قیمت طلا امروز




 سایت تجارت نیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

وزیر خارجه ترکیه: به حمایت از مذاکرات میان ایران و آمریکا ادامه خواهیم داد

وزیران امور خارجه ترکیه و سوریه بر توسعه همکاری‌های اقتصادی و امنیتی، تقویت روابط دوجانبه، مخالفت با حملات اسرائیل به سوریه، حمایت از ثبات منطقه، پشتیبانی از مذاکرات ایران و آمریکا و تقویت هماهنگی میان کشورهای منطقه تأکید کردند.
 وزیر خارجه ترکیه: به حمایت از مذاکرات میان ایران و آمریکا ادامه خواهیم داد

به گزارش تجارت نیوز، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه و اسعد حسن الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه در آنکارا نشست مطبوعاتی مشترک برگزار کردند.

بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی سوریه «سانا»،‌ هاکان فیدان در جریان این نشست مطبوعاتی خاطرنشان کرد: ما بر حمایت از سوریه و همکاری با این کشور در زمینه‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و مبارزه با تروریسم، به‌گونه‌ای که امنیت و ثبات سوریه و همچنین ثبات منطقه را تضمین کند، تأکید داریم.

وی در ادامه افزود: در حال توسعه روابط با دمشق، افزایش میزان تجارت میان دو کشور ترکیه و سوریه، افزایش شمار گذرگاه‌های مرزی، حمایت از زیرساخت‌های بانکی و حمل‌ونقل و پروژه‌های بازسازی هستیم.

وزیر امور خارجه ترکیه ادامه داد: به همراه عربستان سعودی، اردن و سوریه برای توسعه شبکه‌های حمل‌ونقل و مسیرهای ارتباطی میان کشورهای خود تلاش می‌کنیم.

فیدان ضمن تأکید بر ضرورت توقف حملات رژیم صهیونیستی به سوریه، از همه طرف‌ها خواست به تمامیت ارضی و حاکمیت سوریه احترام بگذارند.

وی همچنین اظهار داشت: بایستی امنیت و ثبات در لبنان تأمین شود و سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل به کشته و آواره شدن هزاران نفر منجر شده است.

وزیر امور خارجه ترکیه تصریح کرد: به حمایت از مذاکرات میان ایران و ایالات متحده ادامه خواهیم داد.

هاکان فیدان در بخش دیگری از سخنانش همچنین گفت که رژیم صهیونیستی باید از غزه عقب‌نشینی کند و این منطقه باید به فلسطینیان بازگردانده شود. تثبیت آرامش در شمال سوریه، هم‌زمان با پیگیری دیپلماسی قاطع

در همین راستا، وزیر امور خارجه سوریه نیز گفت: برای تحکیم و تقویت ثبات در جنوب سوریه و توقف حملات مکرر اسرائیل تلاش می‌کنیم.

وی افزود: تلاش‌های ما برای تثبیت آرامش در شمال سوریه، هم‌زمان با پیگیری دیپلماسی قاطع برای متوقف کردن حملات مکرر اسرائیل در جنوب این کشور ادامه دارد.

الشیبانی تصریح کرد: پرونده‌های مشترک اقتصادی و سیاسی را در صدر اولویت‌های خود قرار داده‌ایم و درباره فعال‌سازی دوباره توافق‌های اقتصادی و تجاری و همچنین گام مهم اخیر میان دو بانک مرکزی ترکیه و سوریه که آغازگر مرحله جدیدی از همکاری بود، گفت‌وگو کردیم.

وزیر امور …



2
 ادامه محاصره هرمز، زندگی مردم را مستقیماً هدف گرفته است
۱ ساعت قبل / سایت اصلاحات نیوز

ادامه محاصره هرمز، زندگی مردم را مستقیماً هدف گرفته است

به گزارش اصلاحات نیوز؛

فریدون مجلسی اظهار کرد: ادامه محاصره دریایی آمریکا علیه ایران در تنگه هرمز پیش از آنکه یک مسئله صرفاً نظامی یا امنیتی باشد به مسئله‌ای مستقیم برای زندگی مردم تبدیل شده است. استفاده از مسیر‌های زمینی و راه‌آهن نیز نمی‌تواند، جای خالی تجارت دریایی را پر کند. نتیجه را هم نمی‌توان انکار کرد؛ از زمان برقراری محاصره، کشور با تورمی بی‌سابقه روبه‌رو شده و مسئله بنزین برای بخش‌هایی از جامعه به بحرانی حاد تبدیل شده است.

وی افزود: اما پرسش اساسی این است که این وضعیت تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ استقلال یک کشور فقط به داشتن موشک و توان نظامی خلاصه نمی‌شود. کشوری که حق عبور و مرور دریایی نداشته باشد، کشوری که نتواند با جهان رابطه بانکی برقرار کند، نتواند صادرات و واردات داشته باشد و نتواند ارزش پول خود را حفظ کند، در عمل با محدودیت جدی در استقلال اقتصادی مواجه است.

مجلسی در ادامه گفت: استقلال یعنی بتوانیم تجارت کنیم، تولید کنیم، ارزش پول‌مان را حفظ کنیم و مردم‌مان بتوانند با درآمد خود زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشند. چگونه است که در یک‌صد سال گذشته، حتی با وجود نوسانات ناشی از جنگ‌های جهانی، ارزش پول کشور قابل حفظ بود، اما در سال‌های اخیر، پول ملی چنان بی‌ارزش شده که حتی سکه از مدار واقعی مبادلات خارج شده و سخن از ضرب سکه‌هایی با ارزش اسمی بسیار بالا به میان می‌آید؟ هیچ اقدامی به اندازه باز شدن این محاصره نمی‌تواند به ترمیم وضعیت اقتصادی ایران کمک کند. اما مشکل فقط محاصره نیست؛ «آماده‌باش دائمی» نیز هزینه‌ای سنگین بر کشور تحمیل کرده است.

