
سرویس جهان مشرق - روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی طی دو دهه اخیر مسیری پرنوسان و در نهایت نزولی را طی کرده است. آنچه روزگاری به عنوان همکاری راهبردی میان دو بازیگر منطقهای شناخته میشد، امروز به رقابتی ژئوپلیتیکی، لفظی و گاه نظامی تبدیل شده که کانون اصلی آن سوریه پس از سقوط بشار اسد است. پرسش محوری این است که آیا این نردبان تنش به نقطه رویارویی مستقیم نظامی نزدیک شده یا هنوز موانع ساختاری و محاسبات هزینه-فایده، طرفین را از چنین سناریویی بازمیدارد.
ریشههای تاریخی و چرخش از همکاری به رقابت
تا اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، آنکارا و تلآویو روابط نزدیکی داشتند. همکاری نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی میان دو طرف بر اساس منافع مشترک در برابر تهدیدهای مشترک شکل گرفته بود. ترکیه در آن دوره به عنوان پلی میان غرب و منطقه غرب آسیا عمل میکرد و رژیم صهیونیستی نیز از این رابطه برای کاهش انزوای منطقهای خود بهره میبرد. نقطه شکست اصلی به سال ۲۰۱۰ و حمله به ناوگان آزادی بازمیگردد که در جریان آن شهروندان ترک جان باختند. از آن پس، روابط هرگز به سطح پیشین بازنگشت.
با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه و سیاستهای منطقهای رجب طیب اردوغان، بهویژه پس از تحولات بهار عربی، فاصلهها بیشتر شد. جنگ غزه پس از اکتبر ۲۰۲۳ این فاصله را به شکاف عمیق تبدیل کرد. ترکیه حمایت از فلسطین را در دستور کار قرار داد ( به عقیده بسیاری از کارشناسان و ناظران بین المللی این حمایت صرفا یک مسئله ظاهری بود)، روابط تجاری را محدود و سپس تعلیق کرد و در مجامع بینالمللی علیه اقدامات رژیم صهیونیستی موضع گرفت. در مقابل، تلآویو آنکارا را به حمایت از گروههایی متهم کرد که آن را تروریستی میداند.
پس از جنگ اخیر میان رژیم صهیونیستی و ایران، برخی مقامات ترکیه صراحتاً اعلام کردند که تلآویو در پی تعریف ترکیه به عنوان «دشمن بعدی» است. این ادعا با اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی و گزارشهای رسانهای همراه شد که ترکیه را تهدیدی فزاینده در دکترین امنیتی خود معرفی میکردند. شناسایی رسمی نسلکشی ارامنه توسط کابینه رژیم صهیونیستی در تابستان ۲۰۲۶ نیز به عنوان اقدامی تلافیجویانه دیپلماتیک تفسیر شد و به تنشها دامن زد.
سوریه؛ میدان اصلی رقابت و نقطه تماس خطرناک
سقوط بشار اسد در پایان سال ۲۰۲۴ معادلات …












