قیمت طلا امروز




 سایت اصلاحات نیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۶

رؤسای جمهور آمریکا دهه‌ها در فهم ساختار قدرت ایران ناکام مانده‌اند

روزنامه نیویورک‌تایمز در تحلیلی با مرور تجربه رؤسای جمهور آمریکا از زمان انقلاب اسلامی تاکنون، نوشت اغلب دولت‌های آمریکا در شناخت ساختار قدرت، منطق تصمیم‌گیر...
 رؤسای جمهور آمریکا دهه‌ها در فهم ساختار قدرت ایران ناکام مانده‌اند

به گزارش اصلاحات نیوز؛

ادعای خشمگینانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر اینکه ایران در تعاملات خود با واشنگتن «به‌طرز باورنکردنی دوگانه رفتار می‌کند»، تازه‌ترین نشانه از دشواری او در درک رقبای ایرانی‌ است. ترامپ خود را استاد شناخت و بهره‌برداری از دشمنانش می‌داند، اما رهبران ایران بارها او را سردرگم کرده‌اند.

ترامپ هفته گذشته در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: «آنها فقط مرا عصبانی می‌کنند. آنها فقط باعث عصبانیت من می‌شوند.»

به نوشته نیویورک‌تایمز، احتمالاً این سرخوردگی برای رئیس‌جمهور آمریکا ادامه خواهد یافت. ناتوانی ترامپ در دستیابی به توافق مطلوب با ایران، علاوه بر هزینه سیاسی در میان رأی‌دهندگانی که از جنگ خسته شده‌اند، باعث تداوم بی‌ثباتی در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان شده و افزایش نوسان قیمت نفت را به دنبال داشته است؛ مسئله‌ای که به مصرف‌کنندگان آمریکایی و اقتصاد جهانی آسیب زده است.

ترامپ؛ تازه‌ترین رئیس‌جمهوری که ایران را به‌درستی درک نکرد

نویسنده یادآوری می‌کند که ترامپ نخستین رئیس‌جمهور آمریکا نیست که در فهم ایران با مشکل مواجه شده است. از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، همه رؤسای جمهور آمریکا تلاش کرده‌اند ساختار پیچیده قدرت در ایران و ذهنیت رهبران سیاسی آن را رمزگشایی کنند، اما بیشتر آنها در این مسیر ناکام مانده‌اند و برخی نیز هزینه سنگینی پرداخته‌اند.

به نوشته مقاله، یکی از معدود استثناها باراک اوباما بود که با توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ توانست پس از ۲۰ ماه مذاکره دیپلماتیک به توافقی با ایران برسد. اوباما این توافق را دستاوردی مهم می‌دانست، هرچند جمهوری‌خواهان و برخی دموکرات‌ها معتقد بودند ایران با نشان دادن چهره‌ای میانه‌رو، او را به پذیرش توافقی ضعیف‌تر ترغیب کرده است.

کنت پولاک، تحلیلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و شورای امنیت ملی که دهه‌ها درباره ایران مطالعه کرده، می‌گوید ترامپ شاید بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری «رهبری ایران را کمتر درک کرده است.»

او می‌افزاید: «ترامپ در بسیاری جهات نماد اوج سرخوردگی آمریکا از ایران است. او هم بیشترین تمایل را برای توافق با ایران داشته و هم بیش از همه از زور علیه ایران استفاده کرده است؛ اما هیچ‌کدام از این دو روش نتیجه‌ای را که می‌خواست برایش به همراه نداشته است.»

تصور ترامپ درباره قدرت نظامی و واکنش ایران

نویسنده در ادامه می‌نویسد ترامپ اغلب طوری صحبت می‌کند که گویی استفاده گسترده از قدرت نظامی می‌تواند به سرعت یک توافق ایجاد کند. پس از آغاز جنگ با حمله هوایی ۲۸ فوریه که به ( شهادت) رهبر ایران انجامید، ترامپ از مردم ایران خواست علیه نظام سیاسی مستقر قیام کنند و «کنترل کشور را به دست بگیرند». او حتی گفت که پس از آن خودش رهبر بعدی ایران را «انتخابروابط ایران و آمریکا» خواهد کرد. حملات هوایی بعدی نیز باعث (شهادت) برخی مقام‌های ارشد ایرانی شد، اما برخلاف انتظار واشنگتن، هیچ شورش مردمی شکل نگرفت.

