
به گزارش مشرق، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در توئیتر نوشت:
شکاف بین ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و ادعای مالکیت آن، از فاصله ۷۰۰۰ مایلی بین واشنگتن و خود تنگه نیز بیشتر است.
به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید.

به گزارش مشرق، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در توئیتر نوشت:
شکاف بین ناتوانی آمریکا در بازگشایی تنگه هرمز و ادعای مالکیت آن، از فاصله ۷۰۰۰ مایلی بین واشنگتن و خود تنگه نیز بیشتر است.
به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید.
به گزارش عصر خبر، اسماعیل بقائی در واکنش به تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: اعلام تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، بسیار فراتر از ادامه «جنگ اقتصادی» غیرقانونی علیه یک کشور است و تلاشی برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر تمامی دولتهای مستقل عضو سازمان ملل محسوب میشود.
وی افزود: هیچ دولتی حق ندارد بانکها، شرکتها یا فرودگاههای کشورهای دیگر را که تحت صلاحیت حاکمیتی خود قرار دارند، وادار کند از تجارت مشروع با کشوری ثالث خودداری کنند. نوشته های مشابه از بین بردن بنیانهای علم و فرهنگ ایرانیان؛ هدف اصلی تجاوز نظامی آمریکایی-صهیونیستی 1405/01/08 اراکی، نماینده مجلس خبرگان: ولایت یعنی اگر حاکم دستوری داد، باید اجرا گردد / ولایت به معنی تامین مصالح مردم است لذا باید این ولایت مطلقه باشد 1402/05/17
سخنگوی وزارت امور خارجه با تأکید بر اینکه تحریمهای ثانویه آمریکا هیچ مبنایی در حقوق بینالملل ندارد، تصریح کرد: این اقدامات اصل بنیادین برابری حاکمیتها را نقض میکند و ممنوعیت مداخله در امور داخلی دولتها را زیر پا میگذاردبقائی ادامه داد: ارعاب اقتصادی با هدف وادار کردن یک دولت مستقل به تغییر گزینههای سیاستی مشروع خود، اقدامی متخلفانه در سطح بینالمللی است.
وی همچنین با اشاره به همراه شدن این تحریمها با محاصره دریایی، آن را اقدامی تجاوزکارانه دانست و افزود: چنین رویکردی حاکمیت و سیادت سایر دولتها را به امری موقتی و مشروط به اراده قدرتی دیگر تبدیل میکند.
بقائی تأکید کرد: تمکین در برابر این ارعاب آشکار، برای هیچ کشوری مصونیت ایجاد نخواهد کرد، بلکه تنها به معنای اولویت دادن به حاکمیت بیگانه و پذیرش سیطره یک طرف خارجی بر فعالیتهای قانونی بانکها، بنگاههای اقتصادی و فرودگاههای دیگر کشورها خواهد بود.
سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان هشدار داد که ادامه این روند میتواند به فرسایش کامل حاکمیت ملی بهعنوان یکی از اصول بنیادین نظام روابط بینالملل منجر شود و زمینه را برای «بازگشتی فاجعهبار به استعمار عریان و تمامعیار» فراهم کند.<
برچسب هااستعمار عریان بقائی حاکمیت کپی لینک لینک کپی شد
جغرافیای سیاسی خلیج فارس در آستانه یک دگردیسی بیسابقه قرار گرفته است. در حالی که طی دهههای متمادی، تنگه هرمز به عنوان «شاهرگ حیاتی انرژی جهان» و اصلیترین ابزار چانهزنی ایران در تقابل با غرب شناخته میشد، اکنون گزارشهای میدانی از تغییر موازنه قدرت در این آبراه راهبردی حکایت دارد.
به گزارش روز نو به نقل از خبرگزاری آکسیوس در گزارشی فاش کرد که ارتش ایالات متحده در اقدامی محرمانه و با بهرهگیری از یگانهای مهندسی رزمی، یک کریدور دریایی جدید در ضلع جنوبی تنگه هرمز ایجاد کرده است.
