

به گزارش خبرفوری، این غار در منطقه حلیلیه قرار دارد و شهرداری این منطقه پس از مرمت، آن را به «خانهموزه» تبدیل کرد. هدف از اجرای این پروژه، حفظ بخشی از میراث فرهنگی و اجتماعی شانلیاورفا و معرفی زادگاه و دوران کودکی یکی از شناختهشدهترین چهرههای موسیقی ترکیه بود.
مسئولان در زمان بازسازی تلاش کردند ساختار طبیعی غار تا حد امکان دستنخورده باقی بماند. در کنار فضای اصلی، بخشهایی نیز به زندگی شخصی و مسیر هنری تاتلیسس اختصاص یافت تا بازدیدکنندگان بتوانند با شرایطی که این خواننده دوران کودکی خود را در آن سپری کرده، آشنا شوند.
کمتر از یک بازدیدکننده در روز
آمار ثبتشده از زمان افتتاح موزه نشان میدهد که طی دو سال، مجموع بازدیدکنندگان به حدود ۲۵۰ نفر رسیده است. این رقم بهطور میانگین، کمتر از یک بازدیدکننده در روز را نشان میدهد؛ آماری که با انتظارات اولیه از این پروژه فاصله زیادی دارد.
بیشتر بخوانید:
عکسهای منشوری عروس ابراهیم تاتلیسس جنجالی شد
ابراهیم تاتلیسس با متهم تحت تعقیب اینترپل عکس گرفت!
نگرانی از عکس تازه ابراهیم تاتلیسس | شکسته و خمیده با کاهش وزن بسیار!
جنجال یک بوسه غیرمنتظره | لغو کنسرتهای راغب علامه در مصر
پایین بودن شمار بازدیدکنندگان در شرایطی رخ داده است که ابراهیم تاتلیسس، از مشهورترین خوانندگان ترکیه، در داخل و خارج از کشور طرفداران بسیاری دارد. شانلیاورفا نیز بهعنوان یکی از شهرهای تاریخی و فرهنگی ترکیه، سالانه گردشگران زیادی را به خود جذب میکند. به همین دلیل، خلوت ماندن موزهای که به نام و زندگی چنین چهرهای پیوند خورده، پرسشهایی درباره نحوه طراحی و معرفی آن ایجاد کرده است.
مکانی که خواننده به آن افتخار میکرد
غار مورد نظر پیش از تبدیل شدن به موزه نیز به دلیل ارتباطش با زندگی تاتلیسس شناخته شده بود. این خواننده بارها درباره زادگاه و سالهای کودکی خود سخن گفته و از اینکه زندگیاش را در چنین محیطی آغاز کرده، با افتخار یاد کرده است.
او در یکی از اظهاراتش گفته بود که به دلیل تولد در این مکان به خود افتخار میکند. همین پیوند شخصی و عاطفی میتوانست غار را به یکی از جاذبههای پرطرفدار شانلیاورفا تبدیل کند؛ مکانی که هم برای طرفداران تاتلیسس اهمیت داشت و هم میتوانست بخشی از تاریخ اجتماعی شهر را روایت کند.
با این حال، آمار موجود نشان میدهد که شهرت این خواننده بهتنهایی برای جذب گردشگر کافی نبوده است.
تبلیغات؛ حلقه مفقوده موزه
منابع محلی یکی از دلایل احتمالی استقبال پایین را موقعیت مکانی و ضعف در معرفی و تبلیغات عنوان کردهاند. تبدیل یک مکان تاریخی به موزه، بدون فراهم کردن دسترسی مناسب، نصب تابلوهای راهنما، قرار دادن آن در مسیرهای گردشگری و تبلیغ گسترده، لزوما به افزایش بازدیدکنندگان منجر نمیشود.
اکنون، دو سال پس از افتتاح، این پرسش مطرح است که آیا شهرداری حلیلیه برای نجات این پروژه برنامه تازهای دارد یا نه. برگزاری رویدادهای فرهنگی، همکاری با تورهای گردشگری، معرفی موزه در رسانهها و استفاده از محبوبیت تاتلیسس در شبکههای اجتماعی، میتواند راهی برای بازگرداندن مخاطبان به این مکان باشد.