وی افزود: چرا باید نیرو‌هایی که می‌توانند در کارخانه‌ها، مزارع و مراکز تولیدی کار کنند، دائماً درگیر فضای نظامی و تبلیغاتی باشند؟ آیا تصور می‌کنیم، شعار‌هایی که صرفاً برای مخاطب داخلی طراحی شده‌اند، جهان را خواهد ترساند؟ وقت آن است که عقلای کشور، تصمیمی متفاوت بگیرند: توافق اسلام‌آباد که اجرا شد سپس در اثر پرتاب موشک به‌هم خورد را دوباره زنده کنند و به آن پایبند بمانند و روابط با کشور‌های منطقه و جهان را ترمیم کنند.

این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه اظهار داشت: تنگه هرمز ممکن است در شعار‌های وطن‌پرستانه جذاب باشد، اما این تنگه یک آبراه بین‌المللی است. حاکمیت ایران بر سرزمین، نفت، بستر دریا و منابع خود محترم است، اما این حاکمیت نباید به معنای انکار حقوق عبور و مرور دیگر کشور‌ها باشد. ایران قرار نیست با ایستادن در دروازه تنگه، حق دیگران را به زور بگیرد. سوال ساده است: چرا ترکیه تحریم نیست؟ چرا کشتی‌های پاکستان محاصره نمی‌شوند؟ چرا بسیاری از کشور‌های جهان گرفتار چنین وضعیتی نیستند؟ چرا باید دائماً در حال دشمنی با آمریکا، اردن، عمان، امارات و دیگران باشیم؟

مجلسی گفت: حتی امارات که سال‌ها یکی از راه‌های تنفس اقتصادی ایران بود اکنون روابط بانکی و معاملاتی خود را قطع کرده است. کسانی که از همین مناسبات ثروتمند شده‌اند، در امارات دفتر و خانه دارند، اما هزینه قطع این رابطه را مردم ایران می‌پردازند. باید عادی شویم. عادی بودن خلاف استقلال نیست؛ مقتضای عقل، انصاف و رفتار سیاسی است.

این تحلیلگر مسائل سیاسی، ادامه جنگ را به ضرر مردم دانست و خاطرنشان کرد: ادامه جنگ و ستیز، هرقدر هم دشمنان جمهوری اسلامی را خوشحال یا ناراحت کند، در نهایت اگر به تضعیف ایران منجر شود برای ملت ایران زیان‌بار است. جنگ مزمن یعنی خونریزی مزمن، ضعف مزمن و از پای درآمدن تدریجی. ایران بیش از نیم‌قرن است که هزینه این وضعیت را می‌پردازد. زمان آن رسیده که عقلا برای پایان دادن به این جنگ مزمن، تصمیم بگیرند و به مردم فرصت بدهند کار کنند، درآمد داشته باشند و دیگر نگران قیمت بنزین، سیب‌زمینی، جو و ابتدایی‌ترین هزینه‌های زندگی نباشند. نجات ایران شاید بیش از هر چیز در یک تصمیم خلاصه شود: رفع مزاحمت از زندگی مردم و بازگرداندن کشور به مسیر عادی تجارت، تولید و آرامش.


2
 بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است

رویداد۲۴| مجله نیویورکر در تازه‌ترین شماره خود یادداشتی از ایشان تارور، ستون‌نویس حوزه سیاست بین‌الملل، منتشر کرده که در آن نتیجه شش ماه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را یک «شکست راهبردی عمیق» برای واشنگتن توصیف می‌کند.

تارور استدلال می‌کند که تقریباً هیچ‌یک از اهداف اولیه‌ای که دونالد ترامپ برای ورود به جنگ مطرح کرده بود ــ از متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران تا نابودی توان موشکی و تضعیف ساختار جمهوری اسلامی ــ محقق نشده است. در مقابل، تهران توانسته با بستن تنگه هرمز، ادامه حملات به اهداف آمریکا و حفظ ساختار قدرت، هزینه جنگ را برای واشنگتن و اقتصاد جهانی بالا ببرد.

متن زیر مشروح گزارش نیویورکر درباره جنگ ایران است:

به ملوانان ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» فکر کنید. در حالی که کارزار آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد، مأموریت آنها روی این ناو ماه‌ها بیشتر از زمان پیش‌بینی‌شده طول کشیده و گزارش‌های متعددی درباره بدتر شدن شرایط منتشر شده است؛ از کاهش ذخایر غذا و آب آشامیدنی گرفته تا افت روحیه نیروها.

هفته گذشته، روزنامه Military Times با استناد به بستگان شماری از نیرو‌های نظامی گزارش داد دست‌کم دو نفر از افراد مستقر روی ناو لینکلن تلاش کرده‌اند خود را به دریا بیندازند.

برد کوپر، فرمانده سنتکام، پس از بازدید از ناو در آخر هفته گذشته، اذعان کرد که شرایط «به‌طور خاص دشوار و طاقت‌فرسا» بوده است، اما همزمان گفت «بخش زیادی» از این وضعیت دشوار، «خبر قدیمی» است و مشکلات مورد اشاره پیش‌تر برطرف شده‌اند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، کل این بحث را «اخبار جعلی» خواند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز گفت شرایط «به‌طور کامل وارونه جلوه داده شده» و به خبرنگاران گفت ایالات متحده می‌تواند محاصره دریایی جاری علیه بنادر ایران را «برای مدت نامحدود» ادامه دهد.

به مردم ایران نیز فکر کنید؛ مردمی که از اواخر فوریه، زمانی که ترامپ همراه با اسرائیل جنگی را برای سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کرد، هدف یک‌ونیم میلیون پوند مهمات قرار گرفته‌اند؛ مهماتی که در حدود ده هزار سورتی پرواز توسط نیرو‌های مستقر روی ناو لینکلن بر ایران ریخته شده است.

شش ماه بعد، به‌سختی می‌توان نتیجه این درگیری را چیزی غیر از یک شکست راهبردی عمیق برای ایالات متحده دانست.

بمباران‌های آمریکا و اسرائیل رهبر هشتادساله ایران، و شماری از نزدیکان او را هدف قرار داد، نیروی هوایی و نیروی دریایی ایران را تضعیف کرد، مدارس، دانشگاه‌ها و مراکز درمانی را هدف قرار داد و در هفته‌های نخست کارزار بیش از سه هزار غیرنظامی را کشت.