این مسیر که در امتداد سواحل عمان واقع شده، به گونهای طراحی شده است که عملاً کارکرد سنتی تنگه هرمز را تحتالشعاع قرار داده و اهرم فشار ایران برای مسدودسازی این آبراه را به پایینترین سطح تاریخی خود رسانده است.
این تحول نهتنها یک تغییر تاکتیکی، بلکه یک بازآرایی راهبردی در نقشه انرژی جهان است که میتواند جایگاه ژئوپلیتیک ایران را برای دهههای آینده تحتتاثیر قرار دهد.
کریدور جنوبی چگونه متولد شد؟
جزئیات این عملیات نشان میدهد که آمریکاییها طی ماههای اخیر با استفاده از کشتیهای تخصصی، اقدام به تراشیدن صخرههای زیرآبی و موانع طبیعی در مسیر جنوبی تنگه هرمز کردهاند.
این اقدام فنی که پیشتر به دلیل عمق کم و ساختار صخرهای سواحل عمان غیرممکن به نظر میرسید، اکنون مسیری عریض و امن را برای تردد همزمان نفتکشهای غولپیکر فراهم آورده است.
بر پایه گزارشهای منتشر شده در یورو نیوز، مقامهای آمریکایی مدعیاند که این کریدور جدید اکنون میزبان تردد شبانه ۱۵ تا ۲۰ نفتکش است که تحت پوشش کامل پدافندی و هوایی ارتش آمریکا، روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت را به بازارهای جهانی میرسانند.
این رقم که معادل نیمی از حجم صادرات منطقه پیش از آغاز تنشهاست، نشاندهنده موفقیتی راهبردی برای واشنگتن در جهت خنثیسازی تهدیدات دریایی ایران محسوب میشود.
در واقع، آمریکا با این اقدام، جغرافیای تنگه را به نفع خود بازتعریف کرده و وابستگی امنیت انرژی به ضلع شمالی تنگه را که تحت نظارت ایران است، به حداقل رسانده است.
تحلیلگران بر این باورند که کارت تنگه هرمز یک «تاریخ انقضا» داشت که به دلیل بیتدبیری تندروها و عدم نقد کردن آن در میز مذاکره، در حال سوختن است.
آنها معتقدند که ایده اخذ عوارض از کشتیها یا مسدودسازی فیزیکی، اکنون به ایدههایی بایگانی شده تبدیل شدهاند که دیگر خریداری در بازار قدرت جهانی ندارند
یکی از مقامات ارشد آمریکایی که مستقیماً در جریان این عملیات قرار دارد، در گفتوگو با آکسیوس مدعی شد که مدیریت این کریدور به طور کامل در اختیار نیروهای آمریکایی است.
او با اشاره به اینکه عملیات از مقر ارتش در «فورت براگ» کارولینای شمالی هدایت میشود، تاکید کرد که اگرچه نیروهای ایرانی ممکن است مزاحمتهای پراکندهای ایجاد کنند، اما دیگر کنترل کلیدی تنگه در دست آنها نیست.
این مقام مدعی شد که کارزار نظامی سنتکام طی هفتههای اخیر، توان راداری و سامانههای نظارت دریایی ایران را به شدت کاهش داده و تهران اکنون تنها با دیدی محدود و از طریق قایقهای تندرو، سعی در رصد تقریبی مسیری دارد که نفتکشها در آن تحت حمایت جنگندههای اف-۳۵ و سیستمهای ضدموشک عبور میکنند.
این تحلیل نشان میدهد که برتری نظامی در تنگه هرمز از حالت «کنترل فیزیکی بر آبراه» به حالت «تامین امنیت در کریدورهای اختصاصی» تغییر یافته است.
راهبرد خفهسازی تدریجی
در جبهه سیاسی، لحن مقامات واشنگتن به طرز معناداری تغییر کرده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در اظهاراتی که در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» بازتاب گستردهای داشت، اعلام کرد که هیچ مذاکرهای با جمهوری اسلامی در جریان نیست و برنامهای هم برای آن وجود ندارد.
