
اقتصاد۲۴- سهشنبهشب، ۲۳ تیر ۱۴۰۵، آفتاب سوزان جنوب ساعتهاست پایین رفته، اما گرمای مانده در خاک و دیوارهای پاسگاه محیطبانی منطقه طارم هنوز خودش را نشان میدهد. سکوت بر دشتها و تپههای اطراف سیدجوذر حاکم است و هر چه شب جلوتر میرود، هوا قابل تحملتر میشود.
در پاسگاه محیطبانی سیدجوذر، کنار روستایی در شهرستان حاجیآباد هرمزگان، سه جوان امشب برنامه سادهای پیش رو دارند؛ تلویزیون را به محوطه پاسگاه آوردهاند و قرار است مسابقه نیمهنهایی جام جهانی را تماشا کنند. نمیدانیم هر سه طرفدار یک تیمند یا بین دو برادر، مثل خیلی از خانههای دیگر، کری فوتبالی هم درگرفته است. شاید یکی فرانسه را بخواهد و دیگری اسپانیا را، شاید هم فوتبال فقط بهانهای باشد تا چند ساعتی کنار هم بنشینند. آنچه میدانیم، این است که برای آنها این یک شب عادی است؛ شبی که فعلا هیچ نشانهای ندارد. قرار است با همه شبهای پیش از خودش فرق داشته باشد. پاسگاه سیدجوذر برای این خانواده فقط یک ساختمان اداری در میان کوه و بیابان نیست. سالهاست کار و زندگی خانواده حسنزاده با همین نقطه گره خورده است. فاصله زیاد پاسگاه تا شهر و شرایط کار محیطبانی باعث شده اینجا در عمل خانه آنها هم باشد؛ جایی که پدر از آن راهی گشت میشود، فرزندانش در آن رفتوآمد دارند و بخشی از زندگی روزمره خانواده میان همان اتاقها و محوطه پاسگاه میگذرد.
«جواد حسنزاده» نزدیک به ۲۸ سال است محیطبانی میکند. بخش بزرگی از عمر کاریاش در همین منطقه گذشته؛ میان مسیرهایی که بارها زیر آفتاب پیموده، ارتفاعاتی که میشناسد و دشتهایی که برایش فقط نامی روی نقشه نیستند. دو سال بیشتر تا بازنشستگیاش باقی نمانده و حالا کمکم میتواند پایان این دوره طولانی را ببیند. اما زندگی خرج و کار دارد. پسرها بزرگ شدهاند و هر کدام در حال ساختن زندگی خودشان هستند. ماشین خریدهاند، قسط میدهند و برای پرداخت هزینههایشان کار میکنند. یکی ازدواج کرده و قرار است زندگی مستقلی را شروع کند. بخشی از وسایلی که برای خانه تازه او تهیه شده هنوز در پاسگاه نگهداری میشود، اسباب زندگیای که قرار است به زودی آغاز شود.
جواد هم برای فراهم کردن این زندگی سهم خودش را دارد. در کنار حقوق محیطبانی، نخلهایی دارد و محصولشان را میفروشد. پول خرما فقط یک درآمد …