حکومت باقی‌مانده ایران، در مقابل، خود را در موضع دفاعی مستحکم کرد و از توانمندی‌های نامتقارن خود برای بستن تنگه راهبردی هرمز استفاده کرد؛ ابزاری که پیش‌تر به این شکل به کار نگرفته بود. تهران با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود، تلاش کرد هزینه‌ای به اقتصاد جهانی تحمیل کند و فشار بر واشنگتن را افزایش دهد.

اکنون هیچ‌یک از اهداف اولیه‌ای که ترامپ مطرح می‌کرد، از جمله تعطیل کردن برنامه هسته‌ای ایران و نابودی توان موشکی بالستیک این کشور، تحقق پیدا نکرده است.

در عوض، ایالات متحده حالا درگیر یافتن راهی برای گرفتن ابزاری از ایران است که فقط به‌دلیل مداخله ترامپ وارد بازی شده است: تنگه هرمز.

بیشتر بخوانید: کاخ سفید دوباره شمشیر تحریم را کشید؛ این‌بار شرکای ایران هم هدف هستند

با وجود ابتکار‌هایی که اخیراً از سوی ترامپ و متحدانش مطرح شده، نفت و دیگر کالا‌های حیاتی همچنان آزادانه از این آبراه عبور نمی‌کنند و قیمت بنزین بالا مانده است.

ایران همچنان نفتکش‌ها را هدف قرار می‌دهد و انتظار دارد حتی پس از رسیدن به یک توافق دیپلماتیک، نوعی کنترل بر تنگه را حفظ کند.

ترامپ در آغاز جنگ به شهروندان ایران گفته بود «کمک در راه است»، اما آنچه نصیب آنها شده، ویرانی، فشار اقتصادی بیشتر و بازگشت سرکوب از سوی حکومتی بوده که بیش از هر چیز دیگر، می‌داند چگونه خود را حفظ کند. رهبری ایران همچنان سرسخت و چالش‌گر است

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سه‌شنبه گفت تنگه تا زمانی بسته خواهد ماند که دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج آزاد شود، تحریم‌های نفتی لغو شوند و عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل به‌طور کامل متوقف شود.

ولی نصر، استاد مطالعات خاورمیانه و روابط بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز، به من گفت: «ایران از جنگ بسیار قدرتمندتر بیرون آمده است؛ نه فقط از نظر ثبات رژیم، بلکه به‌طور کلی از نظر اعتمادبه‌نفس.»

او افزود: «پس نیمه پر لیوان برای ایران کاملاً قابل مشاهده است. حتی اگر از واژه‌های قطعی مثل “برنده” و “بازنده” استفاده نکنیم، کاملاً روشن است که نیمه لیوان برای آمریکایی‌ها خالی‌تر است.» ترامپ با اعتمادبه‌نفس زیادی وارد جنگ شد

سهولت نسبی عملیات او برای کنار زدن نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، احتمالاً او را متقاعد کرده بود که برتری قدرت آمریکا تقریباً مطلق است.

درگیری‌هایی که پس از جنگ غزه شکل گرفت نیز بسیاری از آسیب‌پذیری‌های ایران را آشکار کرده بود؛ نیرو‌های نیابتی ایران در سوریه سرنگون شدند و در لبنان تضعیف شدند و اطلاعات اسرائیل بار‌ها عملیات موفق ترور و خرابکاری در داخل ایران انجام داد.

اما ترامپ بیش از حد اعتمادبه‌نفس داشت و حالا خود را در جنگی گرفتار می‌بیند که هیچ‌یک از همسایگان ایران نمی‌خواستند او آغازش کند. قدرت آمریکا نیز به‌شکل محسوسی کاهش یافته است

ایالات متحده بخش بزرگی از ذخایر مهمات هدایت‌شونده دقیق و سامانه‌های دفاع هوایی خود را مصرف کرده و مجموعه پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه نیز زیر آتش قابل توجه ایران قرار گرفته‌اند؛ حملاتی که به زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی در سراسر منطقه نیز آسیب رسانده‌اند.

برخی کشور‌ها مانند امارات متحده عربی هیچ علاقه‌ای به تهران ندارند، اما در عین حال تشخیص می‌دهند که رویکرد جنگ‌طلبانه کنونی ترامپ لزوماً به نفع آنها نیست.

ائتلاف دفاعی سه‌جانبه جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ــ هرچند ترامپ به‌طور علنی از آن استقبال کرده ــ نشانه‌ای است از منطقه‌ای که در حال فکر کردن به فراتر از ایالات متحده است و در برابر عدم قطعیت ناشی از ایرانِ مقاوم و اسرائیلِ تهاجمی، گزینه‌های جایگزین برای خود می‌سازد.

الکس وطن خواه مدیر برنامه ایران در مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، به من گفت: «تغییر بزرگ‌تر این است که پایتخت‌های خلیج فارس دیگر با خیال راحت پشت سیاست فشار حداکثری قرار نمی‌گیرند. آنها بیش از گذشته به دنبال استقلال از هر دو سوی واشنگتن و تهران هستند.»

ولی نصر نیز گفت: «حالا همه، آمریکا را کمتر از آن چیزی می‌بینند که قبلاً بود.»

او مشکلات ترامپ را بخشی از «سقوط شتابان قدرت و اعتبار آمریکا» می‌داند و می‌گوید: «وقتی این جنگ تمام شود، آمریکا خواهد دید که جمع کردن بقیه جهان حول هر سیاست منسجمی بسیار دشوارتر شده است.»

بیشتر بخوانید: اروپا هم به اهداف نظامی ایران اضافه شد | مقام‌های ایرانی به فایننشال تایمز: دارایی‌های نظامی آمریکا در جنوب شرق اروپا در تیرس‌اند

جنگ همین حالا هم در داخل ایالات متحده بسیار نامحبوب است و به باری بر دوش جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای تبدیل شده است.

الی گرانمایه، پژوهشگر ارشد سیاست‌گذاری در شورای روابط خارجی اروپا، به من گفت: «ترامپ خودش را در جنگی برای آمریکا گرفتار کرده که قابل بردن نیست.»

او افزود: «به نظر می‌رسد اکنون گرفتار مغالطه هزینه ازدست‌رفته شده است؛ چون آمریکا منابع، مهمات و اعتبار زیادی در این جنگ خرج کرده، احساس می‌کند پیش از یک پیروزی تعیین‌کننده نمی‌تواند عقب‌نشینی کند.».