ترامپ با بیان اینکه «تنگه در دست ماست و ما کنترل کامل آن را در اختیار داریم»، مدعی شد که محاصره دریایی ایران با تمام قدرت ادامه دارد و مینهای دریایی به طور کامل جمعآوری شدهاند. او در گفتوگو با آکسیوس تاکید کرد که دستور توقف مذاکرات را صادر کرده و به سمت راهبرد «خفهسازی تدریجی» حرکت میکند.
به گفته ترامپ، ثبات فعلی در بازار انرژی و رکوردشکنیهای بورس آمریکا، نیاز واشنگتن به توافق فوری با ایران را از بین برده است. این تغییر رویکرد نشاندهنده آن است که کاخ سفید به این نتیجه رسیده که زمان به نفع آنها و به ضرر اقتصاد ایران در حال سپری شدن است.
همزمان، جی. دی ونس، معاون او، در ادعایی تند مطرح کرد که فشار اقتصادی ناشی از این محاصره، محاسبات تهران را تغییر خواهد داد.
ونس معتقد است که ایران اکنون بین دو گزینه «فروپاشی همیشگی اقتصاد» یا «تسلیم در برابر خواستههای غرب»، در بنبست قرار گرفته است.
او مدعی شد که هفتههای اخیر ثابت کرد ایرانیها فشار را بسیار بیشتر از غرب احساس کردهاند و توانمندیهای نظامی متعارف آنها در سایه حملات دقیق، آسیب جدی دیده است.
این اظهارات برای این بیان شده است که بگوید، واشنگتن دیگر نیازی به درگیری مستقیم نظامی نمیبیند و با ابزار «جنگ اقتصادی» و «دور زدن جغرافیایی»، در حال پیشبرد اهداف خود است.
در این میان، تحلیلگران هشدار میدهند که اصرار بر مواضع تندروانه در داخل، تنها به تسریع این روند «خفهسازی» کمک کرده و فرصتهای دیپلماتیک را یکی پس از دیگری میسوزاند.
سقوط اهمیت راهبردی تنگه هرمز در سایه فناوری و مهندسی نظامی غرب، هشداری جدی است که ثابت میکند گرههای پیچیده ژئوپلیتیک با دندان تهدید باز نمیشوند و تنها تدبیر دیپلماتیک راهگشا خواهد بود.
اگر ایران نتواند از ابزارهای چانهزنی خود پیش از انقضای کامل استفاده کند، در مذاکرات آتی ناچار به پذیرش شرایط از موضع ضعف اقتصادی خواهد بود
گرهی که با دندان باز نمیشود
در داخل کشور، این تحولات با واکنشهای متفاوتی روبهرو شده است. یکی دیگر از اخبار منتشر شده در فضای خبری این روزها احتمال احداث خط لوله جایگزین برای انتقال نفت از سوی کشورهای عربی است.
در همین راستا حمیدرضا حاجیبابایی، نایبرئیس مجلس، تصریح کرد: «کشورهای حاشیه خلیج فارس حق ندارند در کشور خودشان خط لوله بزنند. هر کشوری در سرزمین خودش خط لوله بکشد دارد به ما اعلام جنگ میکند.»! اما تحلیلگران ارشد بینالمللی نسبت به پیامدهای این نوع نگاه هشدار میدهند.
رحمن قهرمانپور، کارشناس مسائل بینالملل، معتقد است که آمریکا با استفاده از کشتیهای کوچک و انتقال نفت در آبهای سرزمینی عمان و امارات، عملاً قواعد بازی را تغییر داده است.
او تاکید کرد: «در دنیای امروز، دیپلماسی به معنای «بدهبستان» است، اما دیپلماسی در این کشور ضدارزش است.» این نوع نگاه که هرگونه فعالیت زیرساختی همسایگان را تهدید قلمداد میکند، نه تنها واقعبینانه نیست بلکه ایران را در تقابل با کل منطقه قرار میدهد.
