
قلمشان تیغی برنده در برابر ظلم، و کلمهشان چراغی در تاریکی تحریف است. اما پشت این قلم تیز، چشمی بیدار نشسته که برای ثبت یک لحظه از خواب و آرامش خود میزند. خبرنگاران، نه تنها راویان حقیقتاند، بلکه آدمهایی از جنس خود ما هستند که هزینهی دیدن و گفتن را با جان خریدهاند.
امروز روز آنهاست؛ نه برای بزرگنمایی، که برای یک (متشکرم) صادقانه از تمام شبهایی که به پای خبر بیدار ماندند، از تمام خطرهایی که به جان خریدند تا همه آگاه باشند.
روز خبرنگار، پاسداشت همان وجدان بیداری است که هرگز خاموش نمیشود چون میداند که خاموشی، خیانت به آن حقیقتی است که دیگران ممکن است هرگز نبینند. خبرنگار، وجدان پرسشگر جامعهای است که اگر نباشد وجدان جمعی به خاموشی میگراید. او پلی است میان آنچه رخ داده و آنچه باید دانسته شود؛ نه برای هیاهو، که برای بیداری.
آنچه در عکسها و تیترها دیده نمیشود، تلاشهایی است در شبزدهترین ساعتها، در دورترین نقطهها، میان گلوله و آوارها است. خبرنگار با پوست و خون خود هزینهی دیدن را میپردازد تا ما با چشمانی امن، ببینیم و بشنویم.
خبرنگار، نه در پی نام که در طلب آن (یک کلمهی درست) در میان سیل دروغهاست؛ کلمهای که میتواند طومار یک ظلم را در هم پیچد یا به آوار یک فاجعه، امید زندگی بدمد.
او در کوچهپسکوچههای فراموششده میدود، جایی که گوش تاریخ کر است و چشم قدرت خواب. …