با وجود این تحولات، ترامپ همچنان امیدوار بود که تغییر بزرگی رخ دهد. او در اواخر آوریل گفت ایران می‌تواند با دستیابی به توافق «در مسیر بسیار خوبی قرار گیرد» و به «کشوری مشروع، نه کشوری مبتنی بر مرگ و وحشت» تبدیل شود.

مقام‌های ایرانی می‌گویند امکان مذاکره با ترامپ درباره موضوعاتی مانند تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای وجود دارد اما بسیاری از خواسته‌های اصلی او را رد می‌کنند. به نوشته نیویورک‌تایمز، در نظام سیاسی ایران که بر مخالفت با آمریکا استوار شده است، نشانه‌ای از تمایل برای آشتی گسترده‌تر با واشنگتن دیده نمی‌شود.

مشکل اصلی آمریکا: شناخت ناکافی از ساختار قدرت ایران

نویسنده معتقد است ماه‌ها تعامل ترامپ با حکومت ایران، ظاهراً درک او از این نظام را افزایش نداده است. سوزان ملونی، معاون و مدیر سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز، می‌گوید سیاستگذاران آمریکایی برای دهه‌ها تعهد ایدئولوژیک و ساختار نهادینه‌شده قدرت در ایران را دست‌کم گرفته‌اند. او یکی از مشکلات آمریکا را کمبود تماس مستقیم مقام‌های آمریکایی با رهبران عالی ایران می‌داند.

تجربه رؤسای جمهور پیشین آمریکا در مواجهه با ایران

مقاله سپس به تجربه رؤسای جمهور پیشین آمریکا می‌پردازد. در سال ۱۹۸۰، جیمی کارتر مذاکرات محرمانه‌ای با وزیر خارجه ایران را برای آزادی ۵۲ گروگان آمریکایی آغاز کرد که پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران بازداشت شده بودند.

یادداشت‌های روزانه کارتر نشان می‌دهد که او مانند ترامپ به جزئیات پیچیده سیاست داخلی ایران و اختلافات میان مقام‌های ایرانی توجه زیادی داشت. کارتر تصور می‌کرد توافقی برای آزادی گروگان‌ها در برابر آزادسازی میلیاردها دلار دارایی بلوکه‌شده ایران و تعهد آمریکا به عدم دخالت در امور داخلی ایران حاصل شده است. اما این طرح رد شد و عملیات نظامی نجات گروگان‌ها نیز شکست خورد و آزادی آنها در آخرین روز ریاست‌جمهوری کارتر اتفاق افتاد.

ریگان و ماجرای ایران-کنترا

پنج سال بعد، رونالد ریگان نیز تلاش کرد از طریق ارتباط با برخی افراد نزدیک به ایران، راهی برای بهبود روابط پیدا کند. او به امید ایجاد «گشایش راهبردی»، اجازه فروش مخفیانه سلاح به ایران را در برابر آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان صادر کرد. این اقدام بعدها به رسوایی ایران-کنترا تبدیل شد؛ زیرا بخشی از درآمد این فروش‌ها برخلاف تصمیم کنگره آمریکا به شورشیان ضدکمونیست در نیکاراگوئه اختصاص یافت. این رسوایی دولت ریگان را وارد بحران کرد و چند مقام آمریکایی محکوم شدند.

کلینتون و «فرصت از دست‌رفته خاتمی»

در سال ۱۹۹۷، انتخاب محمد خاتمی به ریاست‌جمهوری ایران فرصتی تازه برای آمریکا ایجاد کرد. خاتمی خواستار روابط بهتر با آمریکا شد و حتی درباره بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا ابراز تأسف کرد. این بار، به نوشته مقاله، فرصت واقعی‌تری شکل گرفته بود.