علی قلهکی، فعال رسانهای نیز در یادداشتی هشدارآمیز به موضوع «از رونق افتادن سکه تنگه هرمز» پرداخت. او نوشت: «پیشتر نوشتم که آمریکاییها با کشتیهای خاصی اقدام به تراشیدن صخرههای تیز و مزاحم در مسیر جنوب تنگه هرمز (عمان) نمودهاند که مسیر تردد کشتیها در آن «کریدور» را هموار کنند.
انتقال بیسروصدای نفت از مسیر جنوب تنگه هرمز توسط آمریکا»، سکهی تنگه را از رونق خواهد انداخت؛ در صورت ادامه این اتفاق، آمریکا نه «محاصره» را رفع خواهد کرد، نه تحریمی لَغو خواهد شد و نه پولی آزاد میگردد!»
تحلیلگران بر این باورند که کارت تنگه هرمز یک «تاریخ انقضا» داشت که به دلیل بیتدبیری تندروها و عدم نقد کردن آن در میز مذاکره، در حال سوختن است. آنها معتقدند که ایده اخذ عوارض از کشتیها یا مسدودسازی فیزیکی، اکنون به ایدههایی بایگانی شده تبدیل شدهاند که دیگر خریداری در بازار قدرت جهانی ندارند.
رقابت منطقهای برای حذف هرمز از نقشه انرژی جهان
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعتی خیرهکننده در حال اجرای پروژههای جایگزین تنگه هرمز هستند. عربستان سعودی با فعالسازی خط لوله شرق به غرب و امارات با توسعه بندر فجیره، در حال کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند.
عراق، کویت و اردن نیز پروژههای مشترکی را برای انتقال نفت به دریای سرخ کلید زدهاند. اگرچه کارشناسانی نظیر تام سنگ و رامانان کریشنامورتی معتقدند که جایگزینی کامل ظرفیت ۲۱ میلیون بشکهای تنگه هرمز در کوتاهمدت ممکن نیست، اما ایجاد کریدور جنوبی توسط آمریکا به عنوان یک «مسیر اضطراری پایدار»، توانسته است شوک ناشی از احتمال بستن تنگه را خنثی کند.
این پروژهها یعنی یک اجماع منطقهای و جهانی برای «امنیتزدایی» از تنگه هرمز و انتقال کانون توجه به مسیرهای جایگزین در حال شکل گیری است.
ایجاد کریدور دریایی جدید در سواحل عمان توسط ارتش آمریکا، عملاً کارکرد سنتی تنگه هرمز را به عنوان اهرم فشار ایران خنثی کرده و موازنه قدرت را به نفع بازارهای جهانی انرژی تغییر داده است.
این تحول نشان میدهد که تکیه بر تهدیدهای فیزیکی دیگر نمیتواند تضمینکننده امتیازات سیاسی در میز مذاکره باشد
نکته حائز اهمیت این است که دادههای شرکت ردیابی کشتیها «کپلر» نشان میدهد که عبور و مرور رسمی از تنگه به شدت کاهش یافته است.
هرچند برخی محافل داخلی این موضوع را نشاندهنده اقتدار ایران در مسدودسازی تنگه میدانند، اما تحلیلگران هشدار میدهند که این یک «سادهانگاری خطرناک» است.
واقعیت این است که نفتکشها با خاموش کردن سیستمهای شناسایی و تحت حمایت ارتش آمریکا از کریدور جنوبی عبور میکنند.
ثبات قیمت نفت زیر ۱۰۰ دلار و کاهش قیمت بنزین در آمریکا، گواهی بر این مدعاست که جریان انرژی برخلاف ادعاهای داخلی، متوقف نشده بلکه تنها «تغییر مسیر» داده است. این شکاف بین واقعیت بازار و ادعاهای رسانهای، نشاندهنده یک بحران در درک صحیح از معادلات قدرت جهانی است که میتواند هزینههای سنگینی را به اقتصاد ملی تحمیل کند.
