
به گزارش گروه بین الملل ایسکانیوز؛ اعلام ناگهانی دونالد ترامپ مبنی بر لغو حملهای که برای انجام آن هیاهوی زیادی ایجاد شده بود، در حالی صورت گرفت که مقامهای ایران طی روزهای اخیر نسبت به پاسخ قاطع به هرگونه تجاوز آمریکا هشدار داده بودند. این تحول، نشان میدهد که افزایش هزینههای رویارویی نظامی و نگرانی از پیامدهای پاسخ ایران، کاخ سفید را بار دیگر به سمت گزینه مذاکره و توافق سوق داده است.
رخدادهای اخیر در تحولات میان ایران و آمریکا نشان میدهد که گزینه نظامی، برخلاف تهدیدهای مکرر واشنگتن، همچنان با محدودیتهای جدی روبهرو است. دونالد ترامپ بامداد یکشنبه اعلام کرد که با لغو حملهای که قرار بود علیه ایران انجام شود، موافقت کرده و ادامه این تصمیم به امکان دستیابی سریع به توافق با ایران بستگی دارد؛ اظهاراتی که از یک سو تلاش دارد فضای دیپلماسی را زنده نگه دارد و از سوی دیگر، همچنان اهرم فشار سیاسی را حفظ کند.
این تغییر موضع در شرایطی رخ داد که طی روزهای گذشته، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده بودند هرگونه اقدام نظامی آمریکا با پاسخ فوری، قاطع و متناسب مواجه خواهد شد. این هشدارها تنها در سطح موضعگیری سیاسی باقی نماند، بلکه در چارچوب دکترین دفاعی و بازدارندگی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفت؛ موضوعی که محاسبات آمریکا درباره هزینه و فایده هرگونه اقدام نظامی را دستخوش تغییر کرده است. ارکان بازدارندگی ایران در میانه جنگ
به طور کلی باید گفت که بازدارندگی ایران به ویژه پس از دو جنگ در خرداد ۱۴۰۴ و اسفند ۱۴۰۵ محصول یک یا دو عامل نیست؛ بلکه می توا برای آن چهار مؤلفه مکمل تعریف کرد؛ چهار مکملی که شامل توان نظامی و توسعه موشکها و پهپادها، موقعیت ژئوپلیتیکی راهبردی، انسجام و تابآوری ملی و در نهایت اراده سیاسی و مردمی برای دفاع از منافع و امنیت کشور است. هر یک از این ارکان به تنهایی اهمیت دارد، اما اثر واقعی بازدارندگی زمانی شکل میگیرد که این عناصر به صورت همافزا عمل کنند و در محاسبات راهبردی طرف مقابل، هزینه هرگونه اقدام نظامی یا امنیتی را به سطحی برسانند که از وقوع آن جلوگیری شود.
در همین راستا، نخستین مؤلفه، توان نظامی ایران بهویژه در حوزه موشکهای بالستیک، کروز و پهپادها است که با اتکا به …








