
به گزارش تجارت نیوز، درگذشت مرحوم «ایرج»، با آن صدای دلنشین و ماندگار که چند نسل از ایرانیان با آن خاطره دارند، بار دیگر ما را متوجه مفهومی میکند که شاید هنوز درباره ابعاد واقعی آن نیازمند تأمل بیشتری هستیم: «سرمایه اجتماعی.» سرمایه اجتماعی در خلأ شکل نمیگیرد، حاصل انباشت اعتماد، خاطره، تجربه و احساس تعلقی است که در طول زمان ساخته میشود. فرهنگ و هنر سهم مهمی در این انباشت دارند. از همین منظر، هنرمندانی مانند ایرج را باید بخشی از دارایی اجتماعی ایران دانست. این موضوع در شرایط امروز کشور اهمیتی مضاعف دارد. جامعه ایران در سالهای اخیر مجموعهای از فشارها، بحرانها و تحولات دشوار را تجربه کرده است.
در چنین دورههایی معمولاً توجه سیاستگذار بیش از هر چیز متوجه شاخصهای اقتصادی و اداره امور روزمره کشور میشود. اینها ضروریاند؛ اما تجربه نشان داد که عبور از بحران به اعتماد، امید و احساس تعلق شهروندان نیز وابسته است. اینجاست که فرهنگ به مسألهای مرتبط با انسجام اجتماعی تبدیل میشود. جامعه برای حفظ انسجام خود به داشتههای مشترک نیاز دارد؛ به آدمها، خاطرهها و روایتهایی که بتواند فارغ از تفاوتهای سیاسی، اجتماعی و نسلی، آنان را از آنِ خود بداند. هر اندازه این قلمرو مشترک گستردهتر باشد، امکان گفتوگو و همزیستی بیشتر میشود. از این زاویه، مواجهه ما با سرمایههای فرهنگی نیازمند بازنگری است.
ما گاهی ارزش چهرههای فرهنگی خود را در زمان فقدانشان بهتر درمییابیم. در روزهای پس از درگذشت یک هنرمند، حجم پیامها و واکنشهای مردم نشان میدهد او چه جایگاهی در حافظه جامعه داشت. پرسش اینجاست که چرا این قدرشناسی همیشه در زمان حیات آنان وجود ندارد؟ سیاست فرهنگی میتواند یکی از پاسخها را در همین پرسش پیدا کند. هنرمند نیاز دارد امکان خلق و حضور داشته باشد و جامعه نیز باید بتواند با سرمایههای فرهنگی خود ارتباط طبیعی برقرار کند. نگاه فراگیر به فرهنگ، به معنای به رسمیت شناختن تنوع جامعه ایران است. هر چهرهای که بتواند بخشی از این جامعه را با خود همراه کند و در حافظه مردم ماندگار شود، ظرفیتی برای تقویت پیوندهای اجتماعی ایجاد کرده است.
از دست دادن یا به حاشیه راندن چنین ظرفیتهایی، کوچک کردن دایره مشترکات جامعه است؛ درست در زمانی که کشور به گسترش این دایره …