بیل کلینتون نیز با اقداماتی مانند ازسرگیری واردات پسته و فرش ایرانی و اظهارات آشتی‌جویانه پاسخ داد. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه آمریکا، حتی بابت نقش سازمان سیا در کودتای ۱۹۵۳ علیه دولت محمد مصدق عذرخواهی کرد. نویسنده در ادامه ادعا می کند که این رویه نیز اعتماد بخش محافظه کار در ایران را کسب نکرد.

اوباما و توافق هسته‌ای؛ تنها موفقیت دیپلماتیک

به نوشته نیویورک‌تایمز، تنها رئیس‌جمهوری که توانست به یک توافق بزرگ با ایران دست یابد، باراک اوباما بود. توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ محدودیت‌هایی بر برنامه اتمی ایران اعمال کرد و در مقابل، کاهش تحریم‌های اقتصادی را در پی داشت. بسیاری از مقام‌های دولت اوباما امیدوار بودند این توافق راهی برای بهبود روابط گسترده‌تر باشد، اما چنین نشد. ایران توافق را پذیرفت، اما نشانه‌ای از تمایل برای گسترش همکاری با آمریکا نشان نداد.

در سال ۲۰۱۸، ترامپ از توافق خارج شد و تحریم‌های شدیدتری علیه ایران اعمال کرد. ایران نیز در واکنش، برنامه هسته‌ای خود را توسعه داد و مسیر به سوی رویارویی نظامی آغاز شد.

ایران و استفاده از عامل زمان

در پایان مقاله، دنیس راس، دیپلمات باسابقه آمریکایی، می‌گوید ایران همچنان توانسته است واشنگتن را در بسیاری موارد پشت سر بگذارد. او می‌گوید: «ایرانی‌ها به نظر می‌رسد ما را بهتر از آنچه ما آنها را می‌فهمیم، درک می‌کنند.» راس اضافه می‌کند که مقام‌های ایرانی احساس فوریت آمریکا را به عنوان یک اهرم فشار علیه خود آمریکا تفسیر می‌کنند.

به گفته او، «ما همیشه عجله داریم که کارها را انجام دهیم، اما آنها بر این باور عمل می‌کنند که گذر زمان بیشتر به نفع آنهاست تا ما.»

مقاله نیویورک‌تایمز در پایان نتیجه گیری می‌کند که مشکل اصلی دولت‌های مختلف آمریکا در قبال ایران، نه فقط اختلافات سیاسی بلکه ناتوانی در فهم ساختار قدرت، انگیزه‌های ایدئولوژیک و منطق تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی بوده است. نویسنده معتقد است ترامپ با ترکیبی از فشار حداکثری و تمایل شدید به توافق، همان تناقضی را تجربه می‌کند که بسیاری از رؤسای جمهور پیشین آمریکا با آن مواجه شده بودند: تلاش برای تغییر رفتار ایران بدون درک کامل از منطق داخلی و راهبردی رهبران آن.



۴ ساعت قبل / سایت انتخاب

در واکنش به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز، کنسولگری ایران در هند، «کالیفرنیا» را قلمروی جدید ایران معرفی کرد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

در واکنشی کنایه‌آمیز به ادعای دونالد ترامپ درباره تنگه هرمز، دیپلمات‌های ایرانی در هند با انتشار نقشه‌ آمریکا، کالیفرنیا را قلمروی جدید ایران معرفی کردند.

به گزارش انتخاب، در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، درباره ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز، کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد هند نقشه‌ای از ایالات متحده منتشر کردند که در آن ایالت کالیفرنیا با عبارت “قلمرو جدید جمهوری اسلامی ایران” مشخص شده است.


۹ ساعت قبل / سایت جماران

کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «شورای روابط خارجی آمریکا» در گزارشی به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش ایالات متحده و بریتانیا در سرنگونی دولت محمد مصدق پرداخت و نوشت: ایران از جنگ جهانی دوم از نظر سیاسی و اقتصادی تضعیف‌شده بیرون آمد. بریتانیای کبیر و اتحاد جماهیر شوروی در اواخر اوت ۱۹۴۱ به این کشور حمله کرده و حاکم آن، شاه رضا خان، افسر سابق ارتش که شانزده سال پیش از آن در کودتایی تخت طاووس را تصاحب کرده بود، را برکنار کردند. در ژوئن ۱۹۴۱، آلمان به اتحاد جماهیر شوروی حمله کرده و نیروهای شوروی را به سرعت عقب رانده بود. لندن و مسکو هر دو بیم آن داشتند که شاه، که ستایشگر بی‌پرده آدولف هیتلر بود، «کریدور پارسی» را ببندد و یکی از مسیرهای اصلی تأمین کمک‌های «قانون وام و اجاره» به شوروی را قطع کند.