غاری که قرار بود نماد آغاز زندگی یکی از مشهورترین خوانندگان ترکیه و بخشی از میراث فرهنگی شانلیاورفا باشد، فعلا بیش از آنکه مقصدی پررونق باشد، تصویری از فاصله میان ظرفیت گردشگری و برنامهریزی برای معرفی آن ارائه میدهد.
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقادهایی همراه شده است؛ او میگوید تنها چند بیت از اشعار سعدی را به سبک آواز ایرانی اجرا کرده و حالا پرسش اصلی این است که چگونه چنین اجرایی میتواند مصداق این اتهام باشد. در ادامه، برشی از یادداشت جعفر محمدی را میخوانید:
آن طور که "هیوا سیفی زاده" میگوید این خواننده آواز ایرانی به چهار سال حبس محکوم شده است. او در ۹ اسفند ۱۴۰۳ در عمارت "روبهرو" دقایقی آواز خواند و به همین دلیل بازداشت شد، به دادگاه رفت و حالا خبر رسیده که دادگاه بدوی برایش چهار سال زندان در نظر گرفته است! به چه جرمی؟ خودش میگوید به جرم" تشویق به فسا و فحشا"!
در این باره نکات زیر قابل توجه است:
۱ - اساساً خوانندگی زنان، حتی در حضور مردان، در نظر بسیاری از فقها از جمله رهبر شهید - آیت الله سیدعلی خامنهای - اشکال شرعی ندارد و حلال است.
فتوای رهبر شهید در این باره را بخوانید:
اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.
آیت الله سیستانی که از بزرگترین مراجع تاریخ شیعهاند نیز در این باره چنین فتوا دادهاند:
آواز خواندن زن حرام نیست؛ مگر اینکه مشتمل بر ترقیق و تحسین که عادت مهیج شهوت شنونده باشد. در این صورت بر مردان هم حرام است و منظور از آن سخن باطلی است که با آوازی خوانده میشود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد.
آیت الله تبریزى و آیت الله نورى همدانی نیز چنین گفتهاند:
گوش دادن به آواز زن اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.
همان طور که میبینید، حرام بودن خوانندگی منوط به غنایی بودن آن و مفسده برانگیز و شهوانی بودنش است و این، البته منحصر به صدای زنان نیست و در مورد خوانندگی مردان هم صادق است و شگفتا که برغم مباح بودن خوانندگی زنان، سال هاست که هم زنان هنرمند و هم جامعه هنر دوست ایرانی از هنر خوانندگی حلال زنان محروم ماندهاند!
درباره پرونده هیوا سیفی زاده هم تا به این جای کار باید گفت که او، کار خلاف شرع مرتکب نشده است چرا که چند بیت از سعدی را به سبک آواز سنتی ایرانی خوانده است که نه محتوا و نه سبک و سیاق اجرا، مفسده برانگیز و شهوانی نبوده است و او میتواند به فتوای فقهای فوق الذکر استناد کند.
به علاوه، خوانندگی او حتی خلاف قانون هم نبوده است، زیرا قانون، ارتکاب خلاف شرع را جرم انگاری کرده است و حالا که اساساً چیزی خلاف دین رخ نداده، جرمی هم شکل نگرفته است.
۲ - طبق اظهارات این خانم خواننده، جرمی که به او نسبت دادهاند این است که با خوانندگی اش، مردم را به فساد و فحشا تشویق کرده است.
اگر واقعاً چنین باشد، صادر کننده حکم یا نمیداند خوانندگی چیست، یا معنای فساد و فحشا را نمیفهمد و یا معنای تشویق را نمیداند و یا همه این ها!
اشعار سعدی مدام در این کشور چاپ و منتشر میشوند و در همین جمهوری اسلامی، اول اردیبهشت هر سال را به "روز سعدی" نام گذاری کردهاند؛ اگر خواندن اشعار او تشویق به فساد باشد، چه چیزی تشویق به فساد و فحشا نیست؟!
