
به گزارش اصلاحات نیوز؛
نشریه «فارن افرز» در تحلیلی نوشت:
خاورمیانه آمریکایی به پایان خود رسیده است. نظم منطقهای که از سال ۱۹۹۱ حاکم بوده، یکی از تبعات فراوان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده است. شکست آمریکا و اسرائیل در سرنگونی تهران، ورشکستگی دههها تحریم و خشونت را ثابت کرده است. ناتوانی ایالات متحده در محافظت از متحدان خلیج فارس خود در برابر پاسخ ایران یا باز نگه داشتن تنگه هرمز، به طرز مهلکی معامله امنیتی اصلی را که شبکه پایگاههای نظامی آن در منطقه را توجیه میکرد تضعیف کرده است و موضع تهدیدآمیز فزاینده اسرائیل و کنار گذاشتن هرگونه تظاهر به علاقه به دستیابی به سازش با فلسطین، به مأموریت چند دههای واشنگتن برای گرد هم آوردن متحدان عرب خود و اسرائیل در یک همکاری امنیتی پایدار پایان داده است.
در ابتدا، ممکن است به نظر نرسد که این جنگ تأثیر زیادی بر اتحادهایی که نظم آمریکایی را تشکیل میدهند، داشته است. کشورهای خلیج فارس که با یک جنگ بینتیجه و یک ایران قدرتمند روبهرو هستند، ممکن است خریدهای تسلیحاتی و درخواستهای خود برای تضمینهای امنیتی جدید را افزایش دهند و توهم تداوم را ایجاد کنند. اما نظم قدیمی در واقع جای خود را به چیزی جدید میدهد.
نظم کنونی خاورمیانه که توسط دولت جورج اچ دبلیو بوش پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آزادسازی کویت از اشغال عراق در جنگ خلیج فارس در سالهای ۱۹۹۰-۱۹۹۱ برقرار شد، با برتری آمریکا تعریف شده است. واشنگتن که با فرصتی تاریخی برای تضمین تسلط بلامنازع بر منطقهای که مدتها محل مناقشه بود، روبهرو شده بود، با ایجاد پایگاههای نظامی و ترتیبات امنیتی برای مهار عراق و ایران، حضور خود را به امری ضروری تبدیل کرد. حمایت نظامی و سیاسی آن، بقای تقریباً هر حکومتی در منطقه را تضمین میکرد.
واشنگتن برای مشروعیت بخشیدن به نقش خود، روند صلح اعراب و اسرائیل را به امید ادغام متحدان عرب خود و اسرائیل در یک چارچوب امنیتی مشترک آغاز کرد. نتیجه، منطقهای بود که بین یک بلوک به رهبری آمریکا شامل اسرائیل، ترکیه و هر کشور عربی و یک بلوک مخالف و کمتر رسمی شامل ایران، سوریه و بازیگران غیردولتی مانند حماس، حزبالله و انصارالله تقسیم شده بود. این ساختار در طول سه دهه تغییرات چشمگیر در سیاستهای جهانی، …