بریتانیایی‌ها و شوروی‌ها به پسر بیست و دو ساله رضا خان، محمدرضا پهلوی، اجازه دادند تا به عنوان شاه جانشین او شود. کنترل او بر ایران در ابتدا متزلزل بود. آشفتگی سیاسی ناشی از اشغال مشترک انگلیس و شوروی، همراه با یک رشته برداشت‌های ضعیف محصول، کشور را به فقر کشاند.

همانند سایر نقاط آسیا، آفریقا و خاورمیانه، ملی‌گرایی پس از پایان جنگ در ایران اوج گرفت. ایرانیان می‌خواستند کنترل کشورشان را بازپس گیرند. محمد مصدق قهرمان این آرمان‌ها شد. او که از نوادگان خاندان سلطنتی ایران بود و در اروپا تحصیل کرده بود، بیش از بیست سال به عنوان وزیر دارایی ایران خدمت کرده بود. او در شصت و نه سالگی که به نخست‌وزیری رسید، به دنبال بازپس‌گیری حاکمیت ایران و گسترش قدرت مجلس، پارلمان ایران بود. اولی به معنای رویارویی با بریتانیا و دومی به معنای رویارویی با شاه بود.

ملی شدن شرکت نفت انگلیس و ایران هدف اصلی ملی‌گرایی مصدق، شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC) بود. بریتانیا مالکیت اکثریت سهام این شرکت را در اختیار داشت که انحصار تولید نفت ایران را در دست داشت. شرکت نفت انگلیس و ایران از قرارداد ناعادلانه‌ای که بر دولت ایران تحمیل کرده بود و با پرداخت‌های غیرقانونی به چهره‌های برجسته ایرانی تداوم می‌یافت، سود می‌برد. در تئوری، ایران ۱۶ درصد از سود شرکت را دریافت می‌کرد. درصد واقعی احتمالاً بسیار کمتر بود؛ چرا که شرکت نفت انگلیس و ایران هرگز به مقامات ایرانی اجازه نداد دفاتر حسابداری‌اش را ببینند.

در مارس ۱۹۵۱، نخست‌وزیر بسیار نامحبوب، علی رزم‌آرا، که تلاش‌های قانونی برای مطالبه قرارداد بهتری از بریتانیایی‌ها در مورد شرکت نفت انگلیس و ایران را مسدود کرده بود، ترور شد. این امر منجر به یک بحران سیاسی شد. مصدق پذیرفت که به شرط ملی شدن صنعت نفت توسط مجلس، نخست‌وزیر شود. مجلس نیز به اتفاق آرا این کار را انجام داد. بریتانیا با این تصمیم مخالفت کرد، با وجود اینکه خود صنایع زغال‌سنگ و فولادش را ملی کرده بود.

تصویر ذهنی و منافع شخصی، هر دو بر امتناع لندن از مذاکره برای رسیدن به یک مصالحه تأثیرگذار بودند. بریتانیا به امپراتوری جهانی خود که در حال افولی شدید بود چنگ زده بود و می‌ترسید که هرگونه امتیازی به ایران، نفوذش را در سایر نقاط خاورمیانه تضعیف کند. در همین حال، سود حاصل از شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) به تأمین مالی دولت بریتانیا کمک می‌کرد. لندن که حاضر به عقب‌نشینی نبود، صادرات نفت ایران را محاصره کرد و سایر قدرت‌های غربی را متقاعد ساخت که در حاشیه بمانند. صادرات نفت ایران سقوط کرد و ویرانی گسترده‌ای در اقتصاد این کشور به بار آورد.

