که ریشه‌های تاریخی آن را می‌توان در نظم استعماری جست‌وجو کرد، روزنامه نگاری است که واقعیت‌های تعیین‌کننده جهان را از دریچه منافع قدرت‌های مسلط صورت‌بندی و بازنمایی می‌کند. از این رو، شاهد هستیم که  در قرن بیست‌ویکم و عصر هوش مصنوعی، پلتفرم های تحت مالکیت و کنترل ابرشرکت‌ها و قدرت‌های مسلط، مدل‌های زبانی، موتورهای جست‌وجو، الگوریتم‌های توصیه‌گر و قواعد رتبه‌بندی چگونه در برجسته‌سازی، حاشیه‌رانی و قاب‌بندی روایت‌ها مداخله می‌کنند و همچنان در طیف وسیعی از رسانه های جریان اصلی، مناسبات هژمونیک را بازتولید می‌کنند. چرا که هژمونی، صرفاً تحمیل برتری اقتصادی، سیاسی یا نظامی یک قدرت نیست، بلکه سازوکار تحمیل روایتی منفعت‌بنیاد از واقعیت‌ها، به‌عنوان روایتی جهان‌شمول بر دیگر ملت‌ها نیز هست.

این نوع روزنامه‌نگاری، با به‌کارگیری پیچیده‌ترین سازوکارهای زبانی و روایی، از سوگ ما روایت می‌سازد، اما در برابر ساختارهای مولد رنج‌ ما، یا پیشگیری از آن رنج ها، کمتر مسئولیتی برای خود قائل است. گاه با فضاسازی و نادیده گرفتن ریشه‌های یک بحران، به جنگ‌ها یا تداوم آن مشروعیت گفتمانی می‌بخشد و گاه مشروع ترین حقوق یک ملت  را به پای استیلای قدرت ها قربانی می کند. برای ضعف‌ها، مرثیه می‌سراید، اما نقاط قوت و ظرفیت‌های راهبردی را هدف قرار می‌دهد. به شکل‌گیری یا تداوم شرایطی دامن می‌زند که به فاجعه می‌انجامد و سپس از مصیبتِ قربانیان همان جنگ سوژه‌ای می‌آفریند تا اعتبار حرفه‌ای و منافع رسانه‌ای خود را بر آن بنا کند. بارها مشاهده شده، که در این گفتمان رسانه ای، اصلِ خشونت ها و جنگ ها تخطئه نمی‌شوند و اگرهم چنین شود، غالبا ساختارهای مولد و بانیان اصلی آن مورد خطاب قرار نمی‌گیرند و به نوعی، تراژدی از عاملان اصلی خود جدا می‌شود. در چنین منظومه‌ای، رنج و محرومیت و فلاکت انسان‌ها، دیگر موضوعی برای مسئولیت اخلاقی نیست، بلکه سرمایه‌ای برای جذب مخاطب و کسب اعتبار است کما این که بسیاری دیگر از سوژه ها نیز قربانی تجاری سازی و قطبی سازی هستند.

حساب آن دسته رسانه‌های مستقل یا ملهم از مکاتب آزادی‌بخش و انسانی جدا، اما بسیاری از رسانه‌های جریان اصلی در نظام رسانه‌ای هژمونیک، تا جایی از انسان و آزادی و برابری سخن می‌گویند که انسانِ موضوع آن در دایره‌ی نژادی و هویتی آنان قرار گیرد و یا رنگی به رنگین‌کمان منافع آنان بیفزاید. وگرنه در سراسر جهان غرب، چند رسانه‌ی جریان اصلی، به‌واقع و به‌هنگام، رنج جهان غیرمسلط را با عمق، استمرار و حساسیتی متناسب پوشش داده‌اند و زمینه‌های تاریخی، بانیان و ساختارهای مولد این جنگ‌ها و نسل‌کشی‌ها و انسان‌زدایی‌ها را به‌طور جدی و مستمر مورد پرسش قرار داده یا در برابر آن ایستاده‌اند؟

