
به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، سینما در تعریف کلاسیک و مدرن خود، صرفاً یک کنش فردی، انتزاعی و محدود به ذهن مؤلف نیست؛ بلکه صنعتی فراگیر، چندوجهی و دارای ابعاد گسترده حقوقی، اقتصادی و اجتماعی است. در ساختار فرهنگی تمامی کشورهای صاحب سبک در عرصه فیلمسازی، چارچوبها و قواعد مشخصی برای نظارت، صدور مجوز، تأمین امنیت شغلی عوامل، رعایت حریمهای فرهنگی و حفاظت از منافع ملی تدوین شده است. در نظام جمهوری اسلامی ایران نیز سینما همواره بستری پویا و پرمخاطب بوده که با وجود ممیزیها و ضوابط نظارتی تعریفشده، ظرفیتها و آزادیهای متعددی را برای خلق آثار شاخص، جریانساز و دارای نقد اجتماعی درونگفتمانی فراهم کرده است. با این حال، تداوم فعالیت سالم و حرفهای این اکوسیستم نیازمند یک اصل بنیادین و خدشهناپذیر به نام «التزام به قانون و تمکین به سازوکارهای رسمی نظارت» است.
متأسفانه در طول سالهای اخیر، جریان و پدیدهای تحت عنوان «فیلمسازی زیرزمینی» در گوشه و کنار سینمای ایران شکل گرفته است؛ رویهای ناصواب که در آن برخی فیلمسازان با نادیده گرفتن آگاهانه مراحل اخذ مجوز ساخت و نمایش، دست به تولید آثاری میزنند که بر بستری غیرقانونی استوارند. این نوشتار بر آن است تا با رویکردی انتقادی و آسیبشناسانه، ماهیت سینمای زیرزمینی، علل گرایش به قانونگریزی، مصادیق بارز آن و همچنین پدیدههای موازی نظیر تولیدات کممایه تحت عنوان جذب نسل نو معروف به «نسل z» را واکاوی نماید.
سینمای زیرزمینی به معنای دقیق کلمه، اقدام به تولید یک اثر بصری بلند یا کوتاه بدون دریافت پروانه ساخت رسمی از سازمان سینمایی و نهادهای ذیربط است. کارگردانان و تهیهکنندگانی که به این وادی گام میگذارند، معمولاً از همان مرحله پیشتولید کاملاً واقفاند که فیلمنامه یا طرح بصری آنان با هنجارهای قانونی، شرعی و ملی جامعه همخوانی ندارد و از مجاری قانونی امکان دریافت مجوز نخواهد داشت.
این انحراف ساختاری عمدتاً پیرامون دو محور اصلی رخ میدهد؛ یکی عبور از الزامات فرهنگی و شرعی بهویژه مسأله پوشش و حجاب قانونی و دوم تولید محتوا علیه امنیت ملی، منافع عمومی و سیاهنمایی افراطی از وضعیت کشور، ساخت تصاویری مخدوش و ناامیدکننده از ساختار جامعه ایرانی که کارکرد اصلی آنها نه اصلاح امور داخلی، بلکه جلب …












