
اقتصاد۲۴- اقتصاد روستایی ایران یک ویژگی عجیب دارد؛ بخشی از مهمترین کارهای آن، انگار اصلاً کار محسوب نمیشود. صبح زود، پیش از آنکه تراکتوری روشن یا گلهای راهی مرتع شود، روز کاری آغاز شده است. دامها تیمار و شیر دوشیده شده، نان روی تنور است، گیاهان دارویی خشک و بستهبندی شدهاند و محصولات لبنی فراوری میشوند. کودکی که قرار است نسل بعدی کشاورزان این سرزمین باشد نیز از خواب بیدار شده است.
اگر این صحنه را از دور ببینید، احتمالاً آن را بخشی از زندگی روزمره یک خانواده روستایی تصور میکنید؛ اما اگر از نگاه اقتصاد به آن بنگرید، تقریباً تمام این فعالیتها بخشی از زنجیره تولید غذاست. نکته اینجاست که بخش بزرگی از این زنجیره، نه در مزرعه، که با دستان زنانی شکل میگیرد که در آمارهای رسمی اغلب «خانهدار» شناخته میشوند. همین فاصله میان واقعیت و آنچه در اسناد رسمی ثبت میشود، مسئلهای است که امروز از مرز حقوق زنان گذشته و به یکی از چالشهای حکمرانی و فرهنگی در بخش کشاورزی و اقتصاد روستایی تبدیل شده است. تجربه زیسته
امین، ۳۳ساله و از اهالی دهستان پیربازار استان گیلان، درباره فعالیت زنان در روستای محل سکونتش میگوید: «توی روستایی که من زندگی میکردم، زنها را میشد به دو گروه تقسیم کرد. یک گروه اصلاً زمین نداشتند و برای نشاکاری یا کارهای کشاورزی، دستمزد روزانه میگرفتند. بعضیها با همان پول برای خودشان طلا میخریدند یا وسیلهای برای خانه تهیه میکردند، اما بعضی دیگر مجبور بودند درآمدشان را صرف خرج زندگی کنند.»
او ادامه میدهد: «گروه دوم، زنهایی بودند که خودشان هم زمین داشتند. کار آنها بیشتر به شکل «یاوری» بود؛ یعنی مثلاً مادرم میرفت در زمین همسایه کار میکرد و بعد همسر آن کشاورز میآمد و در زمین ما کار میکرد. در این مدل، تقریباً هیچوقت کسی حساب نمیکرد که زن چند روز کار کرده و چقدر دستمزد طلب دارد. دستمزد زنها در کار خانوادگی گم میشد؛ آخر فصل برداشت، کسی نمیگفت تو مثلاً ۲۰ روز کار کردهای و این سهم توست. همهچیز در هزینههای کلی خانواده حل میشد. به نظر من، دقیقاً همینجاست که ارزش اقتصادی کار زنان نادیده گرفته میشود؛ چون در کار خانوادگی، حقوق زن معمولاً گم میشود.»
معصومه، مادر ۵۲ساله امین، از کودکی با شالیزار گره خورده …