  تهدید کمونیستی

بریتانیا برای تلاش خود جهت تحت فشار قرار دادن ایران، خواهان حمایت ایالات متحده بود. با این حال، پرزیدنت هری اس. ترومن پیشنهادهای بریتانیا برای حمله به ایران و اجبار به برکناری مصدق را رد کرد. ترومن در عوض سعی کرد میانجی‌گری کند. او فرستادگانی به تهران فرستاد و حتی در تلاشی برای یافتن راهی جهت مصالحه، از مصدق در واشنگتن میزبانی کرد. این تلاش‌ها به نتیجه‌ای نرسید، که بخش بزرگی از آن به این دلیل بود که مصدق با هرگونه دخالت بریتانیا در صنعت نفت ایران مخالف بود. در اکتبر ۱۹۵۲، پس از آنکه مصدق مطلع شد لندن در حال برنامه‌ریزی برای سازماندهی یک کودتا علیه اوست، روابط دیپلماتیک خود را با بریتانیا قطع و تمامی دیپلمات‌های بریتانیایی را اخراج کرد.

انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۹۵۲ ایالات متحده فرصت دیگری به لندن داد تا حمایت آمریکا را برای برکناری مصدق جلب کند. با توجه به تسلط شوروی بر اروپای شرقی، به قدرت رسیدن مائو زدونگ در چین و جنگ نیروهای آمریکایی با نیروهای کمونیست در کره، پرزیدنت دوایت دی. آیزنهاور متعهد شده بود که نه تنها کمونیسم را «مهار» کند، بلکه آن را «به عقب براند». انتخاب او برای وزارت امور خارجه، جان فاستر دالس، قصد داشت این تعهد را عملی کند. دیپلمات‌های بریتانیایی با درک فضای حاکم بر واشنگتن، استدلال کردند که کارزار ملی‌شدن نفت توسط مصدق، فرصتی را برای کمونیست‌ها جهت به دست گرفتن قدرت ایجاد کرده است. نخست‌وزیر ناخواسته با فشار بر مجلس برای اعطای اختیارات حکومتی اضطراری به خود، گفتن این موضوع به دیپلمات‌های آمریکایی که انقلاب قریب‌الوقوع است، و تهدید به روی آوردن به مسکو در صورت عدم ارائه کمک‌های بیشتر از سوی واشنگتن به ایران، به این استدلال دامن زد.

  تغییر سیاست ایالات متحده

دالس با آنچه شنیده بود متقاعد شد، اگرچه مصدق کمونیست‌ها را از دولت خود کنار گذاشته بود و این تحریم بریتانیا بود، نه فعالیت‌های کمونیستی، که به اقتصاد ایران آسیب زده و سیاست آن را متلاطم کرده بود. آیزنهاور در ابتدا تردید داشت و در مارس ۱۹۵۳ به همتای بریتانیایی خود گفت که مصدق «تنها امید غرب در ایران» است. با این حال، مخالفت آیزنهاور با رد پیشنهادهای مصالحه در مورد شرکت نفت ایران و انگلیس توسط مصدق و حضور ایرانیان در خیابان‌ها برای اعتراض به مشکلات اقتصادی و تلاش مصدق برای کسب اختیارات اضطراری، رنگ باخت. آیزنهاور که نگران بود نفت ایران ممکن است برای همیشه برای غرب از دست برود، در ماه ژوئن با یک تلاش مخفیانه انگلیسی-آمریکایی برای سرنگونی مصدق موافقت کرد.

آلن دالس، رئیس سازمان سیا و برادر کوچک‌تر جان فاستر دالس، بر برنامه‌ریزی عملیات آژاکس نظارت داشت. کارزار مخفیانه برای سرنگونی مصدق، خواستار دامن زدن به خشم ایرانیان علیه مصدق از طریق پرداخت پول به روزنامه‌نگاران، روحانیون و سیاستمداران برای حمله به او به عنوان فردی فاسد و تشنه قدرت بود. در همان حال، به باندهای خیابانی پول داده می‌شد تا به چهره‌های عمومی حمله کنند، که این امر بی‌ثباتی را افزایش می‌داد و سوءظن‌ها را مبنی بر اینکه مصدق در حال حمله به منتقدان خود است، تقویت می‌کرد. سپس، تظاهرکنندگان اجیرشده به سمت مجلس راهپیمایی می‌کردند تا خواستار برکناری او شوند. قدرت قرار بود به سرلشکر فضل‌الله زاهدی منتقل شود که پیش از اختلاف‌نظر متقابل، در دولت مصدق خدمت کرده بود.

