قیمت طلا امروز




 سایت اقتصاد ۲۴ / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

آیا ایران در معرض ابرتورم قرار دارد؟ / ولی‌الله سیف از خطر پنهان اقتصاد ایران گفت

اقتصاد، قانون بقای خود را دارد؛ می‌توان برای مدتی اقتصاد را با دستور اداره کرد، اما نمی‌توان برای همیشه از قواعد آن عبور کرد. واقعیت‌‌های اقتصادی، دیر یا زود، خود را بر تصمیم‌‌های اداری تحمیل می‌کنند. هیچ ناترازی با دستور از میان نمی‌رود؛ تنها شکل بروز آن تغییر می‌کند.
 آیا ایران در معرض ابرتورم قرار دارد؟ / ولی‌الله سیف از خطر پنهان اقتصاد ایران گفت

اقتصاد۲۴- ولی‌الله سیف، رئیس‌کل پیشین بانک مرکزی در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نوشت: اقتصاد‌ها معمولا با یک تصمیم اشتباه فرو نمی‌ریزند. آنچه کشور‌ها را به بحران‌های بزرگ اقتصادی می‌رساند، انباشت تصمیم‌هایی است که هر یک در زمان خود ساده، کم هزینه و حتی مردم پسند به نظر می‌رسند؛ اما در مجموع، اقتصاد را از واقعیت‌های خود دور می‌کنند. ابرتورم نیز از همین جنس است؛ نه حادثه‌ای ناگهانی، بلکه آخرین ایستگاه مسیری که در آن، تصمیم‌های کوتاه‌مدت جای اصلاحات اساسی را می‌گیرند و راه حل‌های مقطعی، جایگزین درمان ریشه‌ای مشکل‌ها می‌شوند.

سال‌هاست که مردم ایران با تورم زندگی می‌کنند. افزایش مداوم قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن برنامه ریزی برای آینده، به بخشی از واقعیت زندگی روزمره تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، ممکن است این تصور را ایجاد کند که اقتصاد به تورم عادت کرده است؛ اما این برداشت، اگرچه قابل درک است، می‌تواند گمراه کننده باشد. میان تورم مزمن و ابرتورم فاصله‌ای وجود دارد که تنها با افزایش چند درصدی نرخ تورم سنجیده نمی‌شود، بلکه با کاهش اعتماد جامعه به پول ملی و سیاست‌های اقتصادی شناخته می‌شود.

در ادبیات اقتصاد، ابرتورم صرفا به معنای افزایش شتابان قیمت‌ها نیست. ابرتورم زمانی رخ می‌دهد که پول، سه کارکرد اصلی خود را از دست بدهد؛ دیگر نه وسیله‌ای مطمئن برای مبادله باشد، نه معیار قابل اتکایی برای سنجش ارزش کالا‌ها و نه ابزاری برای حفظ قدرت خرید. به همین دلیل، اقتصاددانان ابرتورم را پیش از آنکه یک بحران پولی بدانند، بحران اعتماد می‌نامند.

در شرایط تورم بالا، مردم هنوز پول ملی را می‌پذیرند، حقوق خود را با آن دریافت می‌کنند و قرارداد‌های اقتصادی بر پایه آن منعقد می‌شود. اما در ابرتورم، رفتار جامعه تغییر می‌کند. نگهداری پول به زیانی قطعی تبدیل می‌شود، فاصله میان دریافت درآمد و خرید کالا یا تبدیل آن به دارایی‌های دیگر به حداقل می‌رسد، فروشندگان پیوسته قیمت‌ها را تغییر می‌دهند و قرارداد‌های بلندمدت جای خود را به تصمیم‌های روزمره می‌دهند. اقتصاد از یک بیماری مزمن، وارد مرحله‌ای می‌شود که بازگرداندن ثبات به آن بسیار دشوارتر خواهد بود. اقتصاد چگونه به چنین نقطه‌ای می‌رسد؟

برخلاف تصور رایج، ابرتورم از چاپ بی‌رویه اسکناس آغاز نمی‌شود. چاپ پول، معمولا آخرین حلقه زنجیره‌ای است که سال‌ها پیش شکل گرفته است. پیش از آن، ناترازی‌های مزمن در بودجه دولت، نظام بانکی و بخش واقعی اقتصاد انباشته می‌شود؛ سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، بهره وری افت می‌کند و اصلاحات ضروری، بار‌ها به آینده موکول می‌شود. در این میان، شاید بزرگ‌ترین خطا این باشد که تصور کنیم می‌توان واقعیت‌های اقتصادی را با دستور تغییر داد.

تقریبا همه دولت‌ها، هنگام مواجهه با مشکلات اقتصادی، با یک وسوسه مشترک روبه رو می‌شوند؛ اینکه به جای اصلاحات دشوار و زمان‌بر، به راه‌حل‌های سریع و ظاهرا کم هزینه روی آورند. تثبیت مصنوعی نرخ ارز، کنترل دستوری قیمت‌ها، پایین نگه داشتن نرخ سود بانکی، گسترش یارانه‌های فاقد منابع پایدار و تحمیل تکالیف مختلف به شبکه بانکی، در کوتاه‌مدت ممکن است نشانه حمایت از مردم تلقی شوند؛ اما در بلندمدت، مشکلات را برطرف نمی‌کنند و هزینه اصلاح آنها را نیز سنگین‌تر می‌سازند.