اما به نظر می‌رسد تهران باور دارد که هم می‌تواند ترامپ را فریب دهد و هم بیش از او دوام بیاورد.

گرگوری برو، کارشناس ایران و انرژی در گروه اوراسیا، گفت: «ایران حالا مطمئن است که می‌تواند بمباران‌های آمریکا را تحمل کند و این مسئله تهدید‌های نظامی احتمالی آینده آمریکا را به‌شدت تضعیف می‌کند.»

او افزود: «علاوه بر این، آمریکا اکنون به‌طور کلی از اقدام تهاجمی‌تر علیه ایران بازداشته شده و از خطر واکنش گسترده ایران هراس دارد.»

این هفته، مهلت شصت‌روزه‌ای که در ماه ژوئن به‌عنوان بخشی از یک تفاهم اولیه برای حل اختلافات گسترده‌تر میان آمریکا و ایران تعیین شده بود، بدون هیاهوی خاصی به پایان رسید.

این موضوع نشانه‌ای بود از شکنندگی و، صادقانه بگویم، غیرجدی بودن دور دیپلماتیک میان دو طرف. ترامپ روز سه‌شنبه در دفتر بیضی خشمگین شد و از ایران خواست «پرچم سفید تسلیم» را بالا ببرد. او همچنین عمان، واسطه مهم دیپلماتیک، را به حمله نظامی تهدید کرد؛ آن هم به‌دلیل مذاکرات موازی مسقط با ایران درباره نحوه مدیریت تنگه هرمز.

ترامپ همچنین به کره جنوبی حمله لفظی کرد و تصمیمی شگفت‌آور برای کاهش رزمایش‌های نظامی با سئول را با این استدلال توجیه کرد که کره جنوبی در حمایت از جنگ او در خاورمیانه همکاری لازم را نکرده است؛ و سپس، در شاید آشکارترین نشانه سرخوردگی او، رئیس‌جمهور نقشه‌ای عجیب در شبکه ترور سوشال منتشر کرد که در آن تنگه هرمز به‌عنوان «قلمرو ایالات متحده» برچسب خورده بود. اما ترامپ نمی‌تواند با نام‌گذاری «خلیج آمریکا» از این فاجعه فرار کند. این ضربه‌ای است که برخی تحلیلگران همین حالا آن را با فجایع جنگ ویتنام و عراق مقایسه می‌کنند و به نظر می‌رسد رهبری ایران از ادامه این بازی لبه پرتگاهی استقبال می‌کند.

قالیباف در پاسخ به تهدید‌های تازه مقام‌های دولت ترامپ درباره فشار حداکثری، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «منتظر نباشید این گروه دلقک، خرگوشی از کلاه بیرون بیاورد و گندی را که خودتان زده‌اید جمع کند.»

ایرانیان عادی که بسیاری از آنها برای تغییر در سیاست داخلی و بهبود روابط با غرب ناامیدانه چشم‌انتظارند، همچنان باید صبر کنند.

گیسو نیا، وکیل ایرانی-آمریکایی حقوق بشر، از نبود هرگونه «راهبرد سیاسی گسترده‌تر» از سوی ترامپ برای حمایت از اپوزیسیون ایران و جامعه مدنی تحت فشار انتقاد کرد.

او به من گفت هیچ برنامه‌ای وجود نداشت «که بتواند انگیزه‌ای برای ریزش نیرو‌ها ایجاد کند یا واقعاً این رژیم را بشکند؛ همان چیزی که تمام آن معترضان دنبالش بودند و برایش جان خود را به خطر انداختند.»

نیا گفت: «در نهایت روشن شد که تنها راهبرد این دولت، بمباران کشور بود.»

و این راهبرد شکست خورده است.


2
 تنش میان ترکیه و اسرائیل؛ تهدید جدید وزیر جنگ صهیونیستی خطاب به اردوغان/ جزئیات جنجالی این درگیری/ رویارویی آتشین
۲ ساعت قبل / سایت اندیشه معاصر

تنش میان ترکیه و اسرائیل؛ تهدید جدید وزیر جنگ صهیونیستی خطاب به اردوغان/ جزئیات جنجالی این درگیری/ رویارویی آتشین

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  اندیشه معاصر ؛ به نقل از ایسنا در بحبوحه تشدید تنش‌ها در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی، وزیر جنگ این رژیم در اظهاراتی رییس‌جمهور ترکیه را به باد انتقاد گرفت و اعلام کرد بهتر است اردوغان به ایراد سخنرانی‌های پوچ و خیالی خود علیه اسراییل در پارلمان ترکیه ادامه دهد. وزیر جنگ صهیونیستی اردوغان را تهدید کرد

 

تنش میان ترکیه و اسرائیل؛ تهدید جدید وزیر جنگ صهیونیستی خطاب به اردوغان/ جزئیات جنجالی این درگیری/ رویارویی آتشین

یسراییل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در پستی به زبان ترکی رجب طیب اردوغان، رییس‌ جمهور ترکیه را مورد هجمه قرار داد و تصریح کرد اردوغان ترکیه را به سمت ماجراجویی‌های غیرضروری در سوریه سوق می‌دهد.

بر اساس گزارش شبکه خبری الجزیره، یسراییل کاتس در ادامه افزود بهتر است اردوغان به همان سخنرانی‌های پوچ و خیال‌پردازانه خود در پارلمان ترکیه ادامه دهد. همچنین بخوانید: خبر فوری ایران و امارات | پاسخ قاطع تهران به اتهام موشکی ابوظبی؛ باقایی: ادعای امارات «بی‌اساس» و خلاف حسن همجواری است / ایران: آمریکا و اسرائیل سابقه عملیات پرچم دروغین دارند؛ منطقه در دام «سناریوسازی» دشمن نیفتد

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی همچنین مدعی شد این رژیم اجازه نخواهد داد هیچ طرفی امنیت آن را تهدید کند. همچنین بخوانید: خبر فوری حماس | افشای نقشه نتانیاهو علیه توافق شرم‌ الشیخ؛ حماس: جنایت اخیر در غزه، تلاشی آشکار برای برهم‌زدن مذاکرات و طرح ترامپ است / جنبش مقاومت: در مقابل کارشکنی‌های نتانیاهو، بر پایبندی خود به توافق و خلع سلاح مرحله‌ای پافشاری می‌کنیم

کاتس در پایان خطاب به اردوغان مدعی شد: «نباید عزم اسراییل برای دفاع از خود را مورد آزمایش قرار دهید.»