انشاء کننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور میتواند مردم را به فساد و فحشا تشویق کند؟ و در پرونده حاضر، قاضی چگونه احراز کرده است که خواننده با خواندن این چند بیت، مشوق فساد و فحشا بوده است؟
در فرهنگهای لغت، فساد به معنای "تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، فتنه، آشوب، لهو و لعب و ... " آمده و در معنای فحشا نیز نوشتهاند: "زنا، لواط، فسق و فجور، روسپیگری، هرزگی و ... "؛ حال این سوال مطرح است که خواندن چند بیت از سعدی توسط یک خانم آن هم در سبک آواز ایرانی، چگونه میتواند انسانها را به فتنه و لهو و لعب و زنا و لواط و روسپیگری و امثال اینها تشویق کند؟!
راستی آن کسانی که بعد از شنیدن صدای این خانم و اشعار سعدی، به کارهای زشت و شنیع فوق تشویق شدهاند کجا هستند؟! نمیشود که چیزی را به جامعه نسبت دهند و بر اساس آن رأی صادر کنند ولی آن چیز مصداق خارجی نداشته باشد.
آیا از نظر قاضی صادر کننده رأی، جامعه ایران به حد سست عنصر و مبتذل است که با خواندن اشعار سعدی توسط یک خانم، ترغیب به فساد و فحشا شود؟ این توهین به مردم نیست؟
در میان حقوقدانها این جمله بسیار معروف است که واژههای حقوقی را باید مانند الماس وزن کرد و با ظرافت به کار برد ولی گاه میبینیم که نه مانند الماس که به مثابه چیزی مانند زغال با آنها رفتار میشود!
بد نیست بدانید اگر این شخص به جای خوانندگی اشعار سعدی، قمارخانه دایر میکرد، با چاقو یا اسلحه قلدری و تهدید به اخاذی میکرد، زن شوهردار را عالماً به عقد کس دیگری در میآورد، جعل سند میکرد، مرتکب سقط جنین زنی دیگر میشد و نظایر این ها، طبق قانون به نصف این چهار سال زندان و حتی کمتر از آن محکوم میشد.
طبق قانون مجازات اسلامی، جرائم زیر بین دو تا پنج سال حبس دارند که چهار سال حبس این خواننده در همین محدوده است: دادن اسلحه به زندانی برای فرار، تبانی دو یا چند نفر برای اقدام ضد امنیت ملی اگر مصداق محاربه نباشد، ضرب و جرح عمدی افراد به طوری که موجب نقص عضو یا از کار افتادن دائمی یکی از اعضای بدن یا بیماری دائمی یا زوال عقل قربانی شود، آتش زدن عمدی هواپیما، کشتی، خانه، جنگل و مزرعه، غارت اموال از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه و جرائم دیگر.
حال انصاف دهید یک کار هنری که حرمت شرعی هم ندارد، شایسته تشویق و حمایت است یا مستوجب مجازاتی سختتر از جرائمی که فقط بخشی از آنها را خواندید.
۳ - آرای قضات باید به حدی مستحکم و مستند باشد که هر کدام از آنها یک واحد درسی حقوقی باشند. مع الاسف، برخی قضات آرایی صادر میکنند که نه تنها از نظر حقوقی قابل خدشهاند که آثار ناگوار اجتماعی و سیاسی هم دارند. همین پرونده هیوا سیفی زاده را بنگرید! اگر قضیه همین باشد که خودش گفته و به صرف خوانندگی متهم شده به تشویق به فساد و فحشا و محکوم شده به چهار سال حبس، آیا قاضی صادر کننده، مردم، کشور و نظام سیاسی را با یک جنجال بیهوده و هزینه زا مواجه نکرده است؟
به راستی، این که در داخل و خارج بگویند دادگاه ایران میخواهد یک زن را به جرم (!) خوانندگی چهار سال به زندان بیندازد، برای جمهوری اسلامی، هزینه زا و حیثیت زدا نیست؟