این شیوه ی روایت در این بخش از رسانه های جریان اصلی، بر یک پیش‌فرض معرفتی و تاریخیِ استعماری استوار است: غرب به عنوان تنها معیار و مسیر توسعه و تمدن بازنمایی می شود و ملت‌های دیگر در جایگاه «دیگری» صورت بندی می شوند که ذاتاً عقب‌مانده‌اند یا قربانی گناهی هستند که خود مرتکب شده‌اند و مسئولیت تاریخی قدرت‌ها کم‌رنگ یا حذف می‌شود. اگر بخشی از وضعیت امروز غرب محصول نوآوری و دانش باشد، بخش چشمگیری از آن ریشه در بهره‌کشی، نسل‌کشی و چپاول دیگر ملت‌ها دارد. در مقابل، بسیاری از آنچه امروز در بسیاری از کشورهای مستقل دیده می‌شود، نه نقطه صفر تمدن، که تقلایی است برای بازسازیِ ویرانه‌هایی که قرن‌ها میراث استعمار، ساختارهای نابرابر جهانی و مداخلات خارجی بر جای گذاشته است.

از این روی، رسانه‌های ما بیش از هر زمان، نیازمند شناخت جامع‌تر از حقیقت امروز جهان هستند؛ حقیقتی که در بسیاری از موارد، در چنبره روایت‌های هژمونیک و اشکال گوناگون برتری‌طلبی گرفتار شده است.  رسانه‌ای که چارچوب‌بندی خود را بر پیامدها استوار سازد و تنها «پیامدها» را برجسته کند و درباره «زمینه‌ها و عاملان» سکوت پیشه کند، تصویری ناقص و جهت‌دار از واقعیت ارائه می‌دهد. این سازوکار، در مواردی نه‌تنها به کتمان حقیقت، که به پمپاژ ناحقیقت می‌انجامد. دردناک‌تر آنکه این الگوی روایی، محدود به رسانه‌های جریان اصلی غرب نمانده و نه‌تنها در بخش بزرگی از رسانه‌های داخلی ما عیناً ترجمه، که متأسفانه در مفاهیم تولیدی ما نیز همان پارادایم، بازتولید می‌شود و بخشی از روزنامه‌نگاری ما نیز همچنان جهان را با همان چشم تفسیر می‌کند. از این روی، هر رسانه خارجی یا داخلی می‌تواند در درجات مختلف واجد عناصر هژمونیک باشد. روزنامه نگاری ملی؛

در برابر این جریان، سخن از «روزنامه‌نگاری ملی» قد علم می‌کند. تفاوت بنیادین این دو، در معرفت‌شناسی رسانه نهفته است؛ یکی حقیقت را در چارچوب منافع قدرت‌های مسلط بازنمایی می‌کند، و دیگری با شناخت و تحلیل مناسبات قدرت، آن را از منظر خیر عمومی، منافع ملی و کرامت انسان می‌کاود.  در این نگاه، مفهوم «ملی»، از جمله ریشه در  مرزبندی با استعمار دارد و ارزش های بنیادین روزنامه نگاری ملی در تمایز با روزنامه‌نگاری هژمونیکِ نواستعماری صورت‌بندی می‌شوند. ضمن آن که این روزنامه نگاری، در پی فاشیسم نژادی و ناسیونالیسم افراطی یا خودبرترپندار نیست. این نگاه نمی‌گوید وطن یا نژاد من بالاترین است؛ بلکه در پی آن است که چه چیزی برای میهن و مردم من بهترین است!

البته، روزنامه‌نگاری ملی  با «پروپاگاندای داخلی» یا «روزنامه‌نگاری دولتی» یا «روابط‌عمومی» که متاسفانه در بخش بزرگی از رسانه های کشورها از جمله کشورما فراگیر شده، متمایز است. روزنامه نگاری وابسته در هر جای جهان، بیش از آن که روزنامه نگاری باشد، گرفتار آفت قدرت، مالکیت و تبلیغات است و با «حقیقت نگاری» فاصله ی بسیار دارد. این نوع روزنامه نگاری، دچار مونولوگ و اطلاع رسانی از بالا به پایین شده، با نادیده گرفتن یا فراموشی جامعه و انکار مطالبات آن، نوعی «روزنامه‌نگاری قدرت‌محور» و «توجیه گر» و  در مواردی «زورنامه‌نگاری» را پدید می آورد. روزنامه‌نگاری ملی، باید «معرفت بنیاد » و «ضلع سومی» باشد که از وابستگی تحریریه به کانون‌های قدرت، ثروت و منافع سازمان‌یافته داخلی و نیز روایت‌های هژمونیک خارجی پرهیز می‌کند.