ضرورت بازگشت به میز تدبیر و واقعگرایی
وضعیت فعلی، نتیجه یک محاسبه راهبردی اشتباه از سوی کسانی است که تصور میکردند با تهدید به بستن تنگه هرمز، میتوانند جهان را به زانو درآورند. امروز در شرایطی قرار داریم که نه تنها تنگه به طور کامل مسدود نشده، بلکه مسیری جایگزین و تحت مدیریت رقیب ایجاد شده است.
محاصره دریایی بنادر ایران، قطع روابط تجاری با امارات و کاهش خرید نفت توسط چین، همگی نشاندهنده آن است که «تابآوری اقتصادی» کشور در برابر «راهبرد خفهسازی» آمریکا به شدت تحت فشار است. غرور بیجا در عدم استفاده از پتانسیلهای دیپلماتیک با قدرتهایی نظیر چین و روسیه برای خنثیسازی محاصره، اکنون کشور را در وضعیتی قرار داده که حتی دوستان سنتی نیز در حال بازنگری در روابط خود با ما هستند.
گزارشهای اقتصادی نشان میدهد که کشورهای حاشیه خلیج فارس با سرعتی خیرهکننده در حال اجرای پروژههای جایگزین تنگه هرمز هستند.
عربستان سعودی با فعالسازی خط لوله شرق به غرب و امارات با توسعه بندر فجیره، در حال کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز هستند. عراق، کویت و اردن نیز پروژههای مشترکی را برای انتقال نفت به دریای سرخ کلید زدهاند
آنهایی که مدعی بودند با بستن تنگه، اقتصاد آمریکا فرومیپاشد، اکنون باید پاسخگوی رکوردهای تاریخی بورس نیویورک و کاهش تورم در واشنگتن باشند.
واقعیت تلخ این است که ایران نتوانسته است از کارت برنده خود در زمان مناسب استفاده کند و اکنون با خطر تبدیل شدن به یک بازیگر حاشیهای در جغرافیای انرژی روبهرو است.
اگر این روند ادامه یابد، نه تنها اهرم فشار نظامی از دست میرود، بلکه موضع ایران در مذاکرات احتمالی آینده نیز از «موضع قدرت» به «موضع پایینتر» تغییر خواهد کرد.
تنها راه خروج از این وضعیت، عبور از شعارهای هیجانی، کنار گذاشتن مشاورههای غلط تندروها و بازگشت به مسیر دیپلماسی فعال و هوشمندانه است؛ پیش از آنکه کریدور جنوبی عمان، تنگه هرمز را برای همیشه به یک خاطره در تاریخ انرژی تبدیل کند. کاسبان تحریم و جنگطلبان باید بدانند که با دندان نمیتوان گرهی را باز کرد که تنها با سرانگشت تدبیر و دیپلماسی گشوده میشود.
کد خبر: 787458 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۴۵:۰۹ اعتمادآنلاین |
تحریمها به ابزار اصلی برای افزایش هزینههای اقتصادی ایران و واداشتن تهران به پذیرش خواستههای امریکا تبدیل شدهاند؛ هرچند وابستگی بازار انرژی به هرمز، هزینههای این سیاست را برای اقتصاد جهانی افزایش خواهد داد. با این حال تشدید فشار اقتصادی در شرایطی دنبال میشود که امنیت مسیرهای انرژی و تداوم تجارت دریایی، به متغیری تعیینکننده در معادلات منطقهای تبدیل شده است. در چنین شرایطی تهران نیز با ترکیب مقاومت اقتصادی و حفظ کانالهای دیپلماتیک، تلاش دارد ضمن مدیریت فشارها، موقعیت چانهزنی خود را در برابر واشنگتن حفظ کند.