به نظر میرسد برخی قضات، نه در جامعهای واقعی که در خلأ مطلق و خیالی رأی میدهند و حتی به دستور و توصیه رئیس شان نیز وقعی نمینهند. چندی پیش حجه الاسلام محسنی اژهای درباره این قضات و آرای آنها گفته بود: "بعضاً اقدامات و آرای قضات علاوه بر جنبههای حقوقی و قضائی، جنبههای اجتماعی نیز پیدا میکنند؛ ولو آنکه ما نخواهیم و اراده ما نباشد، اما جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی از این اقدامات و آرای ما، هر کدام بهرهبرداریهای خود را میکنند؛ لذا خطاب به کلیه مراجع قضائی به ویژه دیوان عالی، دیوان عدالت اداری، رؤسای دادگستریها و دادستانها در سراسر کشور تاکید میکنم که نسبت به آن دسته از آراء و تصمیماتی که جنبههایی غیر از ابعاد حقوقی و قضائی پیدا میکنند و حتی در ابعاد حقوقی و قضائی، آثار بیرونی و بینالمللی بر آنها مترتب میشود، نهایت دقت و توجه را داشته باشند و تصمیمات و آرای خود را مُنضَم به پیوست رسانهای کنند و پیش از صدور آنها، هماهنگیهای لازم را با مرکز رسانه قوه قضائیه به عمل آورند. باید توجه کنید که ممکن است پس از صدور یک قرار یا حکم یا ابلاغ، نتوان پیوست رسانهای مناسبی در قبال آنها تدوین کرد؛ لذا در قبال مسائل و موضوعات قابل پیشبینی، قبل از اقدام، با هماهنگی مرکز رسانه، برای جلوگیری از وقوع آسیب و تبعات، پیوست رسانهای مناسب را تدوین کنید. "
واقعیت این است که این گونه آرا، علاوه بر تبعاتی که رئیس قوه به درستی به آنها اشاره کرده، حیثیت دستگاه قضا و اعتبار قضاتی که آرای متقن و عادلانه صادر میکنند را نیز خدشه دار میکند و لازم است دستگاه قضایی، فراتر از تاکید و توصیه رئیس اش، در این باره چاره اندیشی کند و ساز و کار عملیاتی داشته باشد.
۴ - از همه مهمتر این که به نظر میرسد در این پرونده - بر اساس آنچه محکوم گفته و تا کنون تکذیب نشده - رأی عادلانهای صادر نشده است. اگر به جای یک خانم خواننده، یک سیاستمدار به حبس محکوم میشد، الان در همه رسانهها له یا علیه او سخن میگفتند چرا که منافع سیاسی و حزبی چنین ایجاب میکرد.
این خلاف مروت است که رسانه به چهرههای معروف سیاسی بپردازد و از کنار شهروندان عادی که به احتمالاً به آنها ظلم شده، با بی اعتنایی بگذرد. از این رو، چند سطر فوق نوشته شد تا اولاً به بهانه پرونده حاضر، موضوع حقوق هنرمندان زن ایرانی که در عرصه هنر آواز فعالیت میکنند، مطرح شود، ثانیاً لزوم تدوین ساز و کار مناسب در قوه قضائیه برای رسیدگی به پروندههایی با ابعاد اجتماعی و سیاسی یادآور شود و در نهایت و مهمتر از همه، از ظلمی پیشگیری شود که ممکن است به اسم عدالت روا شود.
به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ شب گذشته، عرصه میدان شهدای مشهد میزبان «محفل اربعین» بود؛ برنامهای که با حضور میزبانان برنامه «محفل» و قاریان بینالمللی برگزار شد تا یاد رهبر شهید انقلاب را با تلاوت قرآن گرامی بدارد. انتخاب این قالب برای مراسم اربعین، فقط یک انتخاب مناسبتی نیست. مشهد، سالها پیش از آنکه نام رهبر شهید با عالیترین جایگاه نظام اسلامی گره بخورد، شاهد بخشی از زندگی قرآنی او بوده است؛ جلسات قرآنی، ارتباط با قاریان و توجهی که بعدها در سطح ملی به گسترش فرهنگ قرآن تبدیل شد.
برای فهم اینکه چرا امروز قرآن میتواند زبان یک مراسم اربعین باشد، باید به یک سؤال ساده برگشت: قرآن در زندگی رهبر شهید چه جایگاهی داشت که امروز جامعه قرآنی، یاد او را با آیات الهی روایت میکند؟
پاسخ را میتوان در مجموعهای از رفتارها، توصیهها و سیاستهایی دید که یک ویژگی مشترک دارند: قرآن نباید فقط خوانده شود؛ باید وارد زندگی شود.
