
به گزارش مشرق، کانال تلگرامی اندیشکده تهران با انتشار گزارشی نوشت:
پنج سال از خروج آمریکا، سقوط جمهوریت و استقرار طالبان در افغانستان میگذرد. در این دوره پنجساله، طالبان در نحوه استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و روابط خارجی الگویی به مراتب وسیعتر و پیچیدهتر از دوره گذشته عرضه کردهاند و آزمودن الگوهای متعارف مبتنی بر مشارکت بینالمللی، تا اندازه زیادی جایگزین رویه انزواطلبی در روابط خارجی این گروه شده است. طالبان میخواهند که با کمترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک، حاکمیت خود را بر قلمروی افغانستان تثبیت کنند و برای این منظور، نیازمند مهار تهدیدات امنیتی و خلق پیوندها و موازنههای جدیدی هستند که تنها با برقراری روابط خارجی میسر خواهد بود.
محورهای اصلی روابط خارجی طالبان
الگوی تعامل بینالمللی با طالبان وضعیت متناقضی خلق نموده است. از یک طرف، در اختیار داشتن بیش از 45 نمایندگی رسمی در خارج افغانستان و حضور نمایندگان حداقل 28 کشور و سازمان بینالمللی در کابل، گستردگی روابط خارجی طالبان را نشان میدهد. از طرف دیگر، این گروه در مسئله شناسایی رسمی در مقایسه با دوره گذشته وضعیت بدتری دارد و به استثناء روسیه، هیچ یک از بازیگران منطقهای و بینالمللی حاکمیت طالبان بر افغانستان را مورد شناسایی رسمی قرار ندادهاند. فارغ از ناکامی در دستیابی به شناسایی رسمی، این گروه در پنج سال گذشته سه محور ذیل را در روابط خارجی برای تثبیت قدرت و نقش خود در افغانستان دنبال نموده است.
اهرمسازی ژئواکونومیک
طالبان در دوره دوم، تلاش دارد به اتکای مزیتهای جغرافیایی و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، نقشی سازنده در رقابتهای ژئواکونومیک منطقهای و بینالمللی برای خود تعریف کند و از این طریق، مقدمات ادغام و رسمیتیابی خود را فراهم نماید. اهرمسازی ژئواکونومیک طالبان بیشتر حول سه پروژه کلیدی سامان مییابد: خط لوله تاپی، پروژه اتصال برق کاسا-1000 و راهآهن ترانس افغان. علاوه بر این پروژهها، ذخایر معدنی و نفتی دیگر پتانسیل اقتصادی مهمی هستند که طالبان سعی دارد با تکیه بر آن، از انزوا خارج شود.
موازنهسازی امنیتی
این موازنهسازی دو رکن اساسی دارد: اول، تشکیل محور امنیتی در سطح چندجانبه با مشارکت هند و روسیه (در مقابل پاکستان)؛ دو، جبران تفاوت …