این اظهارات پس از آن بیان شد که دفتر ریاست‌جمهوری ترکیه ادعاهای اخیر مطرح‌شده از سوی رژیم صهیونیستی مبنی‌بر استقرار نظامی در سوریه را غیر قابل قبول و در راستای سیاست‌های توسعه‌طلبانه و ثبات‌زدایی این رژیم در آستانه انتخابات آن دانست. آنکارا بر تداوم همکاری با سوریه برای برقراری صلح، ثبات و رفاه در این کشور تأکید کرد. همچنین بخوانید: خبر فوری کاخ سفید | ادعای پزشکان درباره تشخیص سندروم «غروب آفتاب» برای ترامپ؛ فیلم چرتزدن رئیس‌جمهور در مراسم رسمی جنجال آفرید / متخصصان: رفتارهای شبانه و چرت‌های روزانه نشانه زوال عقل است؛ کاخ سفید: ترامپ در سلامت کامل است

این واکنش ترکیه پس از آن انجام شد که رژیم اشغالگر یک پایگاه هوایی سوریه را در نزدیکی مرز ترکیه بمباران کرد و مدعی شد که سوریه در آستانه اجازه دادن به استقرار نیروهای ترکیه در آن منطقه است.

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا ، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

  منبع : ایسنا


2
 هیچ‌کس در دنیا، ایران را بازنده جنگ نمی‌داند/ محاسبات دشمنان درباره تضعیف توان موشکی و تسلیحاتی ایران به بن‌بست رسیده است
۳ ساعت قبل / سایت مشرق

هیچ‌کس در دنیا، ایران را بازنده جنگ نمی‌داند/ محاسبات دشمنان درباره تضعیف توان موشکی و تسلیحاتی ایران به بن‌بست رسیده است

به گزارش مشرق ، احسان صالحی، کارشناس مسائل بین‌الملل، امروز (پنجشنبه، ۲۹ مرداد) در گفت‌وگوی تلویزیونی با اشاره به اهداف آمریکا از آغاز جنگ علیه ایران گفت: آمریکایی‌ها جنگی را با اهدافی علیه ایران شروع کردند، اما این جنگ به اهدافش نرسید و تصوری که آنها داشتند محقق نشد. ارزیابی‌ای که امروز در دنیا از وضعیت آمریکا وجود دارد این است که این کشور در یک مخمصه قرار گرفته که راه پس و پیش ندارد.

وی افزود: همین که ترامپ روز گذشته اعلام می‌کند که «ما وارد جنگ اقتصادی جدیدی با ایران می‌شویم»، نشان می‌دهد و دلالت بر این دارد که عملیات نظامی و جنگ آنها علیه ایران موفق نبوده است؛ اگر عملیات نظامی موفق بود، نیازی نبود که فاز آن را به مسیر اقتصادی تغییر دهند.

صالحی با تأکید بر اینکه جنگ اقتصادی علیه ایران در دوره‌های قبل نیز تجربه شده است، اظهار داشت: ما باید این فیلم را کامل ببینیم و از ابتدا ماجرا را بررسی کنیم. در سال ۱۳۹۷، در دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، اساساً خروج از برجام با همین نگاه انجام شد و به تعبیر آمریکایی‌ها، کمپین فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران شروع شد تا ایران از داخل ضعیف شود و این ضعف باعث شود جمهوری اسلامی ایران به خواسته‌های آمریکا تن بدهد.

شروط ۱۸گانه پمپئو و هدف فشار حداکثری

این کارشناس مسائل بین‌الملل ادامه داد: بعد از خروج آمریکا از برجام، پمپئو شروط ۱۸گانه را اعلام کرد که موضوع هسته‌ای، مسائل منطقه‌ای و برنامه موشکی ایران را شامل می‌شد. برنامه آنها این بود که ایران ضعیف شود، دچار شوک اقتصادی شود و نتواند این شوک را تحمل کند و در نهایت به نقطه‌ای برسد که بگوید «حالا من چه کار بکنم؟» و آمریکا برای او تعیین تکلیف کند.

وی تصریح کرد: این اتفاق نیفتاد. دور اول ترامپ در شرایطی تمام شد که جمهوری اسلامی ایران، به‌خصوص از انتهای سال ۹۹ و ماه‌های آخر دولت ترامپ، وارد یک دوره جدید از فعالیت‌های هسته‌ای خود شد.

صالحی افزود: دور دوم ترامپ در شرایطی شروع شد که ایران در موضوع هسته‌ای، از نظر حجم مواد غنی‌شده، میزان مواد غنی‌شده، تعداد دستگاه‌های غنی‌سازی و سانتریفیوژهای پیشرفته، در مرحله جلوتر و پیشرفته‌تری قرار داشت.

وی با اشاره به یکی از انتقادهایی که در فضای داخلی آمریکا متوجه ترامپ بود، گفت: یکی از نقاطی که ترامپ بابت آن شماتت می‌شد این بود که یک نظام ارزیابی، یک نظام بازرسی و یک توافق با ایران وجود داشت که داشت کار می‌کرد و برنامه هسته‌ای ایران را محدود کرده بود. خروج ترامپ از برجام باعث شد برنامه هسته‌ای ایران از کنترل خارج شود.

این کارشناس مسائل بین‌الملل خاطرنشان کرد: بنابراین، هم برنامه هسته‌ای ایران از کنترل خارج شد و هم کمپین فشار حداکثری به اهداف خودش دست پیدا نکرد.

هرمز فقط مسیر عبور انرژی نیست

صالحی در ادامه درباره اهمیت تنگه هرمز و ادعاهایی مبنی بر اینکه این گلوگاه راهبردی در حال از دست دادن اهمیت خود است، گفت: در کوتاه‌مدت، حتماً وضعیتی که دشمن به دنبال آن است اتفاق نمی‌افتد؛ چراکه این گلوگاه، یک مسیر استراتژیک است.

