به گزارش اصلاحات نیوز؛
هممیهن نوشت: این روزها عدهای از رسانهها و برخی از تحلیلگران وابسته به جناحی خاص مدام به بیان برخی واقعیات اقتصادی و سیاسی از سوی رئیسجمهوری انتقاد میکنند. حرفشان این است که چرا رئیسجمهور با بیان برخی واقعیتها درباره شرایط اقتصادی و سیاسی کشور، تصویری ضعیف از ایران ارائه میدهد و این اقدام ایالات متحده را در پیگیری سیاستهایش در قبال ایران جسورتر میکند.
از هر جهت به این نوع انتقادات بنگریم، پای استدلال منتقدان میلنگد. سوال نخست این است که آیا مردم نباید از شرایط واقعی که در آن هستند، آگاه باشند؟ این وظیفه هر دولتی است که دلایل فشاری شدید و طاقتفرسایی که مردم تحمل میکنند را با زبان صریح بیان کند. این ابتداییترین حق مردمی است که بار اصلی فشار این جنگ را بر دوش میکشند. مردم باید بدانند که چرا فشار را تحمل میکنند. ابعاد این فشار چیست؟ حدودا قرار است تا جه زمانی ادامه داشته باشد. دولت برای کمکردن این فشارها چه اقداماتی در نظر دارد و کجاها دستش بسته است و به طور چشمانداز آینده بر فرض ادامه همین سیاستها چیست؟ چرا بیان واقعیت خطاب به مردم برخی را عصبانی میکند؟ بیان واقعیت وظیفهای بنیادی است که هر حاکم در قبال مردمش بر دوش دارد.
دوم اینکه چرا برخی فکر میکند که این آمار و ارقامی از سوی رئیسجمهور اعلام میشود، محرمانه است و کسی از آن مطلع نیست و بنابراین بیانش تصویری ضعیف از کشور ارائه میکند؟ آیا واقعا این دسته از منتقدان فکر میکنند که این آمار و ارقام و بیان واقعیت وضعیت اقتصادی و سیاسی ایران اطلاعاتی است که از چشم و گوش مقامات ایالات متحده پنهان مانده؟ در مقابل، آیا تحلیلگران جهان از محدودیتهای آمریکا در این جنگ از جمله کاهش ذخایر موشکهای رهگیر و محدودیتهای اقتصادی این کشور در این جنگ، مطلع نیستند؟ آیا در عصر گردش آزاد اطلاعات، میتوان این اطلاعات را پنهان نگاه داشت؟ آیا واقعیت انتظار دارند بپذیریم که سیاستگذاران در ایالات متحده نسبت به واقعیت وضعیت اقتصادی ایران ناآگاه هستند و هر روز منتظرند ببینید رئیسجمهوری ایران چه میگوید تا بتوانند سیاستگذاری کنند؟ …












