رویداد۲۴-ماجرا از انتشار تصاویری از یک مراسم عروسی آغاز شد؛ تصاویر و ویدیوهایی که گفته میشود مربوط به ازدواج دوم همسر سابق مهسا طهماسبی با فردی به نام مهتاب شهبازی، بلاگر حوزه مدلینگ، است.
عکسها و ویدئوهای این مراسم خیلی زود در فضای مجازی دستبهدست شد و موضوع جدایی مهسا طهماسبی از همسر سابقش را به بحث کاربران کشاند؛ موضوعی که ظاهراً مدتها پیش اتفاق افتاده، اما انتشار تصاویر تازه، کنجکاویها درباره آن را دوباره زنده کرده است.
در میان واکنشها، یک توییت از کاربری با نام «سالهای ابری» بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. او با اشاره به تصویری که از مهسا طهماسبی در ذهن داشته، نوشته: «مهسا طهماسبی رو من خیلی ازش خوشم میومد، شیطون، شیرین، جذاب، باسلیقه، شیک. یادمه با چه سلیقه و عشقی از جزئیات مراسم عروسیش استوری میذاشت. خیلی زود هم بچهدار شد، دخترش سه سالشه و الان شوک شدم از ازدواج مجدد شوهر سابقش و انتشار همچین فیلم عروسی!»
همین واکنش، بحث گستردهای را در کامنتها به راه انداخت؛ بخشی از کاربران درباره خود ماجرای ازدواج مجدد و زندگی شخصی این افراد صحبت کردند و بخشی دیگر اصلاً از زاویه دیگری به موضوع نگاه کردند و پرسیدند چرا اساساً چنین اتفاقی باید به یک مسئله عمومی تبدیل شود. در واقع، مسئله فقط «چه کسی با چه کسی ازدواج کرده» نیست؛ بخشی از بحث به میزان کنجکاوی جامعه نسبت به زندگی خصوصی چهرههای شناختهشده و حتی افرادی که شهرت چندانی ندارند برمیگردد. زندگی خصوصیای که خیلی زود عمومی میشود
شیما در واکنش به این ماجرا نوشته است: «از پشت در بسته نمیشه داخل یک رابطه رو قضاوت کرد و این دلسوزی کردن برای کسی که شجاعت داشته و از رابطه اشتباه اومده بیرون خیلی بیخوده، هردو فرد در یک نقطه از زندگی متوجه شدن مناسب هم نیستن و زندگی برای هردو ادامه داره و میتونن مجدد با فردی دیگه این شادی و شور رو جشن بگیرن.»
این نگاه، شاید منطقیترین بخش ماجرا باشد؛ اینکه تمام آنچه مخاطب از یک رابطه میبیند، چند عکس، چند استوری یا بخشهایی از زندگی در فضای مجازی است و از آن نمیتوان درباره کیفیت یک زندگی مشترک حکم قطعی صادر کرد.
از دفاع از مهسا تا حمله به همسر سابق.
اما عاطفه نگاه کاملاً متفاوتی دارد و نوشته است: «خیلی دارید به یه مرد معلومالحال بها میدید. نمیدونم چرا این مردها رو پروموت میکنید. دو روز دیگه اینم ول میکنه میره با یکی دیگه. کل دنباله فیبوناچیِ خیانتش رو باید اهمیت بدیم؟»
در این نگاه، ماجرا به جای اینکه یک ازدواج دوباره و طبیعی تلقی شود، به ادامه یک الگوی رفتاری نسبت داده میشود. البته چنین قضاوتی بیشتر بر برداشت کاربران استوار است و اطلاعات کاملی از رابطه قبلی در دسترس نیست.
اصلاً چرا این آدمها اینقدر مهم شدهاند؟
رومی، اما اصل ماجرا را زیر سؤال برده است: «بچهها من یه سوال دارم، جدی چندتا ویدیوی این شکلی ببینین دیگه بیخیال دنبال کردن بلاگرها میشید؟ هم همه اینارو دنبال میکنین، هم همه مدلا، همه بازیگرا. حتی آدمهای رندومی که نهایت رزومه کاریشون نابازیگر بودنه. چی این آدما انقدر براتون جالبه آخه؟»
این واکنش به یکی از ویژگیهای شبکههای اجتماعی اشاره میکند؛ اینکه شهرت دیگر لزوماً به معنای داشتن یک کارنامه مشخص و طولانی نیست. یک بلاگر، مدل، چهره تلویزیونی یا حتی فردی که صرفاً مدتی در فضای مجازی دیده شده، میتواند به اندازه یک بازیگر شناختهشده مورد توجه قرار بگیرد.
روایتهایی که معلوم نیست چقدر قابل استنادند!
سونیا نیز مدعی شده که مهتاب شهبازی را از گذشته میشناسد و نوشته است: «این دختره مهتاب یکی از نچسبترین مدلهایی بود که باهاش کار کردم، اولین پروژهش با من بود، چندتا پروژه دیگه هم باهاش کار کردم و باید بگم که اخلاق زیر صفر. همه جا هم دنبال شوهر بود.»
چنین روایتهایی البته در حد ادعای یک کاربر باقی میمانند و نمیتوان درباره صحت آنها قضاوت قطعی کرد. اما همین جنس روایتها نشان میدهد یک اتفاق شخصی چگونه خیلی سریع به میدان قضاوت عمومی تبدیل میشود و آدمهایی که تا چند ساعت قبل شاید برای بسیاری ناشناخته بودند، ناگهان در مرکز توجه قرار میگیرند.
نسرین، اما با رویکردی متفاوت نوشته است: «لعنتیا مهسا طهماسبی دیگه کیه؟ اون مرد کیه؟ این زنه که شبیه خارجیاست کیه؟ مگه شما چقدر بلاگر میشناسید که همتون باهم در موردش حرف میزنید؟»
شاید این کامنت از یک جهت تفسیرپذیرتر باشد؛ چون نشان میدهد این موجهای مجازی گاهی حتی برای مخاطبی که خارج از فضای اینستاگرام و توییتر زندگی میکند، هیچ معنای خاصی ندارند. چهرههایی که برای بخشی از کاربران کاملاً شناختهشدهاند، برای بخش دیگری از جامعه اساساً ناشناساند.