اقتصاد به دستور پاسخ نمی‌دهد. اگر قیمت کالاها، نرخ ارز، نرخ سود یا قیمت انرژی برای مدتی طولانی پایین‌تر از واقعیت‌های اقتصادی نگه داشته شود، واقعیت تغییر نمی‌کند؛ تنها شیوه بروز آن تغییر می‌یابد. کمبود، صف، بازار‌های غیررسمی، واسطه گری، کاهش سرمایه گذاری و گسترش ناترازی ها، پیامد‌هایی هستند که دیر یا زود خود را نشان می‌دهند.

از همین نقطه، چرخه‌ای آغاز می‌شود که در آن، هر سیاست دستوری برای حل یک مشکل، خود به منشأ مشکلات تازه تبدیل می‌شود و برای جبران آن، سیاست دستوری دیگری به‌کار گرفته می‌شود. به تدریج، اقتصاد به جای آنکه بر پایه رقابت، بهره وری و سرمایه گذاری حرکت کند، به مجموعه‌ای از تصمیم‌های اداری و امتیاز‌های خاص وابسته می‌شود؛ مسیری که اگر اصلاح نشود، نخست اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند و سپس، زمینه ساز بی ثباتی‌های بزرگ‌تر خواهد شد.

بیشتر بخوانید:راز ارز‌های گمشده صادراتی؛ چرا ۷۲ میلیارد یورو به کشور بازنگشت؟

اقتصاد ایران هنوز گرفتار ابرتورم نشده است، اما این واقعیت نباید ما را از توجه به روند‌هایی که می‌توانند ثبات اقتصادی را تضعیف کنند، غافل سازد. پاسخ به این پرسش که آیا ایران در معرض ابرتورم قرار دارد، نیازمند پرهیز از دو خطاست؛ نه خوش بینی بی‌دلیل و نه بزرگ نمایی مخاطرات. واقعیت آن است که ریال همچنان پول رایج کشور است، حقوق و دستمزد‌ها و مالیات‌ها با آن پرداخت می‌شود و نظام بانکی، با وجود همه مشکلات، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. اینها نشانه آن است که اقتصاد ایران هنوز وارد مرحله ابرتورم نشده است. با این حال، خطر اصلی در روند‌هایی نهفته است که اگر برای مدت طولانی ادامه یابند، می‌توانند ثبات اقتصادی را به تدریج فرسوده کنند.

بزرگ‌ترین تهدید امروز، خود تورم نیست، بلکه به تعویق افتادن اصلاحات و انباشته شدن ناترازی‌ها است. هرگاه برای مهار تورم، به جای اصلاح عوامل ایجادکننده آن، قیمت‌ها سرکوب شوند؛ هرگاه برای حمایت از تولید، به جای بهبود فضای کسب‌وکار، امتیاز‌ها و منابع ارزان قیمت توزیع شود؛ هرگاه برای جبران کاهش قدرت خرید، بدون تامین منابع پایدار بر هزینه‌های دولت افزوده شود و هرگاه اصلاح نظام بانکی و بودجه سال‌ها به تاخیر افتد، در حقیقت هزینه‌های امروز به آینده منتقل می‌شود؛ آینده‌ای که معمولا با بهایی به مراتب سنگین‌تر فرا می‌رسد.

اقتصاد، قانون بقای خود را دارد؛ می‌توان برای مدتی اقتصاد را با دستور اداره کرد، اما نمی‌توان برای همیشه از قواعد آن عبور کرد. واقعیت‌های اقتصادی، دیر یا زود، خود را بر تصمیم‌های اداری تحمیل می‌کنند. هیچ ناترازی با دستور از میان نمی‌رود؛ تنها شکل بروز آن تغییر می‌کند. از همین رو، بحران‌های بزرگ اقتصادی معمولا زمانی آغاز می‌شوند که سیاستگذار به جای اصلاح واقعیت‌ها، به اصلاح ظاهری اعداد و قیمت‌ها بسنده کند. فاصله میان قیمت واقعی و قیمت دستوری، به تدریج به بستری برای شکل‌گیری رانت تبدیل می‌شود؛ رانتی که منابع، سرمایه و توان مدیریتی کشور را از مسیر تولید، نوآوری و افزایش بهره وری، به سمت کسب امتیاز‌های ویژه سوق می‌دهد. به همین دلیل، مبارزه با فساد تنها با تشدید نظارت یا برخورد‌های قضایی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد، هرچند این اقدامات ضروری هستند، مبارزه پایدار با فساد، مستلزم از میان برداشتن زمینه‌های ایجاد رانت است.