به گزارش اعتماد، سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلستان و کارشناس مسائل خاورمیانه، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره روایتهای متضاد ایران و امریکا از کنترل تنگه هرمز گفت: برای ارزیابی وضعیت میدانی، نباید صرفا به روایت تهران یا واشنگتن اکتفا کرد؛ «آمار منابع بینالمللی کشتیرانی» معیار دقیقتری برای راستیآزمایی این ادعاهاست.او افزود: اطلاعات مربوط به شمار روزانه کشتیهای عبوری از خلیجفارس، نوع محمولهها، مبدا و مقصد شناورها و همچنین وضعیت نفتکشهایی که احتمالا با هماهنگی ایران یا امریکا اجازه تردد یافتهاند، میتواند تصویر واقعیتری از وضعیت تنگه ارایه کند. به گفته ساداتیان، دادههای نهادهایی مانند «کپلر» و دیگر مراجع رصد حملونقل دریایی نشان میدهد تردد کشتیها چه میزان کاهش یافته یا تا چه حد به روال عادی نزدیک است،از همین رو اگر ترامپ مدعی است کشتیها آزادانه و بهطور گسترده از تنگه هرمز عبور میکنند، این ادعا باید در آمار رسمی و مستقل ثبت شده باشد. او در ادامه خاطرنشان کرد: «مقایسه میزان تردد کنونی با آمار گذشته، مشخص میکند کدام روایت به واقعیت میدانی نزدیکتر است.» بنابراین بررسی جداگانه وضعیت کشتیهای چینی، هندی و دیگر کشورهایی که ممکن است برای عبور از تنگه با یکی از طرفها هماهنگی داشته باشند نیز ضروری است، زیرا چنین توافقهایی میتواند بر آمار کلی تردد اثر بگذارد. هرمز جایگزین ندارد
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره ادعای ایجاد خطوط جدید برای انتقال انرژی و استفاده امریکا از «کریدور جنوبی»برای تردد کشتیها گفت: روند رایزنیهای ایران و عمان نشان میدهد طرحهایی برای تنظیم تردد کشتیها در تنگه مطرح شده. در ابتدا، استفاده از مسیر شمالی، که بیشتر در محدوده کنترل ایران قرار دارد، مورد بحث بود.سپس ایده ایجاد یک «مسیر میانی» برای عبور محدود و موقت کشتیها، در بازهای مانند یک تا سه ماه، مطرح شد؛ مسیری که با فضای مذاکراتی ایران و امریکا ارتباط داشت. با این حال نشانهای از توافق قطعی بر سر اجرای این طرح وجود ندارد؛ هرچند این گزینه محتملترین راهکار مورد بحث است.این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: ادعاهای امریکا درباره کنترل تنگه یا ایجاد مسیرهای جایگزین باید با دادههای مستند قابلراستیآزمایی باشد. به گفته ساداتیان: «اگر آمار منابع و نهادهای بینالمللی، تردد پایدار و قابلتوجه کشتیها را در مسیرهای ادعایی تایید کند، میتوان درباره تحقق این طرحها سخن گفت؛ در غیر این صورت، این ادعاها مبنای روشنی ندارد.» بنابراین تا زمانی که سازوکاری عملی و مورد تایید منابع مستقل درباره مسیر شمالی، جنوبی یا میانی ثبت نشده باشد، نمیتوان از شکلگیری «مسیر جایگزین» برای تنگه هرمز سخن گفت. تحریمها اهرم امریکا برای واداشتن ایران به عقبنشینی است
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره بازگشت امریکا به «فشار حداکثری» و واکنش تهران به کارزار اقتصادی واشنگتن گفت: اگر امریکا مدعی است تنگه هرمز باز است و کشتیها آزادانه از آن عبور میکنند، این پرسش مطرح میشود که چرا همزمان ایران را به تشدید فشارهای اقتصادی تهدید میکند.این تناقض نشان میدهد واشنگتن نیز از پیامدهای وضعیت تنگه و محدودیتهای تردد در آن متأثر است.ساداتیان افزود: آمارهای بینالمللی درباره ذخایر انرژی و میزان مصرف آنها در مناطق مختلف، میتواند نشان دهد فشار اصلی متوجه کدام طرف است. اگر ذخایر انرژی کشورهای آسیایی، اروپایی یا دیگر مصرفکنندگان نفت خلیجفارس کاهش یابد، احتمال جهش قیمت انرژی و شکلگیری بحران در بازارهای جهانی بیشتر میشود. در چنین وضعیتی، امریکا با فشار کشورهای عربی منطقه، دولتهای اروپایی و اقتصادهای آسیایی مواجه خواهد شد تا راهی برای مدیریت بحرانی پیدا کند که به گفته این دیپلمات پیشین، از آن بهره موردانتظار را به دست نیاورده است،بنابراین تشدید تهدیدها ازسوی ترامپ، تلاشی برای واردکردن فشار بیشتر بر ایران است. او میکوشد تهران را به جایی برساند که در برابر خواستههای واشنگتن تسلیم شود؛ به ویژه از این جهت که تداوم محدودیت تردد کشتیها برای دو، سه یا چهار هفته میتواند پیامدهای مهمی برای بازار انرژی و اقتصاد جهانی داشته باشد.
