
به گزارش سرویس جهان مشرق ، سخنان تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه ترامپ در امور منطقه، درباره احتمال اقدام رژیم صهیونی به حمله به مقرهایی در خاک سوریه که نیروهای ترکیه در آن حضور دارند، در شرایطی مطرح شده است که تلآویو از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون درگیر طولانیترین، پرهزینهترین و فرسایشیترین جنگ تاریخ خود است. این اظهارات، فارغ از اینکه یک هشدار دیپلماتیک یا یک تحلیل اطلاعاتی باشد، پرسش اصلی را دوباره پیش میکشد: رژیمی با پهنه سرزمینی کوچک، جمعیتی حدود ده میلیون نفری، شکافهای عمیق اجتماعی، بحران خدمت نظامی در میان حریدیها و وابستگی فزاینده به کمکهای مالی و تسلیحاتی آمریکا، چگونه میتواند همزمان چند جبهه فعال را اداره کند و جبههای جدید با ترکیه در سوریه بگشاید؟
بررسی گزارشهای رسانههای عبری و نهادهای رسمی اقتصادی و امنیتی رژیم صهیونی نشان میدهد که بحران مالی و بودجهای ناشی از جنگ، نه یک مشکل موقتی، بلکه یک شکاف ساختاری در حال گسترش است. آنچه در ادامه میآید، بر اساس گزارشهای هاآرتص، کالکالیست، گلوبس، یدیعوت آحارانوت، کان ۱۱، اسرائیل هیوم و همچنین بیانیههای بانک مرکزی، وزارت دارایی، کمیته امور خارجی و امنیت کنست و هشدارهای رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونی تنظیم شده است.
اقتصاد جنگی زیر فشار همزمان جبههها
جنگ غزه که از هفتم اکتبر آغاز شد، برخلاف دکترین دفاعی سنتی رژیم صهیونی که بر جنگهای کوتاه و ضربههای سریع استوار بود، به یک کارزار فرسایشی چندلایه تبدیل شد. منابع عبری گزارش دادهاند که هزینه مستقیم جنگ تا بهار ۲۰۲۵ به حدود ۴۲۰ میلیارد شکل (بیش از ۱۴۲ میلیارد دلار) رسیده است. وزارت دارایی رژیم پیشبینی میکند هزینههای مرتبط با امور نظامی در دهه آینده به حدود ۱.۵ تریلیون شکل (حدود ۵۰۷ میلیارد دلار) برسد.
این هزینهها فقط مربوط به عملیات غزه نیست. جبهه لبنان، حملات موشکی یمن، دو حمله مستقیم ایران در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴، عملیات مستمر در سوریه و استقرار نیروها در کرانه باختری هرکدام بار مالی جداگانهای تحمیل کردهاند. به گفته کارشناسان اقتصادی رسانههای عبری، هزینه عملیات زمینی غزه و لبنان، بازسازی ذخایر مهمات، سوخت، لجستیک، اسکان آوارگان شهرکهای شمالی و جنوبی و پرداخت غرامت به کسبوکارهای آسیبدیده، دولت را به بزرگترین افزایش …