قرآن باید از روی رحل، وارد زندگی مردم شود
در توصیههای رهبر شهید انقلاب، بارها بر استمرار ارتباط با قرآن تأکید شده بود؛ ارتباطی که قرار نبود به ماه رمضان، محافل قرآنی یا مناسبتهای مذهبی محدود بماند. ایشان بر تلاوت روزانه قرآن تأکید داشتند و حتی خواندن چند آیه یا یک صفحه در روز را راهی برای حفظ این ارتباط میدانستند.
اما این نگاه به قرآن، در توصیههای ایشان به قاریان نیز وجه دیگری پیدا میکند؛ جایی که اثرگذاری تلاوت بر مخاطب بیش از صرف زیبایی اجرا مورد توجه قرار میگیرد. در دیدار سال ۱۴۰۱ با قاریان قرآن، رهبر شهید ۱۴ توصیه درباره تلاوت مطرح کردند؛ از ضرورت پیشروی و تکامل قاری و مهندسی تلاوت پیش از اجرا، تا انتخاب لحن متناسب با مضمون آیات و توجه به کیفیت القای آن به مستمع.
در میان این توصیهها، بر یک نکته بیش از همه تأکید شده بود: تلاوت نباید به یک هنر صرف تبدیل شود. ایشان تصریح کردند که «هنر تلاوت باید در خدمت ذکر و دعوت باشد» و قاری باید بهگونهای بخواند که مستمع متذکر شود و به یاد خدا و قیامت بیفتد. همچنین تأکید داشتند: «وقتی شما قرآن میخوانید ایمان مستمعتان بایستی افزایش پیدا کند.»
مجموعه این ۱۴ توصیه، تصویری روشن از انتظاری که ایشان از تلاوت داشت ارائه میدهد؛ قاری فقط نباید خوب بخواند، بلکه باید بتواند قرآن را به دل و ذهن مخاطب برساند.
وقتی اهل قرآن از انس رهبر شهید با قرآن میگویند
برای شناخت نسبت رهبر شهید انقلاب با قرآن، روایت کسانی که سالها در محافل قرآنی و دیدارهای جامعه قرآنی با ایشان همراه بودهاند، تصویر روشنتری ارائه میکند؛ روایتی که از یک علاقه شخصی فراتر میرود و از حضور قرآن در اندیشه و سبک زندگی ایشان حکایت دارد.
محمدمهدی بحرالعلوم، استاد حفظ قرآن و دبیر ستاد راهبری طرح ملی حفظ قرآن کریم، میگوید: «این ارتباط به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد؛ زمانی که رهبر شهید در مشهد جلسات قرآن برگزار میکردند. این اهتمام پس از انقلاب نیز ادامه یافت؛ از حضور در مسابقات قرآن تا دیدارهای سالانه با قاریان، حافظان و فعالان قرآنی.»
به گفته بحرالعلوم، ایشان حفظ و قرائت را فعالیتی جدا از زندگی نمیدانستند، بلکه خود بر اساس قرآن زندگی میکردند و دیگران را نیز به چنین سبکی دعوت میکردند.
آیتالله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، نیز تأکید میکند که قرآن در زندگی رهبر شهید فقط در حد تلاوت نبود؛ آیات قرآن در سخنرانیها، مواضع و جهتگیریهای فکری و اجتماعی او حضور داشت. مروی همچنین گسترش فرهنگ قرآنی و تربیت نسل جدیدی از قاریان و حافظان را از آثار این اهتمام میداند.
سیدعلی سرابی، قائممقام شورای عالی قرآن، نیز مهمترین مطالبه قرآنی رهبر شهید را ساخت جامعهای مأنوس و عامل به قرآن میداند؛ جامعهای که قرآن را نه فقط بخواند، بلکه آن را در زندگی فردی و اجتماعی خود به کار بگیرد. از نگاه او، همین هویت قرآنی بود که رهبر شهید را برای بسیاری از جوانان جهان اسلام، فراتر از یک رهبر سیاسی و به عنوان شخصیتی تربیتیافته در مکتب قرآن معرفی کرد.