  عملیات آژاکس

کرمیت روزولت، نوه تئودور روزولت رئیس‌جمهور آمریکا، عملیات آژاکس را در میدان عمل در ایران هدایت می‌کرد. او با مشکلی فوری مواجه شد. این طرح بر پایه برکناری مصدق توسط شاه استوار بود. اما وقتی لحظه موعود فرا رسید، شاه تردید کرد. او یک سال پیش از آن بر سر حدود اختیارات سلطنتی با نخست‌وزیر درگیر شده بود. مصدق در واکنش استعفا داده بود. وقتی جمعیت به خیابان‌ها ریختند و خواستار بازگشت او شدند، شاه عقب‌نشینی کرد. او می‌ترسید که برکناری دوباره مصدق منجر به سرنگونی خودش شود. در همین حال، مصدق پس از اطلاع در ماه ژوئیه از اینکه به نمایندگان مجلس رشوه داده شده تا علیه او رأی دهند، خواستار برگزاری یک همه‌پرسی ملی برای تأیید دولتش شد. این رأی‌گیری که آشکارا دستکاری شده بود، ۹۹.۴ درصد حمایت را برای او به همراه داشت.(جماران: این ادعای نویسندگان گزارش است و به معنی تایید آن نیست)

تحت فشار شدید مقامات آمریکایی، شاه سرانجام موافقت کرد که مصدق را برکنار و زاهدی را به جای او منصوب کند. با این حال، مصدق وقتی در ۱۵ اوت از برکناری خود مطلع شد، از کناره‌گیری خودداری کرد؛ او در عوض به کشور اعلام کرد که یک کودتا را خنثی کرده است. به نظر می‌رسید عملیات آژاکس شکست خورده است: شاه از کشور گریخت، زاهدی مخفی شد و سیا به روزولت دستور داد ایران را ترک کند.

اما در چهار روز بعد، ورق برگشت. چه به این دلیل که سیا به معترضان پول پرداخت کرد، چه دشمنان سیاسی مصدق فرصت را برای پیشبرد برنامه‌های خود مناسب دیدند، و چه ایرانیان عادی به این نتیجه رسیدند که مصدق به دنبال پایان دادن به سلطنت است، افکار عمومی و حمایت نظامی علیه نخست‌وزیر تغییر کرد. در ۱۹ اوت، دوران نخست‌وزیری او به پایان رسید.   پیامدها

شاه در پی برکناری مصدق، کنترل خود بر ایران را تثبیت کرد. او مصدق را به اتهام خیانت محکوم و به سه سال زندان و پس از آن حبس خانگی مادام‌العمر محکوم کرد. یکی از نزدیک‌ترین مشاوران مصدق اعدام شد، همان‌طور که بیش از دوازده افسر نظامی و رهبر دانشجویی متحد دولت او اعدام شدند. زاهدی، که با دیدگاه مصدق مبنی بر اینکه ایران باید یک پادشاه مشروطه با اختیارات محدود داشته باشد موافق بود، تنها دو سال به عنوان نخست‌وزیر دوام آورد و سپس در کشمکش قدرت از شاه شکست خورد. آن حاکمِ زمانی مردد، به حاکمی خودکامه تبدیل شد که در انقلاب ۱۹۷۹ ایران سرنگون گردید.

برکناری مصدق نتیجه‌ای را که مقامات بریتانیایی پیش‌بینی می‌کردند به همراه نداشت. دولت آیزنهاور این ایده را که شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، که به بریتیش پترولیوم (که اکنون با نام BP شناخته می‌شود) تغییر نام داده بود، انحصار تولید نفت ایران را از سر بگیرد، رد کرد. در عوض، ایالات متحده بریتانیا را مجبور کرد توافق‌نامه‌ای را بپذیرد که بر اساس آن کنترل شرکت ملی نفت ایران جدید، میان شرکت‌های آمریکایی، بریتانیایی و اروپایی تقسیم شد و سود آن به صورت پنجاه-پنجاه با ایران تقسیم گردید.