وی افزود: تنگه هرمز فقط مسیر حمل‌ونقل و عبور و مرور انرژی نیست؛ حجم زیادی از کالا نیز از این مسیر جابه‌جا می‌شود و به همین دلیل به این سادگی قابل جایگزینی نیست.

صالحی ادامه داد: همین الان در این محاصره دریایی که برای ما اتفاق افتاده، ما از مسیرهای دیگری در حال وارد کردن کالا هستیم، اما هزینه‌ها بیشتر می‌شود و زمان انتقال نیز افزایش پیدا می‌کند.

وی تصریح کرد: اگر کشورهای دیگر هم بخواهند به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین از طریق خشکی بروند، مثلاً مسیری از طریق خشکی به سمت بندر عربستان ایجاد شود، اولاً تجهیز این کریدورهای زمینی زمان می‌برد و ثانیاً هزینه‌ها و زمانی که برای انتقال کالا نیاز است، چند برابر خواهد شد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تأکید کرد: بنابراین، این مسیرها به سادگی قابل جایگزینی نیستند.

ادعای از دست رفتن هرمز چه کارکردی دارد؟

صالحی با اشاره به این ادعا که تنگه هرمز دارد کارکرد خود را از دست می‌دهد، گفت: به نظرم این حرف دو کارکرد دارد.

وی افزود: یک کارکرد آن برای طرف آمریکایی است؛ آنها می‌خواهند نشان دهند ضربه اعتباری بزرگی که آمریکا در این جنگ خورده، فقط متوجه ترامپ و حزب جمهوری‌خواه نیست.

صالحی ادامه داد: اگر ترامپ نتواند برای این وضعیت فکری بکند و این وضعیت را به شرایط بهتری برنگرداند، این موضوع یک ضربه اعتباری و حیثیتی بزرگ برای آمریکاست.

وی با اشاره به مقایسه این وضعیت با بحران کانال سوئز اظهار داشت: خیلی‌ها این وضعیت را با سال ۱۹۵۶ مقایسه می‌کنند؛ زمانی که بریتانیا و فرانسه در مقابل ملی شدن کانال سوئز از سوی جمال عبدالناصر وارد عمل شدند، اما نتوانستند وضعیت را به شرایط قبل برگردانند و همین مسئله زمینه‌ای برای افول بریتانیا و فرانسه شد.

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: برخی مطرح می‌کنند که این لحظه نیز می‌تواند همان لحظه‌ای باشد که چنین اتفاقی برای آمریکا رخ دهد.

پایان دوران «پادشاهی» آمریکا بر امنیت جهان

صالحی با اشاره به تحولات نظام بین‌الملل پس از جنگ خلیج فارس و فروپاشی شوروی گفت: بعد از جنگ خلیج فارس و فروپاشی شوروی، به نوعی دوران تک‌قطبی در دنیا شروع شد و آمریکا گفت «پادشاه دنیا من هستم» و امنیت در حوزه انرژی، آبراه‌ها و امنیت نظامی را باید از من خریداری کنید.

وی افزود: در شرایط جدید، این وضعیت در حال از بین رفتن است. متحدان آمریکا دارند می‌گویند ما باید به سمت شرکای جدید و پیوندهای جدید برویم و رقبای آمریکا نیز دارند می‌گویند این‌طور نیست که آمریکا هر کاری را اراده کند، بتواند انجام دهد.

صالحی ادامه داد: ممکن است آمریکا وارد یک پدیده شود و به جای اینکه آن را حل کند، آن پدیده را پیچیده‌تر کند. نمونه آن همین مسئله تنگه هرمز است؛ این مسئله قبل از این جنگ به این شکل مسئله نبود، اما اکنون تبدیل به مسئله شده است.

هرمز به سادگی قابل جایگزینی نیست

این کارشناس مسائل بین‌الملل تأکید کرد: اینکه گفته شود کارت تنگه هرمز در حال از دست رفتن است، اولاً با واقعیت‌های حوزه حمل‌ونقل، حوزه رفت‌وآمد کشتی‌ها و خدمات مربوط به آن همسان و سازگار نیست.

وی افزود: ثانیاً این وضعیت به هیچ وجه برای آمریکایی‌ها قابل تحمل نیست که به سادگی به سمت مسیرهای جایگزین بروند؛ چراکه در این صورت حیثیت آمریکا از بین می‌رود.

صالحی خاطرنشان کرد: بنابراین، نمی‌توان تصور کرد که آمریکایی‌ها بتوانند به سادگی از کنار این وضعیت عبور کنند و به سمت مسیرهای جایگزین بروند.

«این کارت دارد از دست می‌رود»؛ یک مصرف داخلی

وی در ادامه گفت: یک نکته دیگر هم به نظرم می‌رسد و آن این است که این حرف ممکن است مصارف داخلی هم برای ما داشته باشد؛ یعنی در داخل کشور زمینه‌هایی برای فشار به سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر ایجاد شود که «این کارت دارد از دست می‌رود»، «این کارت دارد ارتفاعش را از دست می‌دهد» و بنابراین قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، خودت به‌صورت خودکار از آن صرف‌نظر کن.

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: این تحلیل نیز به نظرم واقعیت ندارد.

محاصره دریایی، شکل دیگری از جنگ است

صالحی در عین حال تأکید کرد: البته ما در قبال این وضعیتی که از قسمت جنوبی در حال اتفاق افتادن است و این محاصره دریایی که برای ما اتفاق افتاده، نباید بی‌تفاوت باشیم.

وی افزود: این خودش یک شکل دیگری از جنگ است. واحدی که دارد عملیات محاصره دریایی ما را انجام می‌دهد، واحد نظامی و ناوشکن‌های آمریکایی هستند که در حال عملیات هستند.

صالحی با اشاره به تجربه جنگ ۴۰ روزه گفت: همان معادله‌ای که ما در جنگ ۴۰ روزه برقرار کردیم، یعنی «تشدید را با تشدید بیشتر جواب می‌دهیم»، در اینجا هم باید برقرار باشد.

وی ادامه داد: اگر ما نتوانیم این معادله را در اینجا برقرار کنیم، کار سخت می‌شود و به نظرم می‌رسد طرف مقابل به سمت قدم‌های بعدی می‌رود.

