
به گزارش اصلاحات نیوز؛
حسین نورانینژاد در ارزیابی علل مخالفت برخی گروههای سیاسی با مذاکرات در شرایطی که عقلای نظام به این نتیجه رسیدهاند که مذاکره نیز میتواند یکی از ابزارهای تامین کننده منافع ملی باشد، گفت: این مخالفتها دلایل و انگیزههای مختلفی دارد و به طور کلی مخالفان را به چهار دسته میتوان تقسیم کرد.
وی در توضیح ویژگیهای دسته نخست اظهار داشت: این دسته براندازانی هستند که به وضوح از هرگونه مذاکره، توافق و تفاهم ناراضی هستند و آن را به مثابه «شکست» خود قلمداد میکنند، نماد این جریان، اینترنشنال و نماد سیاسی آن سلطنتطلبانی هستند که دل به جنگ و دخالت خارجی بستهاند.
این فعال سیاسی در توضیح دلایل مخالفت گروه دوم گفت: دسته دیگر کسانی هستند که به نظر میرسد در پی زدن نظام نیستند بلکه مخالف دولت هستند و میخواهند آن را بزنند. این دسته میخواهند بحران را تا جایی مدیریت کنند که دولت زمین بخورد، آنها جایگزین شوند و خودشان توافق کنند. این افراد دغدغه خودشان را دارند و منافع ملی را پس از منافع جناحی و فردی میبینند.
نورانینژاد در توضیح مختصات دسته سوم مخالفان مذاکره اظهار داشت: گروه سوم، جریانات ایدئولوژیکهای متعصب هستند که خود جنگ برای آنها اصالت دارد نه صلح و توسعه. آنها مدام میگویند باید بجنگیم و هنگامی که میپرسیم که این جنگ تا کجا باید ادامه یابد، در پاسخ میگویند جنگ تا زمانی ادامه دارد که دشمن زانو بزند و اگر باز هم پرسیده شود چنین ادعایی را بر اساس کدام معادلات و موازنه قوا مطرح میکنید؟ مگر با تفاهمنامه اخیر آنها عملا در دستیابی به اهداف خود شکست نخوردهاند تا زمان پایان جنگ فرا رسد چه تفاهم و توافقی بهتر از این؟ این عده نه تنها پاسخ روشنی ندارند.
وی ادامه داد: خودشان هم بهتر میدانند که اساسامسئله آنها صلح، توافق، توسعه و یک زندگی عادی نیست. حالا برخی افراد در این دسته پشتوانههای ایدئولوژیک دارند و برخی از آنها تنها از پشتوانههای احساسی و عاطفی برخوردارند
مخالفان مذاکره در برابر این پرسش که «مگر با تفاهمنامه اخیر دشمنان در دستیابی به اهداف خود شکست نخوردهاند تا زمان پایان جنگ فرا برسد»؟ پاسخی ندارند. قائم مقام حزب اتحاد ملت ایران اسلامی از نفوذیها به عنوان دسته چهارم مخالف مذاکره یاد کرد …