  میراث سرنگونی مصدق

مورخان مدت‌هاست که بحث کرده‌اند که عملیات آژاکس تا چه حد در سقوط مصدق حیاتی بوده است. برخی استدلال می‌کنند که ایالات متحده تنها به این دلیل موفق شد که بخش‌های مهمی از نخبگان و مردم ایران قبلاً علیه او شده بودند. او با تصاحب اختیارات اضطراری و تلاش برای سرکوب انتقادات داخلی مبنی بر اینکه سیاست ملی‌شدن او نتوانسته مزایای وعده داده شده را به همراه داشته باشد، اصول دموکراتیک خود را زیر پا گذاشته بود. از این دیدگاه، اگر آیزنهاور به جای تأیید عملیات آژاکس، آن را لغو کرده بود، احتمالاً مصدق همچنان از قدرت کنار زده می‌شد.

صرف‌نظر از میزان دقیق مشارکت ایالات متحده در برکناری مصدق، این واقعیت باقی است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد. این امر، دست‌کم، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران و ظهور حکومت خودکامه شاه می‌دانست. این همان روایت ضدآمریکایی است که رهبری جمهوری اسلامی تا به امروز همچنان به آن استناد می‌کند.

تأثیر برکناری مصدق فراتر از ایران نیز رفت. دولت آیزنهاور و جانشینانش، موفقیت ظاهری «عملیات آژاکس» را تأییدی بر این دانستند که عملیات‌های مخفی می‌توانند ایالات متحده را با هزینه‌ای اندک از شر رهبران دردسرسازی که از آن‌ها ناراضی بود، خلاص کنند. طی سه دهه بعد، ایالات متحده تحت لوای مقابله با کمونیسم به‌طور مخفیانه در کشورهای متعددی مداخله کرد که شاید مشهورترین آن‌ها گواتمالا در سال ۱۹۵۴ و شیلی در سال ۱۹۷۳ باشد. آن مداخلات اغلب موجب به قدرت رسیدن خودکامگان شد، آسیب‌های فراوانی به جمعیت‌های غیرنظامی وارد کرد و احساسات ضدآمریکایی قابل‌توجه و پایداری را برانگیخت.


۱۰ دقیقه قبل / روزنامه ستاره صبح

بیانیه وزارت امور خارجه درباره تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران

وزارت امور خارجه درباره تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران بیانیه صادر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

هیئت حاکمه آمریکا همزمان با سالروز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مدعی اعمال تحریم‌های گسترده اقتصادی و تجاری علیه ملت ایران شد. این اقدام نه فقط نشانه دیگری از تداوم ۷۳ سال عناد و دشمنی سیاست‌گذاران آمریکایی با مردم ایران است، بلکه اثبات‌کننده ماهیت ضدبشری، قانون‌شکن و استکباری هیئت حاکمه آمریکاست.

بدون تردید تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران که حقوق بنیادین انسانی تک‌تک شهروندان ایرانی را هدف قرار داده است، مصداق «تروریسم اقتصادی» و «جنایت علیه بشریت» است و عاملان این تحریم‌ها به دلیل ارتکاب چنین جنایات شنیعی مستوجب محاکمه و مجازات هستند.

این تحریم‌ها که متعاقب جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی ـ آمریکایی علیه ایران و ناکامی در پیشبرد اهداف راهبردی آنها برای وادار کردن ملت ایران به تسلیم در برابر زیاده‌خواهی و ضدبشری صورت می‌گیرد، صرفاً سیاهه جنایات آمریکا علیه ایران را طولانی‌تر می‌کند اما بدون تردید کوچک‌ترین اثری در عزم ایرانیان برای صیانت از استقلال، عزت و حاکمیت ملی ایران نخواهد داشت.

