یکشنبه / ۱۱ مرداد / ۱۴۰۵ - 2 August, 2026
خبرگزاری ایسکانیوز / ۹ ساعت قبل
«سرسره بازی» کتابی برای حل تعارض در موقعیتهای روزمره کودکان
«سرسرهبازی» داستانی تصویری درباره جرئتمندی، بیان خواستهها و حل تعارض در موقعیتهای روزمره کودکانه است. این کتاب با رابطهای گرم میان پدر و دختر نشان میدهد حمایت واقعی والدین، توانمند کردن کودک برای ایستادن روی پای خودش است.
به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، تربیت کودکان و نوجوانان در دنیای مدرن امروزی که مملو از سرگرمیهای دیجیتال است، چالشی بزرگ برای والدین محسوب میشود. بسیاری از والدین با این مشکل روبرو هستند که فرزندانشان زمان کمتری را به مطالعه اختصاص میدهند و بیشتر به سمت تکنولوژی و رسانههای اجتماعی کشیده میشوند.
از سمتی پیدا کردن کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان که دارای محتوای مناسب و آموزه های صحیح دینی، سبک زندگی و افزایش هوش و استعداد باشد برای والدین مقداری مشکل است زیرا حجم کتاب های موجود در بازار برای رده سنی کودک و نوجوان آنقدر زیاد است که به سختی می توان کتاب مناسبی یافت.
گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز قصد دارد در راستای کمک به والدین جهت پیدا کردن کتاب مناسب در حوزه کودک و نوجوان و همچنین کمک در جهت ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی برای این رده سنی به معرفی آثار ناشران فعال این حوزه بپردازد.
سرسره بازی
کتاب سرسره بازی، جلد نهم قصه های من و بابام نوشته امیررضا مافی و تصویرگری زینب سادات بدری است که در انتشارات مهرک به چاپ رسیده است. این کتاب سعید دارد نشان دهد که در بازی و دعوای بین کودکان، پدر و مادر به جای اینکه خودشان شخصا ورود کنند میتوانند به کودکانشان بیاموزند که خود کودکان به جای دعوا و درگیری و قهر با زبان دوستی بتوانند حق و حقوقشان را بگیرند.
«سرسرهبازی» داستانی تصویری درباره جرئتمندی، بیان خواستهها و حل تعارض در موقعیتهای روزمره کودکانه است. این کتاب با رابطهای گرم میان پدر و دختر نشان میدهد حمایت واقعی والدین، توانمند کردن کودک برای ایستادن روی پای خودش است.
برشی از کتاب:
با بابام رفته بودیم پارک. تو پارک میخواستم سرسرهبازی کنم اما یه بچهای اومد نذاشت من سوار بشم. دستمو کشید و خودش نردبون سرسره رو رفت بالا و سر خورد اومد پایین. همینکه من خواستم برم بالا، یه دختر دیگه که یهکم از من بزرگتر بود، اومد جلوتر رفت و نذاشت من برم بالا. دوباره که خواستم برم، اون اولیه که سر خورده بود اومد جلوی من و باز موندم.
انتهای پیام/