هرچه فاصله میان قیمت‌های واقعی و قیمت‌های دستوری کمتر شود، انگیزه بهره‌برداری از امتیاز‌های خاص نیز کاهش می‌یابد و رقابت سالم، جایگزین رقابت برای دستیابی به رانت خواهد شد. البته واقعی‌سازی تدریجی قیمت‌ها به معنای رها کردن اقشار آسیب‌پذیر نیست. تجربه کشور‌های مختلف نشان می‌دهد که حمایت مستقیم و هدفمند از خانوار‌های نیازمند، بسیار کارآمدتر از ارزان نگه داشتن مصنوعی قیمت هاست. در چنین رویکردی، هم انگیزه تولید و سرمایه گذاری حفظ می‌شود و هم حمایت اجتماعی، عادلانه‌تر و اثربخش‌تر خواهد بود.

نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد، نقش اعتماد عمومی است. اقتصاد، پیش از آنکه با بحران پولی روبه رو شود، دچار فرسایش اعتماد می‌شود. هنگامی که فعال اقتصادی نتواند آینده را پیش‌بینی کند، سرمایه گذاری کاهش می‌یابد، افق تصمیم گیری کوتاه‌تر می‌شود و انتظارات تورمی تشدید می‌شود. در نهایت، آنچه اقتصاد را به مرز بحران‌های بزرگ نزدیک می‌کند، صرفا رشد نقدینگی نیست، بلکه کاهش اعتماد مردم به ثبات سیاست‌های اقتصادی است. خوشبختانه، اقتصاد ایران هنوز از فرصت اصلاح برخوردار است. سرمایه انسانی، منابع طبیعی، موقعیت راهبردی کشور و ظرفیت بخش خصوصی، پشتوانه‌های ارزشمندی هستند که می‌توانند مسیر اصلاحات را هموار کنند؛ مشروط بر آنکه واقعیت‌های اقتصادی همان‌گونه که هستند پذیرفته شوند، نه آن‌گونه که ما علاقه‌مند هستیم.

اصلاح ساختار بودجه، برقراری انضباط مالی، تقویت استقلال بانک مرکزی، اصلاح نظام بانکی، بهبود محیط کسب‌وکار، کاهش انحصار‌ها و حرکت تدریجی به سوی واقعی‌تر شدن قیمت‌ها همراه با حمایت هدفمند از اقشار آسیب پذیر، اجزای یک برنامه واحد هستند و موفقیت هر یک، به هماهنگی با سایر بخش‌ها وابسته است. پیام این نوشتار را می‌توان در چند جمله خلاصه کرد: اقتصاد را نمی‌توان برای مدت طولانی با دستور اداره کرد. سرکوب قیمت‌ها، اگرچه ممکن است در کوتاه مدت آرامش ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت ناترازی، رانت و فساد را گسترش می‌دهد. اعتماد عمومی، مهم‌ترین سرمایه هر اقتصاد است و بازسازی آن، بسیار دشوارتر از مهار تورم خواهد بود. از این رو، انضباط مالی، استقلال سیاست پولی و پذیرش واقعیت‌های اقتصادی، نخستین سد دفاعی در برابر بحران‌های بزرگ اقتصادی هستند.

ایران امروز درگیر ابرتورم نیست، ضمن اینکه ابرتورم سرنوشت محتوم هیچ کشوری هم نیست. آنچه می‌تواند یک اقتصاد را به این نقطه برساند، سال‌ها به تعویق انداختن اصلاحات ضروری و جایگزین کردن تصمیم‌های کوتاه مدت به جای سیاست‌های اصولی است. هنر حکمرانی اقتصادی، مدیریت امروز و دیدن فرداست؛ کشور‌های موفق، آنهایی نبوده‌اند که مشکل نداشته‌اند، بلکه آنهایی بوده‌اند که پیش از رسیدن به نقطه بی بازگشت، شجاعت پذیرش واقعیت و اتخاذ تصمیم‌های دشوار را داشته‌اند. ابرتورم یک حادثه نیست؛ آخرین ایستگاه مسیری است که از بی انضباطی مالی، سرکوب واقعیت‌های اقتصادی، گسترش رانت و تعویق اصلاحات آغاز می‌شود. هنر حکمرانی اقتصادی آن است که پیش از رسیدن به این ایستگاه، مسیر را اصلاح کند؛ زیرا هیچ اقتصادی با یک تصمیم فرو نمی‌ریزد، اما بسیاری از اقتصاد‌ها با به تعویق انداختن تصمیم‌های درست، به بحران رسیده‌اند. منبع: دنیای اقتصاد



۱۳ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

سیاست‌های تورم‌زا اقتصاد ایران را از درون تهی کرده است

به گزارش تجارت نیوز، فرشاد مومنی در همایش «انرژی، معیشت، امنیت ملی» با اشاره به شرایط اقتصادی کشور اظهار کرد: تک‌تک ما باید با توجه به شرایط کنونی کشور، یکدیگر را دعوت کنیم که مسائل را با دقت و از زوایای مختلف ببینیم. آنجایی که مسائل ما ریشه معرفتی دارد، باید با ابزارهای متناسب با همان حوزه به آن نگاه کنیم و آنجایی که مسائل ریشه در فساد دارد، ابزارها متفاوت است.