ساداتیان معتقد است: مشاوران ترامپ نیز او را نسبت به هزینههای چنین وضعیتی آگاه کردهاند و بخشی از تهدیدهای اخیر را باید در همین چارچوب دید. ایران گزینه مقاومت را برگزیده است
این دیپلمات پیشین در ادامه خاطرنشان کرد: ایران نیز به واسطه تحریمها زیر فشار است. تحریمها، «محاصره دریایی»، محدودیتهای وارداتی و دشواری در فروش نفت، بر تامین نیازهای کشور و شرایط اقتصادی جامعه اثر میگذارد. پیامد این وضعیت در قالب تورم و گرانی به مردم منتقل میشود و نمیتوان وجود فشار اقتصادی را نادیده گرفت. با این حال، تهران بر این باور است که با تداوم مقاومت، هزینههای طرف مقابل نیز افزایش مییابد و واشنگتن در زمانی کوتاهتر با دشواریهای ناشی از بحران انرژی روبهرو خواهد شد.
ساداتیان افزود: پرسش اصلی در این شرایط آن است که کدام طرف توان و ظرفیت بیشتری برای ادامه این وضعیت دارد. از نگاه او، ایران به همراهی مردم، عملکرد دولت، آمادگی نیروهای مسلح و نیز حفظ «روایت رسانهای» خود تکیه دارد. تهران همچنین تلاش دارد نشان دهد صرفا به دنبال جنگ نیست و در کنار آمادگی برای مقاومت، مسیر «دیپلماسی» و تبادل پیام با میانجیها را باز گذاشته تا در افکار عمومی جهان، به عنوان طرفی که فقط به تشدید تنش میاندیشد معرفی نشود.
به گفته ساداتیان هدف ایران از تبادل پیام، رسیدن به خواستهها و تامین «منافع ملی» است. از منظری دیگر سیاست جاری کشور بر مقاومت استوار است، اما مقاومت به معنای نفی مذاکره نیست. تصمیمهای شورای عالی امنیت ملی و هماهنگیهای میان دولت و دیگر ارکان کشور، به تداوم ایستادگی در برابر فشارها گرایش دارد؛ در عین حال، اگر مسیر پیامرسانی و میانجیگری به نتیجه مشخصی برسد، ایران از آن استقبال میکند.این دیپلمات پیشین در ادامه گفت: ایران خواهان گفتوگو است، اما مذاکره باید از موضع «قدرت و برابری» انجام شود. جهان در مسیر همصدایی با امریکا دچار تردیدهای جدی هستند
ساداتیان در پاسخ به پرسش دیگری درباره امکان موفقیت ائتلافهای منطقهای و فرامنطقهای علیه ایران به «اعتماد» گفت: تاکنون نه کشورهای اروپایی و نه دولتهای حاشیه خلیجفارس، پاسخ روشن و قاطعی به دعوتهای ترامپ برای پیوستن به ائتلاف علیه ایران ندادهاند. این تردید ناشی از نگرانی آنها نسبت به پیامدهای تقابل مستقیم با ایران است.دیپلمات پیشین کشورمان افزود: ایران بارها اعلام کرده با همسایگان خود، ازجمله عربستانسعودی، امارات و عمان، مسالهای ندارد؛ اما پایگاههای امریکا در خاک این کشورها را، در صورت استفاده برای حمله به ایران، اهداف مشروعی برای پاسخ متقابل میداند. این موضع نشان میدهد «هدف ایران کشورهای منطقه نیستند، بلکه پایگاههای امریکا در داخل این کشورها هستند.»