تحریم و فشار اقتصادی روی دیگر سکه جنگ و تجاوز نظامی است و آمریکا با این اقدام، همزمان با قرار دادن صلح و امنیت جهانی در معرض تهدید، تمدن انسانی را در مسیر انحطاط اخلاقی قرار داده است. بر این اساس هر دولتی که به اصول منشور ملل متحد احترام دارد، باید نسبت به استمرار قانون‌شکنی و ستیزه‌جویی آشکار آمریکا در قبال هنجارهای بنیادین بین‌المللی بی‌تفاوت نباشد.

اقدام آمریکا در اعلام تحریم‌های جدید، در عین اعتراف صریح به ارتکاب جنایت علیه بشریت تلقی می‌شود؛ اقدامی که پیشاپیش آزموده شده و شکست خورده است و آزمون مجدد آن قطعاً نتیجه‌ای جز تکرار ناکامی‌های گذشته و رسوایی طراحان و عاملان این سیاست نخواهد داشت.

وزارت امور خارجه ضمن محکوم کردن شدید اقدام آمریکا در تشدید تحریم‌های غیرقانونی و ضدبشری علیه ملت ایران تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با هجمه‌ها و فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا ثابت‌قدم و مصمم است.

جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توانمندی‌های بومی و در نظر داشتن تجارب ۷ دهه مقاومت همه‌جانبه در برابر سیاست فشار، مداخله، تجاوز نظامی و تروریسم دولتی آمریکا علیه ایران، از همه ابزارها و ظرفیت‌ها برای دفع شرارت دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی و صیانت از منافع ملی ایران بهره خواهد گرفت.




 ببینید| راز اهمیت تحلیل کودتای 28 مرداد بعد از 73 سال چیست؟ - تسنیم
۱۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ببینید| راز اهمیت تحلیل کودتای 28 مرداد بعد از 73 سال چیست؟ - تسنیم

امام خمینی در توصیف نتیجه کودتا تعبیری به این مضمون داشتند که «محمدرضا رفت و رضاشاه برگشت».

 حاجی‌بابایی: وقتی قیمت نفت بالا می‌رود یعنی ما برنده‌ایم، وقتی پایین می‌آید، یعنی آمریکا موفق شده است
۱۲ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

حاجی‌بابایی: وقتی قیمت نفت بالا می‌رود یعنی ما برنده‌ایم، وقتی پایین می‌آید، یعنی آمریکا موفق شده است

نایب‌رئیس دوم مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ایجاد مسیرهای جایگزین انتقال نفت با هدف تضعیف تنگه هرمز بخشی از جنگ علیه ایران است، گفت: وقتی قیمت نفت بالا می‌...

 تشکر آیت‌الله سید حسن خمینی از پیام‌های تسلیت
۷ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تشکر آیت‌الله سید حسن خمینی از پیام‌های تسلیت

آیت‌الله سید حسن خمینی با صدور پیامی ضمن استدعای غفران واسع برای ارواح همه مؤمنین و مؤمنات، از کسانی که در مراسم بزرگداشت و تدفین مادر همسر ایشان شرکت کردند و همچنین با پیام‌های خود تسلیت‌بخش بازماندگان شدند، تشکر کرد.

 رئیس عقیدتی‌سیاسی ارتش: حفظ نظام از جان، مال و آبرو مهم‌تر است
۷ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

رئیس عقیدتی‌سیاسی ارتش: حفظ نظام از جان، مال و آبرو مهم‌تر است

رئیس سازمان عقیدتی‌سیاسی ارتش با تجلیل از رهبر شهید امت گفت: آنچه از رهبری ایشان برای ما و نسل‌های آینده به یادگار مانده، میراثی گران‌بهاست و یکی از مهم‌ترین...

 حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین ایشان + عکس
۸ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین ایشان + عکس

فرزندان رهبر شهید در مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین پیکر ایشان حضور یافتند.

 تأکید پزشکیان بر استمرار تولید و فعالیت صنایع
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

تأکید پزشکیان بر استمرار تولید و فعالیت صنایع

رئیس‌جمهور با تأکید بر ضرورت استمرار تأمین برق صنایع و جلوگیری از توقف خطوط تولید، خواستار رفع موانع اجرای مصوبات تأمین برق صنایع و اصلاح سازوکارهای اجرایی م...