وی با انتقاد از آنچه طی سال‌های گذشته تحت عنوان بازارگرایی در ایران دنبال شده است، گفت: در این دوره، رویکردی به نام بازارگرایی مطرح شد که به قیمت ایجاد فقر و نابرابری‌های گسترده برای بخش‌های مهمی از جمعیت کشور تمام شده است. در عین حال باید آن نظریه‌ای را که با ابزار دستکاری‌شده‌ای به نام بازار، این وضعیت را توجیه کرده است، مورد بازخواست قرار دهیم.

مومنی افزود: در تمام این دوره، نهادی وجود داشته که باید اسلامیت، انطباق با قانون اساسی و قواعد حاکم بر کشور را ارزیابی می‌کرد. باید پرسید با چه رویکردی از اسلام گفته شد که این سیاست‌ها نه اشکال شرعی دارند و نه اشکال قانون اساسی، در حالی که از دل آن‌ها این حجم از فقر، فساد، نابرابری و وابستگی پدید آمده است.

این اقتصاددان ادامه داد: نگرش‌هایی به جای نگرش‌های افرادی مانند شهید بهشتی و طالقانی، مبنای اسلامی بودن قرار گرفته است. دکتر سبحانی نیز چندین سال پیش این مسئله را مطرح کرد، اما کسی به آن اعتنا نکرد. شورای نگهبان برای اینکه خیال خود را راحت کند، از رویکردی تحت عنوان «عدم مغایرت» استفاده کرده است، با تعریفی که از عدم مغایرت ارائه شده است.

وی با بیان اینکه مسائل کشور باید به اندازه پیچیدگی آن‌ها مورد توجه قرار گیرد، اظهار کرد: مدت‌هاست بخش مهمی از تصمیم‌گیری‌های کلیدی کشور فراتر از مجلس و دولت و در چارچوب مصوبه‌های خاص انجام می‌شود. از همان زمانی که اختیارات غیرعادی به برخی بخش‌ها داده شد، افرادی به‌صراحت هشدار دادند که این روند اوضاع را بدتر خواهد کرد. امروز نیز دیده‌ایم که دور زدن مجلس، صرف‌نظر از کیفیت مجلس، کیفیت سیاست‌گذاری در ایران را بسیار فاجعه‌آمیزتر کرده است.

مومنی با تأکید بر ضرورت بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی گفت: وقتی تحت سیطره نهادهایی هستیم که مناسبات آن‌ها بر فقیر و ذلیل کردن اکثریت جمعیت و تقویت مافیاها استوار است، جابه‌جایی افراد، چه بین دولت‌ها و چه در درون دولت‌ها، در بهترین حالت آثار کوتاه‌مدت خواهد داشت.

وی افزود: مسئله حیاتی این است که باید با نظام تصمیم‌گیری اساسی کشور صحبت کنیم و بگوییم رویکردی را انتخاب کرده‌اید که اصالت را به مدل‌های لحظه‌ای و آنچه بازارگرایی نامیده می‌شود، می‌دهد؛ اما این رویکرد را در کشوری به کار می‌برید که با عدم تعادل‌های ساختاری مزمن مواجه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به اینکه طی دهه‌های گذشته منتقدان این سیاست‌ها با واکنش‌هایی مواجه شده‌اند، گفت: از روز اول، نقدهایی که به این رویه وجود داشت یا تجزیه و تحلیل نمی‌شد، یا معترضان را می‌ترساندند و تنبیه می‌کردند و مسائل را از امروز به فردا می‌رساندند. اکنون نزدیک به چهار دهه گذشته است و داده‌هایی که نهادهای رسمی خودشان منتشر کرده‌اند، دیگر امکان تکذیب و انکار مسئله را باقی نمی‌گذارد.

وی ادامه داد: برای آن بخش از ساختار قدرت که بقای خودش، معیشت مردم و امنیت کشور برایش اهمیت دارد، خوب است بررسی کند که در این چهار دهه چه تصوراتی داشته و چه اتفاقی افتاده است. دیگر نمی‌توان با برگزاری جلساتی که در آن‌ها به قول خودشان خالص‌سازی می‌کردند تا صدای دیگری شنیده نشود، مسئله را حل کرد.

مومنی گفت: مسئله حیاتی دیگر، عجز حکومت در اصلاح رویه‌هایی است که خودش نیز قبول دارد غلط است. علت این عجز آن است که در پرتو مجموعه سیاست‌هایی که ما آن را ساختاری می‌نامیم، حکومت به دست خود از حاکمیت بر بخش‌هایی از اقتصاد تهی شده است.

وی افزود: بخش‌های بزرگی از بازار پول، بازار ارز، بازار سرمایه و بازار کالا دیگر تحت اراده حکومت نیست و مطلقاً از سیاست‌های حکومت تبعیت نمی‌کند. در میان این بازارها، اسفبارترین وضعیت مربوط به بازار کار است. خود دولت گزارش می‌دهد که نزدیک به دو سوم بازار کار ایران غیررسمی است؛ یعنی اراده سیاست‌گذار به بخش بزرگی از این بازار اصابت نمی‌کند و حقوق قانونی نیروی کار نیز به این شاغلان تعلق نمی‌گیرد.

این اقتصاددان با بیان اینکه شغل در ایران قادر به رفع فقر نیست، اظهار کرد: این مسئله به صدها شکل در گزارش‌های رسمی منعکس شده است. تحت نهادهای بهره‌کش و این مناسبات، همه‌چیز به سمتی می‌رود که منافع حکومت و تولیدکنندگان در مرکز قرار گیرد و عامه مردم در حاشیه باشند.

مومنی با اشاره به وضعیت پنج بازار اصلی گفت: پنج بازاری که درباره آن‌ها صحبت کردم، میان‌تهی و از کار افتاده شده‌اند و باید برای این مسئله فکری کرد. در بازار سرمایه ایران، تقریباً ۸۵ درصد آن در کنترل… است. در بازار پول نیز کسانی که از خلق پول از هیچ، به دنبال ثروت‌اندوزی‌های غیرعادی هستند، نقش قابل توجهی پیدا کرده‌اند.

وی افزود: بر اساس گزارش‌های رسمی، به ازای هر یک واحدی که نقش رسمی کشور در خلق نقدینگی دارد، بانک‌های عمدتاً خصوصی سهمی بیش از شش واحد دارند. با این حال، وقتی با اتفاقی که در بازار پول رخ می‌دهد مواجه می‌شویم، به جای اصلاح سیاست غلطی که حکومت را از حاکمیت تهی کرده است، رئیس بانک مرکزی را جابه‌جا می‌کنیم.

مومنی با بیان اینکه مسئله اقتصادی کشور به موضوع امنیت ملی نیز ارتباط پیدا کرده است، گفت: در یک افق بلندمدت، ما با نظمی مواجه شده‌ایم که به خارج متکی است و خانواده‌های بسیاری را در اسارت فقر و نابرابری قرار داده است.

وی ادامه داد: اگر بخواهیم تصور کنیم که نظام حکومتی ما به‌کلی میان‌تهی شده است، باید به گزارش‌های رسمی مراجعه کنیم. در این گزارش‌ها، وقتی درباره علت شرایط موجود صحبت می‌شود، همه از بی‌ثباتی، ناامنی و بحران سخن می‌گویند؛ اما باید پرسید این بی‌ثباتی چه کاری انجام می‌دهد.

رئیس موسسه دین و اقتصاد گفت: یکی از استدلال‌هایی که مطرح می‌شود این است که انحصارگران مافیایی از قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه استفاده می‌کنند و به سیاست‌ها تن نمی‌دهند و در نتیجه، فشارها را از طریق سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به مردم منتقل کنیم.

وی افزود: استدلال دیگر این است که بخش بزرگی از صادرکنندگان، با وجود قوانین، ارزهای صادراتی خود را برنمی‌گردانند و نتیجه‌ای که از آن گرفته می‌شود این است که باید فشار را بر مردم و تولیدکنندگان وارد کرد.

مومنی تصریح کرد: از همه تکان‌دهنده‌تر این است که گفته می‌شود چون به سیاست‌های تورم‌زا معتاد شده‌ایم و نمی‌توانیم از آن اجتناب کنیم، چاره‌ای جز وارد کردن شوک‌های پی‌درپی به نرخ ارز نداریم. این یعنی به زبان بی‌زبانی، اصلاح رفتار و منافع الیگارشی‌ها به حاشیه رفته و هزینه اصلاحات بر مردم و تولیدکنندگان تحمیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در یک نگرش بلندمدت، زمان از دست می‌رود، اظهار کرد: سیاستی اجرا می‌شود که شاید از صد بار، صد بار شکست بخورد و دوباره صورتک‌هایی را می‌بینیم، در حالی که اصل ماجرا در جای دیگری است. باید هرچه زودتر به دنبال راهکار باشیم تا مسیر برای اصلاحات واقعی باز شود.

مومنی با اشاره به محدودیت منابع ارزی کشور گفت: باید پرسید منابع ارزی محدود را به واردات خودرو اختصاص دهیم یا به واردات دارو و نیازهای اساسی مردم؟ برای پاسخ به این پرسش، به سطح بالاتری از تفکر و تصمیم‌گیری نیاز داریم.

وی افزود: بنیان‌های نظری این رویکردها و سازوکارهای عملیاتی کردن آن‌ها برای ایران نیز مورد توجه قرار گرفته بود، اما در اینجا از ورود به آن بحث صرف‌نظر می‌کنم و فقط می‌خواهم به یکی دو نکته اشاره کنم که نشان می‌دهد مسئله دیگر فقط بخش کشاورزی یا صنعت نیست، بلکه مسئله امنیت است.

این اقتصاددان ادامه داد: چرا تصور می‌کنیم اگر بعد از ماجرای تنگه هرمز، کشور تحت محاصره قرار گیرد، با فشارهای غیرعادی مواجه خواهیم شد؟ زیرا در پرتو نهادهای بهره‌کش، شیره جان کشاورز و صنعتگر کشور را کشیده و تقدیم مافیاها کرده‌ایم. تا زمانی که این مناسبات متوقف نشود، امکان ندارد بتوانیم در همه عرصه‌های حیات اقتصادی و اجتماعی ایران کار جدی انجام دهیم.