اصول «روزنامه‌نگاری»، در همه جای جهان باید مبتنی بر حقیقت‌کاوی و حقیقت‌نگاری، پاسخگویی و نقادی باشد و روزنامه نگاری ملی نیز از آن مستثنا نیست. آنچه روزنامه‌نگاری را «ملی» می‌کند، نه تغییر در اصول جهان‌شمول حرفه‌ای، بلکه تعلق آن به حافظه تاریخی، تجربه زیسته، فرهنگ و افق تمدنی و حتی  زبان و ادبیاتی است که از پنجره ی آن به روایت حقیقت می‌پردازد  و می کوشد امکان شناخت و تحقق خیر عمومی و منافع بلندمدت ملت را فراهم آورد و نماد و برآیند خرد جمعی  ملت و سرزمینی باشد که به آن تعلق دارد. از این روی، هر کشور صاحب تمدن، فرهنگ و تاریخی می تواند روزنامه نگاری ملی خود را داشته باشد.

گفت و گوی فرهنگی  مغتنم است، اما روزنامه‌نگاری را نمی‌توان به انتقال بی‌واسطه الگوها، فناوری‌ها و تکنیک‌های دیگر فرهنگ ها فروکاست. روزنامه نگاری ملی از سنت های بومی  نه تنها رنگ می پذیرد که ریشه می گیرد،  و به آن احساس تعلق دارد. روزنامه‌نگاری صرفاً «رویدادنگاری» به مفهوم «روایت ساده ی رخدادها» و انعکاس خام واقعیت نیست؛ گزینش، اولویت‌بندی، برجسته سازی و چینش واقعیت ها نیز هست. وقتی سخن از انسان، انتخاب و اولویت به میان می آید، دیگر بی طرفی مطلق در حد ادعا باقی می ماند و  منظومه ای از باورها، سنت ها و ارزش ها و هنجار ها و سیاست ها نقش آفرینی می کنند که بخواهیم یا نخواهیم در همه جای جهان اعمال می شود.

وقتی سخن از «حقیقت نگاری ایرانی» به میان می آید، روشن است که «حقیقت» جغرافیا ندارد و ایرانی و خارجی نمی شناسد، اما زاویه دید، مسئله‌گزینی، منافع ملی و حساسیت‌های اخلاقی می‌توانند متعلق به هر سرزمین و اینجا ایران باشند. از این‌رو در مواجهه با یک رویداد واحد، روایتِ یک روزنامه‌نگار ایرانی با روایت روزنامه‌نگاری برخاسته از زیست‌بوم دیگر، با هر میزان مشابهت، از تمایزات خاص خود برخوردار خواهد بود  و مسئله گزینی آنها و شیوه ی روایت و دلالت ها و حساسیت های گفتمانی و حتی ادبیات و ادب واژه های آنها هرگز یکسان نخواهد بود.

وقتی رسانه بخشی از وجدان و حافظه ی یک ملت است و وقتی روزنامه نگاری ملی در بستر تمدنی سرزمینی چون ایران تعریف شود، می توان از «روزنامه نگاری ایرانی» با پارادایم هنجاری و مبانی معرفت شناختی متناسب با مولفه های تمدنی و فرهنگی ایران سخن به میان آورد.  اینک که آمیزه ی تکنولوژی، نیروی انسانی و دیگر تحولات اجتماعی، افق های جدیدی پیش روی اطلاع‌رسانی گشوده است و صدها استاد و تربیت یافته ی دانشگاهی و هزاران جوان بی ادعا، با انگیزه  و تحصیل کرده از سراسر کشور، در تحریریه ها یا در قالب رسانه های شهروندی به تولید و نشر محتوا مشغولند و به روزنامه نگاری ابعاد بی سابقه ای بخشیده اند،  زمینه‌ای مساعدتر از همیشه برای تحقق «روزنامه‌نگاری ملی» فراهم آمده است.