صالحی در پایان تأکید کرد: بنابراین، نباید مسئله محاصره دریایی و وضعیت تنگه هرمز را صرفاً یک موضوع حمل‌ونقلی یا اقتصادی دید؛ این مسئله بخشی از یک معادله جنگی و راهبردی است و نحوه مواجهه با آن می‌تواند بر محاسبات طرف مقابل درباره گام‌های بعدی اثر بگذارد.


2
 مصر و مساله پیوستن یا نپیوستن به پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی
۴ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

مصر و مساله پیوستن یا نپیوستن به پیمان مکه - دیپلماسی ایرانی

نویسنده: احمد عبودوه، متخصص امور خارجی، امنیت و ژئوپلیتیک است. او بر افزایش نفوذ چین در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، ژئوپلیتیک خلیج فارس، رقابت آمریکا و چین و پیامدهای آن در سراسر جهان تمرکز می کند. او در حال حاضر سرپرست واحد تحقیقات مطالعات چین در مرکز سیاست گذاری امارات (EPC) است.

دیپلماسی ایرانی: عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت توافقنامه دفاع مشترک مکه، معروف به «پیمان مکه»، را امضا کردند. این پیمان تصریح می‌کند که هرگونه حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی خواهد شد. این پیمان پیامی را برای ایران و اسرائیل می‌فرستد، در حالی که امنیت منطقه‌ای را از ایالات متحده دور می‌کند.

با این حال، این پیمان دو پرسش کلیدی را بی‌پاسخ می‌گذارد: آیا کشورهای منطقه می‌توانند بدون ایالات متحده بازدارندگی ایجاد کنند؟ و چرا مصر، حداقل فعلاً، با توجه به اینکه با هر سه عضو همکاری نزدیکی داشته، به این پیمان نپیوسته است؟

یک ناتوی خاورمیانه‌ای نیست

پیمان مکه بر اساس توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک امضا شده بین عربستان سعودی و پاکستان در سپتامبر گذشته بنا شده است. با این حال، این یک توافق جداگانه است. این توافقنامه جدید شامل ترکیه نیز می‌شود و فضایی را برای پیوستن سایر کشورها باقی می‌گذارد.

این پیمان با ناتو مقایسه شده است. در واقع، هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، عنصر دفاع متقابل این پیمان را «از نظر فنی مشابه» بند دفاع جمعی ماده ۵ ناتو توصیف کرد.

با این حال، مقایسه‌ها با ناتو اغراق‌آمیز است. وقتی این موارد کنار گذاشته شوند، این پیمان نسبتاً ناچیز به نظر می‌رسد.

مقامات سعودی دامنه این توافق را کم‌اهمیت جلوه داده‌اند و آن را به عنوان تمرینی برای «توانایی‌های پایدار» به جای یک جبهه دفاعی مشترک علیه هر کشوری معرفی کرده‌اند. ترکیه نیز تأکید کرده است که این پیمان علیه ایران یا هیچ کشور دیگری نیست. پاکستان این توافق را «ماهیت صرفاً دفاعی» توصیف کرده است.

اگرچه پاکستان یک قدرت هسته‌ای است، اما این توافق‌نامه به ترکیه و عربستان سعودی که تحت چتر هسته‌ای آن قرار می‌گیرند، اشاره‌ای نمی‌کند. و اگرچه دفاع متقابل در توافق سپتامبر ۲۰۲۵ بین ریاض و اسلام‌آباد گنجانده شده بود، اسلام‌آباد همچنان به عنوان میانجی در بحبوحه حملات ایران به عربستان سعودی با تهران تعامل داشته است.

بنابراین، پیمان مکه را باید به عنوان آزمایشی در خوداتکایی منطقه‌ای درک کرد، نه یک جبهه دفاعی مشترک یا اتحاد جنگی.

تأثیر منطقه‌ای گسترده‌تر

با این حال، اگرچه این توافق‌نامه از نظر دامنه محدود است، اما پیامدهای عمیق‌تری برای نظم منطقه‌ای دارد.

این پیمان ابزار دیگری برای تنوع‌بخشی و تقویت معماری امنیتی و دفاعی عربستان سعودی فراهم می‌کند. این پیمان به ریاض در هرگونه تعامل آینده با تهران بر سر امنیت منطقه‌ای، اهرم فشار می‌دهد و وابستگی آن به ایالات متحده را کاهش می‌دهد.

برای آنکارا، این توافق‌نامه می‌تواند به حمایت مالی و بازار عظیمی برای فناوری صنعتی دفاعی آن منجر شود، در حالی که اسلام‌آباد می‌تواند از حمایت اقتصادی عربستان سعودی بهره‌مند شود و خود را به عنوان یک بازیگر فعال و مسئول در خاورمیانه قرار دهد.

تهران و نیروهای نیابتی‌اش احتمالاً در آینده نزدیک، احتمالاً با حمله به عربستان سعودی از طریق حوثی‌ها یا شبه‌نظامیان عراقی، این توافق را محک خواهند زد. واکنش سه امضاکننده به آن آزمون اولیه، بسیار بیشتر از بیانیه‌های رسمی، منطقه را در مورد این پیمان آگاه خواهد کرد.

چرا مصر به آن ملحق نشده است

مصر با وجود همکاری نزدیک با هر سه کشور به عنوان بخشی از یک گروه غیررسمی چهار کشوری که از آن به عنوان «STEP» یا «چهار» یاد می شود، پیمان مکه را امضا نکرده است.

بدر عبدالطی، وزیر امور خارجه مصر روز جمعه گفت که قاهره در حال بررسی این پیمان «بسیار جدی» است و تصمیم گیری در مورد پیوستن به آن «نیازمند مطالعات عمیق در پرتو قانون اساسی و تعهدات قانونی مصر است».

فیدان از ترکیه پیشتر گفته بود که معتقد است که مصر «در مرحله بعدی» پس از اجرای «چند موضوع فنی» به این پیمان ملحق خواهد شد.

صرف نظر از پیوستن مصر به این پیمان، غیبت مصر با تردید راهبردی این کشور از زمان ریاست جمهوری عبدالفتاح السیسی در سال ۲۰۲۴ مطابقت دارد.