مومنی تأکید کرد: از این زاویه، آسیب‌پذیری ما برای حفظ تمامیت ارضی کشور بسیار بالاست و در این زمینه هیچ تعارفی وجود ندارد. اگر اوضاع و احوال به‌گونه‌ای بود که توصیه‌های منطقی و این مسائل دیگر کارساز نبود، باید رمان بنویسند و تئاتر اجرا کنند. در قرن بیست‌ویکم، در ربع یا نیمه نخست این قرن، اینکه یک مقام کلیدی کشور بگوید اگر من … ارزی ایجاد نمی‌کردم، کشور…، بسیار تأسف‌بار و حتی شرم‌آور است.

وی با اشاره به پیامدهای سیاست‌های تورم‌زا گفت: اساساً سیاست‌های تورم‌زا و اشتغال‌زدا در تمام دنیا و حتی در همان متونی که خود دولت منتشر می‌کند، به‌عنوان سیاست‌هایی شناخته می‌شوند که از طریق کمیابی مصنوعی، قحطی را به بخش بزرگی از جمعیت تحمیل می‌کنند.

مومنی افزود: این سیاست‌ها متوقف نمی‌شوند، زیرا بسیاری از متقاضیان نه به دلیل اینکه کالا وجود ندارد، بلکه به دلیل اینکه قدرت خرید ندارند، از گردونه تقاضا خارج می‌شوند. در این شرایط، این همه محرومیت و قحطی‌زدگی به جمعیت تحمیل می‌شود و حتی بابت اینکه عرضه ارزاق با مشکل مواجه نشده است، منت نیز گذاشته می‌شود.

وی در پایان گفت: وقتی اقتصاد به سمت یک بحران فراگیر در تقاضای مؤثر می‌رود، مشکل کشور دسترسی به کالا نیست؛ مشکل این است که اکثریت قاطع فقرا اصلاً قادر به اعمال تقاضا نیستند.

منبع: ایسنا


۲ ساعت قبل / سایت اقتصاد ایرانی

خبرخوش برای دارندگان سهام عدالت

اقتصادایرانی:

بر اساس آخرین پیگیری‌ها و هماهنگی‌های انجام شده میان دولت و اتاق تعاون ایران، فرآیند جمع‌آوری سود شرکت‌های سرمایه‌پذیر به پایان رسیده است. طبق برنامه‌ریزی صورت‌گرفته، زمان‌بندی توزیع سود سهام عدالت برای بازه زمانی «هفته دولت» یعنی از ۲ تا ۸ شهریور ۱۴۰۵ نهایی شده است.

بهمن عبداللهی، رئیس اتاق تعاون ایران، در این باره تایید کرد که سیاست پرداخت سود در سال جاری همچنان به روال گذشته است؛ به این معنا که سود حاصله طی دو مرحله به حساب مشمولان واریز خواهد شد.

نکته مثبت این است که با وجود چالش‌های اقتصادی و آسیب‌های وارده به برخی بنگاه‌ها، سودآوری کلی شرکت‌ها حفظ شده و رقم توزیعی نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش چشمگیری نخواهد داشت تا حقوق سهامداران به‌طور کامل استیفا شود.

زمان واریز سود سهام عدالت ۱۴۰۵ / دو مرحله‌ای بودن فرآیند

طبق اظهارات مقامات مسئول، سهامداران باید خود را برای دو نوبت واریز آماده کنند:

نوبت اول: طی هفته دولت (اوایل شهریور ۱۴۰۵) به حساب مشمولان واریز می‌شود.

نوبت دوم: در پایان سال جاری و پس از تکمیل فرآیندهای حسابرسی، به حساب سهامداران منتقل خواهد شد.

این رویکرد دو مرحله‌ای با هدف مدیریت نقدینگی و اطمینان از توزیع عادلانه سود حاصل از عملکرد سال ۱۴۰۴ تدوین شده است.

چالش بزرگ؛ آمار متناقض و سرنوشت جاماندگان سهام عدالت

با وجود مشخص شدن زمان واریز برای بخش بزرگی از سهامداران، پرسش اصلی اینجاست: تکلیف جاماندگان  سهام عدالت چیست؟

محمد نصیری، رئیس فراکسیون نظارت بر نظام تعاون و سهام عدالت مجلس، با اشاره به حساسیت بالای این موضوع، اعلام کرد که در حال حاضر با چالش‌های ساختاری و اطلاعاتی روبرو هستند. وی تصریح کرد که با توجه به جمعیت تقریبی ۴۹ میلیون نفری سهامداران، هنوز آمار دقیقی از تعداد جاماندگان در دسترس نیست.

از جمله مواردی که کمیته‌های کارشناسی مجلس در حال بررسی آن‌ها هستند، موارد زیر است:

- آمار متفاوت و متناقض از تعداد جاماندگان در سطح کشور.

- عدم شفافیت در خصوص سودهای باقی‌مانده برای سهامدارانی که فوت شده‌اند.

- کمبود و ریز بودن اطلاعات در برخی بانک‌ها و نهادهای واسطه.

تلاش مجلس برای تحقق منافع اقتصادی مردم

رئیس فراکسیون سهام عدالت تاکید کرد که مذاکرات مستمری با دولت و سازمان بورس در تهران و استان‌ها در جریان است تا برنامه‌ریزی دقیقی برای تعیین تکلیف نهایی جاماندگان انجام شود.