محفل اربعین؛ روایتی قرآنی از یک رهبر قرآنی / محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام
«زندگی با آیهها»؛ تحقق یک خواست قرآنی رهبر شهید
اینکه قرآن فقط خوانده شود، پایان این مسیر نیست؛ مسئله اصلی، ماندن آیات در ذهن و رسیدن آنها به موقعیتهای واقعی زندگی است؛ اینکه انسان در مواجهه با مسائل مختلف، بتواند آیهای از قرآن را به یاد بیاورد و با معنای آن ارتباط برقرار کند. حجتالاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، میگوید این همان دغدغهای بود که رهبر شهید انقلاب بارها بر آن تأکید داشتند؛ اینکه مفاهیم قرآن به مسلمات ذهنی جامعه تبدیل شود و مردم برای مسائل مختلف زندگی، به آیات قرآن رجوع کنند.
در امتداد همین دغدغه، نهضت مردمی «زندگی با آیهها» شکل گرفت؛ حرکتی که بنا داشت قرآن را از محدوده تلاوت فراتر ببرد و به متن زندگی مردم بیاورد. قمی تأکید میکند که این حرکت، صرفاً یک برنامه برای بیشتر خواندن قرآن نبود، بلکه قرار بود جامعه با قرآن زندگی کند؛ هدفی که مورد تشویق و تحسین رهبر شهید قرار گرفت و ایشان از خادمان این عرصه حمایت و تقدیر کردند.
به گفته رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، اصل این حرکت به عنایت رهبر شهید بازمیگردد و ایشان از شکلگیری آن خرسند بودند. به گفته قمی نهضت ملی زندگی با ایهها اکنون بیش از ۴۰ میلیون نفر را مخاطب خود کرده است؛ گسترهای که نشان میدهد یک حرکت قرآنی، وقتی با زبان زندگی مردم و با تکیه بر ظرفیتهای مردمی پیش برود، میتواند از مرز محافل رسمی عبور کند و به بخشهای مختلف جامعه برسد.
برای اولین بار در جهان اسلام؛ انتشار تلاوت اعجازانگیز قرآن کریم
توسعه دیپلماسی قرآنی از طریق معرفی و ترویج فرهنگ قرآن کریم به عنوان محور وحدت امت اسلامی از جمله مطالبات و منویات رهبر شهید انقلاب بود؛ مطالبهای که در سال ۱۴۰۳ در حکم انتصاب سفیر قرآنی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرار گرفت.
حاصل این رویکرد، یکی از کمسابقهترین پروژههای تلاوت قرآن در جهان اسلام است؛ دو سال کار مداوم برای ضبط کامل قرآن کریم، از «فاتحةالکتاب» تا «الناس». در این پروژه، تمام آیات قرآن بهصورت استودیویی و به شیوه تحقیق ضبط شده و برای نخستینبار دوره کامل آن بهصورت تصویری نیز تولید شده است.
ویژگی دیگر اثر، استفاده از مقامات مختلف قرآنی در بخشهای گوناگون تلاوت است؛ بهگونهای که مخاطب در شنیدن کل قرآن، با مجموعهای متنوع از ظرفیتهای موسیقایی تلاوت نیز روبهرو میشود. این اثر قرار است تمام قرآن را با یک روایت صوتی و تصویری واحد در اختیار مخاطب قرار دهد و قطعات آن بهتدریج در بسترهای مختلف منتشر خواهد شد.
این پرونده سرانجام جمعه ۲۳ مردادماه بسته شد؛ روزی که شاکرنژاد در پیامی نوشت:
«امروز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ مهمترین پرونده عمرم بسته شد. یک دوره کامل تلاوت استودیویی قرآن کریم از «فاتحةالکتاب» تا «الناس» سجده شکر بر خداوندی که این توفیق را ارزانی داشت...
امیدوارم این مجموعه شایسته گوشه چشم پیامبر اکرم و خاندان پاک آن حضرت باشد؛ و تشکر از خانواده محفل که همراه این مسیر بودند.
همچنین لازم میدانم از کسی که حتی تا آخرین روزهای عمر شوق بزرگی برای من و همه اهالی قرآن این مرز و بوم بود یاد کنم «شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای» برای ایشان بالاترین درجات بهشت و همنشینی با بهترین بندگان را آرزو میکنم.
انشاءالله مقبول قرآن کریم و موجب رضایت امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف واقع شود.»





