
اقتصاد۲۴- وسط زمین و هوا هستم که تماس از دسترفته غزل را میبینم. بیش از یک ساعت از مسیر فرود از قله دارآباد گذشته است. آنتن را باد با خودش میبرد و میآورد و کمی پایینتر از یال شنسیاه تازه میتوانم در ظل گرما، خلاف جریان باد بایستم و تماس بگیرم. از این نقطه، هنوز دوساعتی تا رسیدن به پای لپتاپم راه است و من باید نهایتا تا فردا صبح جمعه، گزارشی حدود ۲۵۰۰ کلمه تحویل بدهم. اگر تجربه کار در مطبوعات را داشته باشید یا اطرافتان کسی هنوز به این حرفه مشغول باشد، حتما میدانید که جمعهها روز کار است و پنجشنبهها روز استراحت. البته این مساله بیشتر شامل خبرنگاران ثابت و حاضر در تحریریه میشود. خبرنگاران حقالتحریری اما، مانند طفلان یتیمی هستند که تنها عنوان خبرنگاری را به دوش میکشند.
یعنی نه خبری از بیمه و عیدی و مزایا هست و نه حتی یک کارت کوچک خبرنگاری ناقابل که در جیب کیف پول یا شلوار خود بگذارند تا برای گفتوگوی ساده با هر سوژهای که از همان ابتدا میگوید اول کارت خبرنگاریات را نشان بده، از جیب دربیاورند. این شغل با همه پستی و بلندیهایی که در این سرزمین دارد، هنوز باوجود همه چالشهای دنیای مدرن که خبرنگاری سنتی را تحتالشعاع قرارداده است، با رمقی کم، مانند وقتی از مسیر قله آن هم در ظل گرما به پایین بازمیگردی، به حیاتش درحالی ادامه میدهد که دیگر خبری از آن روزهای در اوج چند دهه قبل نیست. وقتی تحریریهها پر از همهمه و شلوغی بودند و برای نوشتن و شرح اخبار، خبرنگاران در صحنه حاضر میشدند، حالا با وجود پیشرفت تکنولوژی و امکاناتی که هوش مصنوعی فراهم کرده است، خبرنگاری عملا از تحریریهها و اتاقهای خبر به کسری از ثانیه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی رسیده است. دیگر کسی حوصله خواندن روزنامه کاغذی که هیچ، حتی بیشتر از ۵۰۰ کلمه متن یک گزارش کوتاه در فضای مجازی را ندارد.
امروز بسیاری از خبرنگاران چه آنها که در همین چند روزنامه کاغذی باقیمانده مینویسند و چه آنها که در خبرگزاریها فعالیت میکنند، از امکانات هوش مصنوعی بهره میگیرند و همین سبب میشود دیگر نوشتهها آن روح فردی صاحب اثر را نداشته باشند. دیگر کسی به محتوا و کلماتی که به کار میبرد، مانند گذشته اهمیت نمیدهد. سرعت انتشار بیش از فرم و نوع نگارش اهمیت دارد. دیگر کمتر مخاطبی ترجیح میدهد یک …
