
به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از زنجان؛ در میان سکوت سنگین و بکر کوههای آهکی حومه سلطانیه، جایی که زمان گویی در میان شکاف صخرهها متوقف شده است، اثری نهفته که فراتر از یک بنای باستانی، روایتگر شکوه و آشفتگی دوران ایلخانی است. «معبد داشکسن» یا همان «معبد اژدها»، تنها مجموعهای از سنگها نیست؛ بلکه پیونددهنده دو تمدن بزرگ، شرق دور و ایران، در قلب تاریخ است. این بنا، آینهای تمامنما از دوران گذار و تحول فرهنگی ایران است که با تمام عظمتش، همچنان در انتظار پاسخی برای رازهای ناتمام خود میگردد.
«داشکسن» که در زبان ترکی به معنای «سنگبُر» است، شاهکاری از مهندسی و هنر حجاری است که در میان کوههای جنوب شرقی سلطانیه و در نزدیکی روستای «ویر» خودنمایی میکند. برخلاف بناهای معماری ایرانی که با آجر و سنگ ساخته میشوند، داشکسن از نوع «معماری صخرهای» است؛ یعنی کالبدی که مستقیماً از دل کوه و با ابزارهای فلزی سنتی، از میان صخرههای آهکی بیرون کشیده شده است. این مجموعه مستطیلشکل با طول تقریبی ۴۰۰ متر، گواهی بر مهارت بینظیر سنگتراشان قرن هشتم هجری است که توانستهاند صلابت کوه را به ظرافتِ هنر تبدیل کنند.
اما آنچه داشکسن را از سایر آثار باستانی متمایز میکند، حضور دو نقشبرجسته عظیم و باشکوه از اژدهاست که با دقت و ظرافتی خیرهکننده در دیوارهای ایوان اصلی حجاری شدهاند. این اژدهاها با بدنهای مارپیچ و سبک هنری شرق آسیا، نشان از پیوند عمیق سیاسی و فرهنگی حاکمان ایلخانی با چین دارند. در دوران شکوفایی حکومت «اولجایتو» (سلطان محمد خدابنده)، حضور هنرمندان چینی در دربار، منجر به ورود این عناصر بصری به ایران شد. داشکسن در واقع، نقطهی تلاقی هنر چینی و سنتهای بصری ایرانی است؛ جایی که هنر بیگانه، نه به صورت الحاقی، بلکه با «بومیسازی» در تار و پود معماری ایران تنیده شده است.
با وجود این شکوه، داشکسن با یک پارادوکس تاریخی …











