
اقتصاد۲۴- تصاویر صفهای طولانی پمپ بنزین های پایتخت و خبر تعطیلی چند ساعته برخی جایگاهها به دلیل «عدم تأمین به موقع سوخت» در شبکههای اجتماعی دستبهدست شده و شوک روانی ناشی از احتمال گرانی بنزین در روزهای آتی بار دیگر معیشت و آرامش مردم را زیر ضرب میبرد. پاسخهای رسمی کماکان بر مدار تکذیب میچرخد؛ سخنگوی دولت از نبود برنامه برای افزایش قیمت حداقل تا پایان شهریور ماه سخن میگوید، مسئولان پخش فرآوردههای نفتی از «رشد ۳۰ درصدی تقاضا و ترافیک شهری» به عنوان عامل تاخیر در توزیع یاد میکنند و مجلس نیز خبر از کاهش سهمیهها بدون دست زدن به نرخ پایه میدهد.
اما ناظران اقتصادی و تحلیلگران و رسانهها خوب میدانند که آنچه امروز رخ داده، نه یک گره ناگهانی، بلکه فوران گدازههای نسوخته بحرانی است که دو دهه پیش در صحن مجلس هفتم جرقه آن زده شد. سرنوشت امروز انرژی در ایران، حاصل ترجیح «پوپولیسم مقطعی» بر «عقلانیت کارشناسی» است؛ چاهی که تندروها حفر کردند و حالا دولتهای مختلف را یکی پس از دیگری در خود فرو میکشد. طرح تثبیت قیمتها چطور اقتصاد انرژی را فلج کرد؟
برای درک درست ناترازی و بحران امروز بنزین، باید ماشین زمان را روی سال ۱۳۸۳ تنظیم کرد. در سالهای پایانی دولت دوم سید محمد خاتمی، ساختار اقتصادی کشور بر اساس برنامههای سوم و چهارم توسعه به سمتی میرفت که نرخ حاملهای انرژی به صورتی کاملاً منطقی، تدریجی و حسابشده – به میزان سالانه حدود ۲۰ درصد (برابر با بخشی از نرخ تورم) – اصلاح شود. این شیوه نه تکانهای ناگهانی به معیشت مردم وارد میکرد و نه سفره خانوار را کوچک میساخت؛ بلکه جامعه را با متغیرهای اقتصادی همگام نگه میداشت.
اگر آن مسیر تداوم مییافت، تا پایان برنامه چهارم توسعه، قیمت سوخت بدون آنکه جامعه متحمل شوک روانی یا اعتراضات اجتماعی شود، به نرخ پایدار و واقعی نزدیک میشد. پالایشگاهها با منابع درآمدی حاصل از اصلاح قیمتها توسعه مییافتند، حملونقل عمومی نوسازی میشد و انگیزه برای ساخت خودروهای پرمصرف داخلی به صفر میرسید.
اما در آستانه انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۴، نمایندگان مجلس هفتم با هدایت چهرههای اصولگرا از جمله غلامعلی حدادعادل، «طرح تثبیت قیمتها» را با ادبیاتی کاملاً پوپولیستی به تصویب رساندند. آنها با هدف شکست دادن رقبای سیاسی …