با وجود موانع، نگارنده، صورت‌بندی روزنامه‌نگاری ملی و ایرانی را نه آرزویی انتزاعی، بلکه امری ممکن و قابل تحقق می‌داند. همان‌گونه که از معماری ایرانی، سینمای ایرانی، موسیقی ایرانی، نقاشی ایرانی و فرش ایرانی سخن می‌گوییم، و این تعابیر صرفاً به قلمرو جغرافیایی اشاره ندارند، بلکه بیانگر سنت، هویت، زبان، زیبایی‌شناسی و جهان‌بینی خاصی هستند، روزنامه نگاری ایرانی نیز در سطحی دیگر، شاخصه های خود را دارد. به زبان ساده هر ساختمانی که در ایران ساخته شود، لزوماً نمونه‌ای از معماری ایرانی نیست. به همین قیاس، «روزنامه‌نگاری در ایران» را نیز باید از «روزنامه‌نگاری ایرانی» متمایز دانست؛ اولی مفهومی جغرافیایی است، اما دومی به یک هویت حرفه‌ای، سنت و پارادایم اشاره دارد.

به عنوان نمونه، تجربه سال‌های آغازین ایسنا که در بستر سیاسی اجتماعی و رسانه ای مساعد دوران اصلاحات شکل گرفت،  به اعتبار ساختار بدیع سازمانی و مدیریتی، سرمایه انسانی جوان و متمایز، تمایز در الگوی تحریریه، شیوه تحریر، مفهوم خبر و تولید محتوا با اهتمام به «هر دانشجو یک خبرنگار / هر ایده، یک خبر» و نیز تلاش برای تحقق «ایران به روایت ایران» و افق‌گشایی به سوی «جهان به روایت ایران»، یکی از تجربه‌های قابل مطالعه در مسیر شکل‌گیری نوعی روزنامه‌نگاری ملی و «حقیقت‌نگاری ایرانی» بوده است؛ تجربه‌ای که در تحول آرایش رسانه‌ای ایران، از جمله شکستن انحصار خبری، تعدیل خطوط قرمز، ارتقای جایگاه خبرگزاری‌ها، تحول در تلقی از نقش رسانه و روزنامه‌نگار و دگرگونی در فرهنگ تولید و مصرف خبر، سهمی قابل توجه داشت و  در زمان خود توانست پاسخی واقعی به مهمترین چالش رسانه های داخلی یعنی بحران «مرجعیت و اعتماد» باشد و لذا به سرعت به مرجع نخست اخبار ایران تبدیل شد. این تجربه، نمونه ای عملی و عینی در پیش روی قرار داد تا برخی از اصول و مؤلفه‌های آنچه با عنوان «روزنامه‌نگاری ملی» یاد شد، نه صرفاً در مقام نظریه، بلکه در عرصه عمل نیز آزموده شود؛ هرچند این الگو در زیست‌بوم رسانه‌ای امروز، با توجه به چالش‌های هوش مصنوعی، پلتفرم‌های جهانی و دگرگونی در رفتار رسانه‌ای جامعه، نیازمند بازتعریف و ترمیم است.

این نوشتار، صرفاً تلاشی مقدماتی برای آغاز یک پرسش و گفت‌وگو درباره‌ی صورت‌بندی مفهومی «روزنامه‌نگاری ملی» و «روزنامه‌نگاری ایرانی» بود و تأمل در این پرسش و گفت‌وگو درباره مبانی، اصول و مؤلفه‌های آن را به پژوهشگران و روزنامه‌نگاران عزیزمان می‌سپارم.

شفقنا



۳۵ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

ویژه‌نامه «آقای ایران» همزمان با چهلم رهبر شهید منتشر شد

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، ویژه‌نامه «آقای ایران» در قالب مجموعه‌ای از گفت‌وگوها، یادداشت‌ها و گفتارهای چهره‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور، به بررسی ابعاد مختلف اندیشه، دیدگاه و منظومه فکری رهبر شهید پرداخته است.

