
به گزارش مشرق، بسیاری از پژوهشگران، از سنتهای فکری متفاوت، استدلال کردهاند که برخی مفاهیم رایج علوم اجتماعی که عمدتاً در تجربه تاریخی اروپا و آمریکای شمالی شکل گرفتهاند، ممکن است برای توضیح همه پدیدههای جوامع دیگر کافی نباشند که این مساله در تحلیلهای مربوط به هویت شیعی بیشتر از بسیاری موارد، خود را نشان میدهد.
در بسیاری از نظریههای رایج غربی، آیین مذهبی عمدتاً بهعنوان موضوعی در حوزه دین، هویت یا جامعه مدنی تحلیل میشود اما در تجربه تاریخی شیعه، آیینها فقط مناسک عبادی نیستند؛ آنها میتوانند همزمان حامل حافظه تاریخی، نظام معنایی، سازمان اجتماعی، بسیج عاطفی، مشروعیت سیاسی و افق تمدنی باشند.
بنابراین اگر هر پژوهشگری این پیشفرض را نداشته باشد، ممکن است بسیاری از کارکردهای این آیینها را یا به «احساسات مذهبی» تقلیل دهد یا صرفاً با مفاهیمی مانند بسیج سیاسی یا ملیگرایی توضیح دهد، در حالی که هر کدام از اینها فقط بخشی از واقعیت هستند.
امسال مراسم پیادهروی اربعین ابعاد ویژهتری یافته یا بهتر است گفته شود ظرفیتهایی را از خودش نشان داده که تا به حال دیده نشده بودند. در سالی که گذشت، شهادت آیتالله خامنهای به یک روایت مؤسس در حافظه جمعی شیعیان منطقه تبدیل شد و اربعین نخست پس از آن، نخستین عرصه بزرگ ظهور این حافظه مشترک است.
در چنین شرایطی، اگر بخواهیم یک نظریه بومی بسازیم، احتمالاً باید از تقلید صرف مفاهیم موجود فاصله بگیریم و مفاهیم برخاسته از تجربه تاریخی خود این سنت را صورتبندی کنیم؛ مفاهیمی مانند «حافظه عاشورایی»، «میدان آیینی»، «سرمایه قدسی»، «روایت شهادت» یا هر اصطلاح دیگری که بتواند این سازوکارها را دقیقتر توضیح بدهد.
حالا اربعین دیگر صرفاً یک آیین سوگواری یا زیارت نیست، بلکه به صحنهای برای بازتعریف هویت جمعی تبدیل میشود. در این چارچوب، حمل پرچمهای سرخ، پرچم جمهوری اسلامی و تصاویر رهبران، صرفاً کنشهای نمادین پراکنده نیستند، بلکه نشانههای شکلگیری یک زبان مشترک سیاسی– مذهبیاند. همانگونه که عاشورا در طول تاریخ از یک واقعه تاریخی به یک الگوی دائماً بازتولیدشونده تبدیل شد، این روایت نیز میتواند در حال پیوند خوردن با همان حافظه تاریخی باشد.
از این منظر، اهمیت اربعین امسال صرفا در تعداد زائران یا گستره جغرافیایی آن …












