
نورنیوز-گروه اقتصادی : ترامپ در شرایطی وارد این جنگ شد که اقتصاد آمریکا از پیش با یک مسئله ساختاری مواجه بود: بدهی سنگین و کسری بودجه مزمن.
اکنون نشانههای تازهای از تشدید این فشارها نمایان شده است؛ نشانههایی که گزارش اخیر واشنگتنپست درباره نزدیکشدن بدهی آمریکا به ۴۰ تریلیون دلار، آن هم ماهها زودتر از برآوردهای قبلی، برجسته کرده است. بر اساس این گزارش، بدهی فدرال آمریکا در آستانه عبور از مرز ۴۰ تریلیون دلار قرار دارد و کاهش درآمدهای تعرفهای پس از ابطال بخشی از تعرفههای دولت ترامپ، نیاز خزانهداری به استقراض بیشتر را افزایش داده است. همزمان، سقف بدهی بعدی نیز ممکن است زودتر از انتظار فرا برسد. مسئله فقط ۴۰ تریلیون دلار نیست
اهمیت این رقم صرفاً در بزرگی آن نیست؛ بلکه در سرعت انباشت بدهی و همزمانی آن با افزایش هزینه استقراض دولت آمریکا است.
بازار اوراق خزانه در روزهای اخیر پیام مهمی به واشنگتن داده است. بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا در ۱۸ اوت به حدود ۵.۳۴ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷. روز بعد، خزانهداری آمریکا برای حمایت از نقدشوندگی بازار اوراق بلندمدت، حجم عملیات بازخرید خود را دو برابر کرد. این اتفاق به معنای فروپاشی بازار بدهی آمریکا نیست؛ تقاضا برای اوراق خزانه همچنان وجود دارد. اما سرمایهگذاران برای نگهداری بدهی بلندمدت آمریکا، بازده بیشتری مطالبه میکنند و این یعنی هزینه استقراض دولت در حال افزایش است.
در چنین شرایطی، یک چرخه نگرانکننده شکل میگیرد: کسری بودجه بیشتر به انتشار اوراق بیشتر نیاز دارد؛ عرضه بیشتر و نگرانی درباره تورم و وضعیت مالی دولت، بازده بالاتری طلب میکند؛ و بازده بالاتر، هزینه بهره بدهی را افزایش میدهد. در نتیجه، بخشی از درآمدهای آینده دولت باید صرف پرداخت هزینه بدهیهای گذشته شود. جنگ ایران؛ متغیری که این چرخه را تشدید میکند
اینجاست که تصمیم ترامپ برای جنگ با ایران اهمیت اقتصادی پیدا میکند. جنگ طولانی، هزینههای مستقیم نظامی را افزایش میدهد؛ اما اثر مهمتر میتواند از مسیر انرژی وارد شود.
تداوم بحران در منطقه و اختلال در بازار نفت …