نصیری با اشاره به ضرورت تبدیل ظرفیت سهام عدالت به بستری برای مشارکت مردمی در چرخش اقتصادی، افزود که هدف نهایی، نشستن طعم واقعی این سود بر سفره خانواده‌ها و تحقق چندبرابر شدن منافع اقتصادی برای مردم است.

او همچنین خاطرنشان کرد که شناسایی چالش‌های میدانی در استان‌ها (مانند تجربه‌ی موفق تعاونی‌های مازندران) می‌تواند الگویی برای رفع خلأهای موجود در سایر نقاط کشور باشد.


۲ ساعت قبل / سایت نورنیوز

راغفر: افزایش قیمت بنزین و انرژی فشار اصلی را به اقشار کم‌درآمد وارد می‌کند

نورنیوز- گروه اقتصادی: حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دهه‌ای سیاست افزایش قیمت نهاده‌های انرژی در کشور، اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت، به‌خصوص افزایش قیمت نهاده‌هایی که در اختیار دولت است مانند بنزین، برق، آب و گاز، می‌توان مسائل اقتصادی را حل کرد، سابقه‌ای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشت‌ساله شاهد افزایش مکرر قیمت‌ها بوده‌ایم.

وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاست‌ها این بوده که بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور حاکم شود. این تلاش، در واقع یک تجربه جهانی بود که پس از بحران جهانی بدهی‌ها در سال ۱۹۸۲ شکل گرفت و سیاست‌های موسوم به «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.

راغفر با بیان اینکه این سیاست‌ها به‌تدریج در ایران نیز مستقر شد، گفت: صرف‌نظر از اینکه چه دولتی بر سر کار بوده، دولت‌ها با شعار آزادی یا عدالت، این سیاست را دنبال کرده‌اند و به همین دلیل، در حوزه اقتصاد، دولت‌های مختلف عملاً سیاست مشابهی را دنبال کرده‌اند؛ یعنی سیاست تعدیل و بازاری کردن روابط اقتصادی.

وی افزود: دولت که تا پیش از آن سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی را مدیریت می‌کرد، به تدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد و در ۳۸ سال گذشته شاهد پیامدهای این سیاست‌ها بوده‌ایم که یکی از مهم‌ترین آنها رشد بی‌سابقه نابرابری‌ها در کشور است.

این اقتصاددان با بیان اینکه بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده است، اظهار کرد: گفته می‌شد اگر کار را به بازار واگذار کنیم، سرمایه‌دار بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای حفظ سرمایه خود نسبت به مدیر دولتی دارد و توسعه بخش خصوصی موجب افزایش سرمایه‌گذاری و اشتغال و در نهایت عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی خواهد شد، اما هیچ‌کدام از این وعده‌ها، نه در ایران و نه در هیچ جای دنیا، موفق نشده است.

راغفر ادامه داد: در ایران شاهد رشد مستمر و گسترده نابرابری‌ها بوده‌ایم. از سوی دیگر، بی‌انضباطی مالی یکی از مشخصه‌های سیاست‌های اقتصادی چند دهه گذشته بوده و فاصله میان درآمدها و هزینه‌های دولت و در نتیجه کسری بودجه، هر سال بزرگ‌تر شده است.

وی افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل اصلی تشدید این وضعیت دانست و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها تأثیر می‌گذارد، واردات را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. همزمان، این سیاست‌ها با سرکوب دستمزدها همراه بوده است؛ به‌گونه‌ای که در سال‌هایی که تورم ۵۰ تا ۶۰ درصدی ایجاد شده، حداکثر افزایش دستمزدها ۲۰ درصد و در برخی مقاطع اندکی بیشتر بوده است.

راغفر افزود: به این ترتیب، سالانه شاهد ایجاد شکاف درآمدی برای نیروی کار و تولیدکننده کشور بوده‌ایم و این مسئله زمینه‌ساز مشکلات جدی اقتصادی و رشد نارضایتی‌های اجتماعی شده است.

وی در ادامه به اثر افزایش نرخ ارز بر قدرت خرید مردم اشاره کرد و گفت: وقتی دولت نرخ ارز را افزایش می‌دهد، بخش قابل توجهی از قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. از این پدیده با عنوان «مالیات تورمی» یاد می‌شود. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، بخشی از توان خرید مردم از جیب آنها خارج می‌شود و در واقع بخشی از درآمد نیروی کار به صورت مالیات گرفته می‌شود.

این اقتصاددان مدعی شد: ما این موضوع را محاسبه کرده‌ایم و فقط در سال ۱۴۰۲، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان به عنوان مالیات تورمی ناشی از افزایش قیمت ارز از جیب مردم خارج شده است؛ یعنی برای یک خانواده پنج‌نفره، ۸.۵ میلیون تومان بابت مالیات مستقیمی که افزایش قیمت ارز ایجاد کرده، از جیب مردم خارج شده است.