برای دهه‌ها، رهبران مصر رویکرد محتاطانه‌ای اتخاذ کرده‌اند و عدم تعهد را پذیرفته و از بلوک‌های نظامی برای جلوگیری از به دام افتادن آن اجتناب کرده‌اند. اما پیوستن به پیمان مکه می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که مصر در حال انتخاب طرف‌هایی برای رقبای مختلف ژئوپلیتیکی سه عضو است – که در مجموع می‌توان آنها را شامل ایران و حوثی‌ها، اسرائیل، امارات، یونان، قبرس و هند دانست. این همسویی درک شده می‌تواند بر روابط قاهره با این بازیگران تأثیر منفی بگذارد، بدون اینکه بازده قابل‌توجهی داشته باشد.

این نشان دهنده این است که این پیمان بیشتر در مورد نشانه های سیاسی است تا ارزش نظامی. این پیمان از نظر جزئیات عمومی کوتاه است، اما می تواند به طور بالقوه شامل همکاری دفاع هوایی و موشکی، اشتراک اطلاعات، گسترش امنیت دریایی و همکاری دفاعی – صنعتی باشد. با این حال، قاهره در حال حاضر از طریق گروه چهارگانه و حمایت از ائتلاف دریایی به رهبری عربستان سعودی در دریای سرخ در بسیاری از این مناطق با سه کشور همکاری می کند.

در دوران سیسی، مصر خود را بیشتر به عنوان یک میانجی می بیند که این امر مستلزم حفظ روابط مثبت و کانال های باز با همه بازیگران است. مصر به دنبال اجتناب از گرفتار شدن در ائتلاف های نظامی است که این نقش را پیچیده یا تنش های منطقه ای را تشدید می کند.

اسرائیل و آمریکا

مصر ممکن است نگرانی های امنیتی ائتلاف را در مورد بازیگران غیردولتی، امنیت دریایی و سودان به اشتراک بگذارد. اما برای بسیاری از سیاستگذاران مصری، با وجود پیمان صلح و هماهنگی امنیتی دو کشور، یک درگیری بالقوه با اسرائیل همچنان بزرگترین تهدید امنیتی آینده خواهد بود.

با توجه به موقعیت اسرائیل به عنوان متحد کلیدی منطقه ای ایالات متحده، هیچ اتحاد امنیتی دیگری وجود ندارد که بتواند از مصر در درگیری احتمالی با اسرائیل محافظت کافی را فراهم کند.

بنابراین، در حالی که پیوستن به پیمان مکه ممکن است به مقابله با نگرانی‌های فوری مصر در سودان، لیبی یا شاخ آفریقا کمک کند، اما اولویت‌های امنیتی بلندمدت آن را حل نخواهد کرد. در حال حاضر، ایالات متحده مهمترین شریک امنیتی مصر باقی مانده است.

قاهره نیز نگران حاکمیت خود است. ادغام در ترتیبات امنیتی تحت رهبری عربستان سعودی، پیگیری ریاض برای رهبری عرب را تقویت می کند. از دیدگاه قاهره، این خطر ایجاد رابطه حامی – مشتری با ریاض است.

پیوستن، در نهایت امر

برای مصر، خطرات پیوستن به این پیمان احتمالاً در حال حاضر بیشتر از منافع آن است. اما این ارزیابی ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.

پیمان مکه کمتر یک اتحاد نظامی است تا بیانیه ای در مورد شکل نظم منطقه ای بعدی. در حالی که واشینگتن مهمترین شریک برای اکثر قدرت های منطقه ای از جمله ترکیه و عربستان سعودی است، آنها به دنبال کاهش اتکای خود به ایالات متحده هستند. این روند احتمالاً شتاب می گیرد.

این پیمان همچنین به اعضای آن اجازه می‌دهد تا در برابر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران و اسرائیل از خود محافظت کنند و موازنه قدرت جدیدی را که در قدرت‌های میانی تثبیت شده است، آزمایش کنند. مصر همچنین علاقه دارد که با مشارکت در این ترتیبات، ابتکار عمل را به دست گیرد.

اگر تعهدات دفاعی متقابل الزام آور توافق در عمل اجرا نشود، مصر انگیزه بیشتری برای پیوستن به این پیمان خواهد داشت. این انعطاف‌پذیری تضمین می‌کند که قاهره می‌تواند بدون تسلیم شدن از توانایی خود برای میانجیگری یا تعمیق هماهنگی با رقبای پیمان بپیوندد، حتی اگر در مورد اعتبار ائتلاف سؤالاتی ایجاد کند.

این اتاق برای مانور اهمیت دارد، زیرا مصر به دلیل مشکلات مزمن اقتصادی و رو به افول جایگاهش در جهان عرب، به تنوع و مشارکت در سراسر خطوط گسل منطقه نیاز دارد. در عین حال، پیوستن به این پیمان، توانایی قاهره را برای اعمال نفوذ با محوریت در ترتیبات امنیتی منطقه ای افزایش می دهد.

صبر کنید، تماشا کنید و گزینه ها را باز نگه دارید

مصر باید صبور باشد، اما مردد نباشد. این پیمان در اصل جذاب است اما هنوز یک اولویت مبرم برای مصر نیست. انتظار ضرری ندارد.

توافق جدید پیچیده تر از ناتو است. اما جدی تر از ائتلاف های منطقه ای قبلی است. این پیمان ممکن است به جای یک بلوک الزام آور، به یک مشارکت متمرکزتر و مبتنی بر موضوع همگرا شود. این بهترین سناریو برای مصر خواهد بود.

آزمون واقعی هر اتحاد در اجرای آن نهفته است، به ویژه در زمان جنگ. با ابهام در مورد پایان جنگ ایران و تشدید دوره ای از تنش در دریای سرخ، مصر باید واکنش ائتلاف را در صورت تهدید یک عضو بررسی و ارزیابی کند.

در حال حاضر، قاهره باید وقت خود را برای رعایت ساختار پیمان، تعهدات نظامی و یکپارچگی عملیاتی صرف کند. تا زمانی که همه این جنبه‌ها قطعی‌تر شوند، باید در مورد عضویت قضاوت کند.

منبع: چتم‌هاوس / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی