
اقتصاد۲۴- تصور کنید وارد یک فروشگاه بزرگ شدهاید، پول تمام خریدهایتان را پیشپیش پرداختهاید، اما فروشنده نه خریدهایتان را تحویل میدهد و نه اصل پول را پس میفرستد. از آن بدتر، مدیران مالی خودتان هم سر حساب و کتاب همین پول با هم توافق ندارند؛ یکی میگوید «همهچیز را تسویه کردیم و پولها آزاد شد»، اما دیگری در صداوسیما جلو دوربین مینشیند و میگوید «حتی یک دلار هم دستمان را نگرفته است!»
این دقیقاً خلاصه داستان پر پیچ و خم و عجیب و غریب «داراییهای بلوکه شده ایران» در خارج از کشور است. سرمایههایی که متعلق به همین مردم است و قرار بود خرج معیشت و رفاه، صنعت و درمان کشور شود، اما سالهاست در تار عنکبوت تحریمها، پیچیدگیهای دیپلماتیک و از همه دردناکتر، «تناقضگوییهای مسئولان» گرفتار شده است. مردم عادی از خود میپرسند بالاخره این پولها آزاد شد یا نشد؟ اصلاً کل این داراییها چقدر است و چرا هر روز یک روایت تازه از یک گوشه دنیا به گوش میرسد؟ قصه از کجا شروع شد؟
مسئله داراییهای مسدودشده ایران اتفاق جدیدی نیست، اما پس از خروج ایالات متحده از برجام و تشدید فشار تحریمهای بانکی، ابعاد بیسابقهای پیدا کرد. ایران نفت، گاز و محصولات پتروشیمی فروخت، اما به دلیل انسداد رگهای مبادلات مالی و سوئیفت، پول حاصل از فروش این سرمایهها در بانکهای مقصد حبس شد.
از کره جنوبی و ژاپن گرفته تا عراق، چین، امارات و هند؛ هر کدام به نحوی میزبان میلیاردها دلار پول ملت ایران شدند که امکان انتقال مستقیم آنها به داخل کشور وجود نداشت. تا اینجای کار، مردم فشار تحریمهای خارجی را درک میکردند، اما آنچه کار را به «معما» کشاند، روایتهای کاملاً متعارض و متناقض مسئولان ارشد کشور درباره سرنوشت این پولها بود. روایت قالیباف در برابر اعتراف همتی
کافی است روایتهای رسمی همین چند وقت اخیر را کنار هم بگذارید تا سردرگمی افکار عمومی را درک کنید. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با ادبیاتی پیروزمندانه از رایزنیها و سفرهای دیپلماتیک سخن میگوید. او حتی به نقش واسطهها و میانجیگری کشورهایی مثل قطر اشاره کرده و گفته که اگر دیپلماسی فعال و پیگیریهای مسئولان نبود، امکان آزادسازی این منابع وجود نداشت؛ ادعایی که حاصل آن خبر آزادسازی منابعی تا سقف ۱۲ میلیارد دلار در رسانهها و افکار عمومی …