وی این روند را موجب افزایش فقر و نارضایتی دانست و اظهار کرد: این به معنای فقیرسازی مردم، ایجاد آسیب‌های جدی و رشد نارضایتی در کشور است. امروز، به نظر من، بیش از هر زمان دیگری در این ۴۷، ۴۸ سال پس از انقلاب، شاهد چنین شکاف و انشقاقی در جامعه نبوده‌ایم و این نارضایتی بسیار گسترده است.

راغفر تأکید کرد: یکی از مطالبات ما از سیاست‌گذاران کشور این است که جلوی افزایش‌های بی‌رویه قیمت حامل‌های انرژی را بگیرند. راه‌های جایگزین وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست؛ منابع بسیار بزرگی در کشور وجود دارد که می‌تواند بخشی از هزینه‌ها را تأمین کند. وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز و حامل‌های انرژی، اصلی‌ترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد می‌کند؛ یعنی همان افرادی که ثروت‌های بالایی ندارند.

این اقتصاددان درباره قیمت بنزین نیز گفت: قیمت بنزین در سال ۱۳۸۸، ۱۰۰ تومان بود و در سال ۱۳۸۹ به ۴۰۰ تومان افزایش یافت. امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی نداریم.

راغفر با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره قیمت حامل‌های انرژی، اظهار کرد: این قیمتی که برای بنزین اعلام شد، به نظر من یک ترفند و فریب‌کاری سیستمی در نظام اقتصادی است؛ به این معنا که اگر قیمت بنزین به ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان و حتی ارقام بالاتر برسد، جامعه به‌تدریج آن را بپذیرد.

وی افزود: این فریب‌کاری و عدم صداقتی که با مردم صورت می‌گیرد، اصلی‌ترین عامل فرسایش اعتماد عمومی است. بزرگ‌ترین سرمایه هر جامعه‌ای، اعتماد مردم به حاکمان است و اگر قرار باشد این سرمایه بزرگ به همین سادگی در معرض آسیب قرار گیرد، به آن ضربه زده‌ایم.

راغفر با تأکید بر اهمیت سرمایه اجتماعی گفت: امروز سرمایه اجتماعی به‌شدت تضعیف شده است و بدون سرمایه اجتماعی، امکان حل بحران‌های موجود در کشور عملاً منتفی است.

وی همچنین با اشاره به تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر گفت: نارضایتی‌هایی که در اثر این سیاست‌های اقتصادی بر کشور تحمیل شده، زمینه را برای ماجراجویی‌های اسرائیل و آمریکا فراهم کرده است.

این اقتصاددان در پایان اظهار کرد: برای اینکه مجدداً با شرایط بدتری که در زمان حوادث تأسف‌بار ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ مواجه شدیم، روبه‌رو نشویم، لازم است با مردم و مسئولان گفت‌وگو شود. ما نیز این فرصت را تقاضا کردیم تا در کنار مسئولان و دیگر صاحب‌نظران، دیدگاه‌های یکدیگر را بشنویم و بتوانیم به یک جمع‌بندی برسیم.




 فروش دارایی‌های وشهر
۹ ساعت قبل / سایت صدای بورس

فروش دارایی‌های وشهر

بانک شهر که در راستای اجرای قانون «رفع موانع تولید رقابت‌پذیر» و سیاست‌های ابلاغی بانک مرکزی، اقدام به عرضه سهام خود در سه شرکت زیرمجموعه کرد و از نتیجه نسبی مزایده خبر داد.

 بحران بدهی در واشنگتن، طوفان در بازار‌های شرق آسیا
۹ ساعت قبل / سایت ایبنا

بحران بدهی در واشنگتن، طوفان در بازار‌های شرق آسیا

همزمانی رکوردشکنی بدهی ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا و تنش‌های خاورمیانه، بازار‌های مالی آسیا را در وضعیت قرمز قرار داد.

 مرز ریمدان ۲۴ ساعته شد
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

مرز ریمدان ۲۴ ساعته شد

معاون استاندار سیستان و بلوچستان از عملیاتی شدن فعالیت ۲۴ ساعته ریمدان و قرارداد ۴ همتی ارتقای محور چابهار- ریمدان خبر داد.

 سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است
۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

سخنگوی دولت: درباره قیمت‌های جدید بنزین هنوز تصمیم نهایی اتخاذ نشده است

سخنگوی دولت با رد مطالب منتشر شده درباره تعیین قیمت ۸۰ هزار تومانی برای بنزین، گفت: موضوع مدیریت مصرف سوخت همچنان در مرحله بررسی‌های کارشناسی قرار دارد و تاکنون هیچ عدد یا الگوی قیمتی به تصویب نرسیده است.

 بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغال‌سنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد
۱۰ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

بحران انرژی پس از جنگ ایران؛ زغال‌سنگ دوباره به سوخت محبوب آسیا تبدیل شد

اختلال در عرضه نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازار انرژی جهان را با شوکی تازه روبه‌رو کرده است؛ شوکی که در کوتاه‌مدت به نفع صنعت زغال‌سنگ تمام شده است. از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا بنگلادش، تایلند و پاکستان برخی کشورها برای جبران کمبود گاز و نفت بار دیگر به زغال‌سنگ روی آورده‌اند.

 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۳ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.