این ویژه‌نامه همزمان با چهلمین روز تشییع و تدفین رهبر شهید ایران منتشر شد.

در بخش «سیدعلی خامنه‌ای و مردم»، چهره‌هایی همچون محمدرضا زائری، علی کمیلی، احمد عبدالرحیمی، تینا امین و محمدحسین خلیلیان به بررسی نگاه ایشان به مردم و جایگاه آنان پرداخته‌اند.

همچنین محورهای «فرهنگ» و «زبان فارسی» با مطالبی از عبدالحسین خسروپناه، منوچهر محمدی، اصغر پورمحمدی، یوسف‌علی میرشکاک، محمدرضا سنگری، علی‌محمد مؤدب و فاطمه عظیمی‌فرد همراه شده است.

در بخش‌های «هویت» و «تاریخ» نیز آثاری از هدایت‌الله بهبودی، مسعود رضایی، مهدی حجت، سیدحسین شهرستانی، محسن مؤمنی شریف و مهران کریمی منتشر شده و موضوع «تمامیت ارضی و قدرت دفاعی» نیز با مطالبی از اسحاق جهانگیری، حبیب‌الله سیاری، اسماعیل کوثری، کاظم انبارلویی و عبدالله گنجی مورد بررسی قرار گرفته است.

این ویژه‌نامه همچنین در بخش «طبیعت» یادداشتی از معصومه ابتکار با عنوان «دغدغه سبز آقای ایران» و در بخش «آینده» مطالبی از مرضیه وحید دستجردی، محمدرضا مخبر دزفولی، مریم اردبیلی و محمدحسین صفارهرندی را شامل می‌شود.

سرمقاله این ویژه‌نامه نیز با عنوان «مرزداری از ساحت آقای ایران» به قلم محمدرضا جوان‌آراسته، مدیرمسئول نشریه، منتشر شده است.


۱ ساعت قبل / سایت تابناک

پیمان معادی مدل برند ایتالیایی شد+عکس

به گزارش تابناک؛ پیمان معادی، بازیگر ایرانی، در همکاری جدید خود با برند ایتالیایی «ایزایا» به‌عنوان مدل جلوی دوربین رفت. 

برند ایزایا در سال ۱۹۲۰ توسط انریکو ایزایا تأسیس شد و در زمینه پوشاک و مد لوکس فعالیت دارد.

این همکاری، حضور معادی در عرصه مد و تبلیغات بین‌المللی را پررنگ‌تر کرده است.


۳ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از طرح آرامگاه محمود فرشچیان

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ طرح معماری بنای آرامگاه استاد محمود فرشچیان، نگارگر برجسته ایرانی، با طراحی شهاب نیکمان، پس از ارائه و بررسی، با حضور علی دارابی، قائم‌ مقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع و معاون میراث فرهنگی کشور، و علیرضا ایزدی مدیرکل ثبت آثار وزارت میراث فرهنگی، مهدی جمالی‌نژاد استاندار اصفهان، و برخی اعضای خانواده فرشچیان، ۲۸ مردادماه و در نخستین سالگرد درگذشت فرشچیان رونمایی شد. این بنا در مجاورت آرامگاه صائب تبریزی و در محوطه باغ تاریخی آرامگاه او (باغ تکیه) در اصفهان احداث خواهد شد.

