
در میان هیاهوی جمعیت و تلاطم بیکران زائرانی که از گوشه و کنار جهان، از هر رنگ و هر زبان، به سوی کربلا روانه شدهاند، گویی جغرافیای معمول از کار افتاده است و دنیایی دیگر بر این خاک حاکم شده است؛ دنیایی که در آن، برخلاف هر مدل مدیریت شهری و مادی در جهان، «عشق» و «نظم» در پیوندی ناگسستنی با هم قرار گرفتهاند. من در حضور در آستانهای مقدس امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع) و در مسیر رسیدن به ضریح مطهر امام علی (ع)، شاهد صحنهای بودم که فراتر از یک مدیریت ساده و فنی، جلوهای از یک «مدیریت معنوی» بود؛ مدیریتی که ریشه در باور و مقصد میگیرد.
اولین و بارزترین تصویری که در میان انبوه جمعیت به چشم میخورد، برخلاف انتظارِ هر ناظرِ آگاه از مدیریت چنین حجم عظیمی از جمعیت، یک نظم مثالزدنی و خیرهکننده است. در مدیریتهای مدرن، ازدحام معمولاً با آشفتگی، استرس و کاهش سرعت همراه است، اما در کربلا، با وجود حضور گسترده و متراکم زائران، روند زیارت با برنامهریزی دقیق و روال مشخصی پیش میرود.
صفوف زیارت در این آستانها، نه تنها عامل آشفتگی و گره خوردن جریان حرکت نیستند، بلکه بهصورت نوبتی و با نوعی نظمِ هدفمند مدیریت میشوند. این نظم، نه از طریق زور و فشار، بلکه از طریق «آگاهی جمعی» تأمین میشود. زائران میدانند که هر گام و هر ثانیه انتظار، بخشی از پیمودن مسیر رسیدن به محبوب است. صفها در بازههای زمانی کوتاه جابهجا میشوند و این جابهجایی، با چنان دقت و ظرافتی صورت میگیرد که حتی در اوج ازدحام، جریان حرکتِ زائران مانند رودی روان، همواره در جریان است.
در این میان، نقش خادمان این آستانهای مقدس، نقش کلیدی و بنیادین است. آنها که گویی تکهای از رحمت آسمان را بر زمین آوردهاند، با نهایت احترام، صبوری و تلاش، راهنمای زائران در این مسیر پرپیچ و خم هستند. برخلاف نیروهای امنیتی یا نظارتی در سایر نقاط جهان که وظیفه خود را «کنترل جمعیت» میدانند، خادمان کربلا وظیفه خود را «خدمت به عاشقان» میدانند.
این تفاوت در نگرش، تمام معادلات را تغییر میدهد. خادمان با دقت، مهربانی و نوعی آرامشِ برخاسته از ایمان، زائران را برای تشرف به ضریحهای مطهر هدایت میکنند تا این سفر معنوی، در عین شکوه، در آرامش و اطمینان سپری شود. شاهد بودم …