ساداتیان ادامه داد: از منظری دیگر کشورهای حاشیه خلیجفارس از نظر زیرساختها آسیبپذیرند و خود را در «خانههای شیشهای» میبینند؛ از این رو، نگرانند که هرگونه مشارکت در ائتلافی علیه ایران، آنها را وارد چرخه حملات متقابل کند، بنابراین ریسک چنین مواجههای را نمیپذیرند، از همین رو ممکن است تلاشهایی برای ایجاد سازوکارهای همکاری با امریکا ادامه داشته باشد، اما تا این مرحله نشانهای از شکلگیری یک ائتلاف موثر و آشکار علیه ایران دیده نمیشود. عراق به دنبال برقراری توازن در روابط بغداد با تهران و واشنگتن است
ساداتیان در پاسخ به پرسش پایانی «اعتماد» درباره هدف از سفر محمدباقر قالیباف به عراق در میان اخبار ادعایی رسانهای شده درباره شکافهای احتمالی میان دولت بغداد و گروههای مقاومت گفت: عراق همچنان زیر فشارهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی امریکا قرار دارد. هر چند گروههای سیاسی و جریانهای مقاومت عراق، از گذشته با حضور امریکا مخالفت کردهاند و در مقاطع مختلف، ازجمله از طریق مصوبه پارلمان برای خروج نیروهای امریکایی، این مخالفت را پیگیری کردهاند.
ساداتیان در ادامه گفت: امروز نیز فشار واشنگتن برای ادغام «حشدالشعبی» و دیگر گروههای مقاومت در ارتش عراق در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ فشاری که به گفته او، با مقاومت این گروهها روبهرو شده است.این دیپلمات پیشین ادامه داد: امریکا و برخی بازیگران عراقی، نقش و حمایت ایران را یکی از عوامل تداوم فعالیت جریانهای مقاومت میدانند و همین مساله بر دولت عراق فشار وارد میکند. او با اشاره به سفر نخستوزیر عراق به امریکا و سپس تهران گفت که این رفتوآمدها بازتابدهنده تلاش بغداد برای مدیریت فشارهای متعارض و حفظ توازن در روابط خارجی است.
ساداتیان تاکید کرد: در کنار این تنشها، روابط ایران و عراق بر پیوندهای عمیق مردمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی استوار است، از همین رو سفر قالیباف در این مقطع، با توجه به جایگاه او در ساختار سیاسی ایران و سابقه حضورش در گفتوگوهای مرتبط با امریکا، حامل پیام سیاسی است و میتواند نشانه «نفوذ و روابط گسترده ایران در عراق» تلقی شود.
به گفته ساداتیان، تهران میکوشد بغداد را به سمت همکاری بیشتر منطقهای سوق دهد و از ظرفیتهای دو کشور در حوزههای اقتصادی استفاده کند.
ساداتیان در ادامه خاطرنشان کرد: صادرات گاز، برق و کالا از ایران به عراق، فعالیت بخش خصوصی و نیز ضرورت دسترسی ایران به منابع مالی حاصل از این مبادلات، از محورهای مهم روابط دو کشور است.
او در پایان افزود: مجموعه ملاحظات سیاسی، اقتصادی، امنیتی و مذهبی، رفتوآمدهای دیپلماتیک ایران و عراق را ضروری میسازد و سفر قالیباف نیز باید در چارچوب تلاش برای حفظ و تقویت این روابط گسترده ارزیابی شود.
اخبار مرتبط الجزیره: کشتی تجاری در تنگه هرمز هدف پرتابه ناشناس قرار گرفت نفتکش اماراتی در تنگه هرمز متوقف شد