پیوند نگارگری و معماری

شهاب نیکمان که طراح بنای آرامگاه محمود فرشچیان به ایسنا گفت: ایده اصلی و مبنای طراحی این اثر، خطوط منحنی و سیال نگارگری ایرانی است که از شاخص‌ترین ویژگی‌های این هنر، به‌ویژه در آثار استاد فرشچیان به شمار می‌رود. در واقع در این طرح خطوط از سطح دوبعدی نقاشی خارج و در فضای سه‌بعدی تجسم پیدا می‌کنند. به این ترتیب، تمامی خطوط اصلی بنا در هر سه بُعد دارای انحنا و حرکت هستند. به گفته او، فرآیند طراحی این اثر از شکل‌گیری و طراحی کانسپت و تدوین ایده کلی آغاز شده و پس از تصویرسازی‌های اولیه، وارد مراحل طراحی فرم و ساختار معماری، تعیین ابعاد و تناسبات، تهیه و تدوین نقشه‌های معماری، طراحی آرایه‌های معماری، تعیین مصالح، طراحی سازه و تهیه نقشه‌های مربوط به آن شده است. این مراحل همچنین با همکاری تیم تخصصی در مؤسسه فرهنگی هنری میراث مانا نقش (سازمان غیردولتی دارای اعتبارنامه مقام مشورتی یونسکو)، انجام شده است.

نیکمان از دیدگاه خود این طرح را تشریح کرد و گفت: در فرآیند طراحی این بنا، ضمن در نظر گرفتن جایگاه، سبک هنری و آثار استاد فرشچیان، همواره این مهم در نظر بوده که این اثر فراتر از کارکرد آرامگاهی و یادمانی، به عنوان بخشی از هویت و گنجینه معماری اصفهان و ایران در آینده، و روایتگر بخشی از سیر معماری سنتی و معاصر ما خواهد بود.

هشت درگاه، هفت آسمان

به گفته او، در این طرح، مفاهیمی برگرفته از «پردیس یا بهشت» و «باغ ایرانی» نقش بنیادین دارند و بر اساس آن، بنای آرامگاه دارای هشت درگاه و هشت ستون است. همچنین بنا بر فراز هفت پله قرار گرفته و گنبد آن نیز در هفت لایه، نمادی از هفت آسمان است.

طراح بنای آرامگاه محمود فرشچیان درباره زبان معماری بنا توضیح داد: تلاش شده در این بنا پیوندی میان بیان معاصر معماری و ریشه‌های معماری تاریخی ایران و اصفهان برقرار شود. در منحنی‌های آن، به‌ویژه در نمای بنا، از فرم‌های منحنی معماری دوره ساسانی، به‌خصوص طاق کسری و آذرگشسب، تا قوس‌های معماری اسلامی الهام گرفته شده و در واقع نوعی بازخوانی منطق فرم، خط، تناسب و آرایه صورت گرفته است که در ترکیب با حرکت سیال و دوارِ خطوط در آثار و شیوه قلم استاد فرشچیان، به فرم نهایی رسیده است.

او اضافه کرد: در طراحی بنای آرامگاه استاد فرشچیان، آرایه‌های معماری نیز نقش قابل‌توجهی دارند. برای سطح بیرونی گنبد، کاشی‌کاری با نقش‌هایی برگرفته از طرح‌ها و آرایه‌های اصیل اصفهان و برای سطح زیرین آسمانه یا گنبد، اجرای نگارگری ایرانی پیش‌بینی شده است. سنگ مزار نیز به‌عنوان جزئی از این مجموعه طراحی شده و طرح آن از کیفیت و فرم خطوط آثار استاد فرشچیان در تلفیق با خوشنویسی شکسته‌نستعلیق شکل گرفته است و با هنر سنگ‌تراشی اجرا خواهد شد؛ به‌گونه‌ای که سنگ مزار نه صرفاً حجمی راکد و بی‌جان، بلکه بخشی از ترکیب هنری و خطوط پویای معماری مجموعه باشد. به این ترتیب، در طراحی آرایه‌های بنا از شماری از هنرها و مهارت‌های سنتی ایران، از جمله برخی از عنصرهای میراث ناملموس ثبت جهانی ایران بهره گرفته شده است.

 




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 حضور غافلگیر کننده رایان سرلک در تولید یک برنامه پرطرفدار و نوستالژیک | پسر جانشین پدر شد
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

حضور غافلگیر کننده رایان سرلک در تولید یک برنامه پرطرفدار و نوستالژیک | پسر جانشین پدر شد

تولید سری جدید برنامه «صبح جمعه با شما» با حضور جمعی از هنرمندان باسابقه و چهره‌های جوان عرصه هنر آغاز شد.

 سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم
۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

«خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۷ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۲۰ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...