
به گزارش تجارت نیوز، اقتصاد مدرن در طول دهههای گذشته بر پایه دسترسی گسترده، ارزان و نسبتاً قابل اعتماد به سوختهای فسیلی شکل گرفته است. زغالسنگ در ابتدا موتور محرک انقلاب صنعتی بود، اما پس از جنگ جهانی دوم، نفت به مهمترین سوخت اقتصاد جهانی تبدیل شد و تولیدکنندگان خلیج فارس با افزایش سریع تولید، جایگاهی تعیینکننده در بازار انرژی جهان به دست آوردند. پس از آن نیز گاز طبیعی به یکی از پایههای اصلی تولید برق، فعالیتهای صنعتی و مصرف خانوارها تبدیل شد.
امروز، با وجود رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر، نفت و گاز همچنان بیش از نیمی از مصرف انرژی جهان را تشکیل میدهند. به همین دلیل، هرگونه اختلال جدی در تولید یا انتقال انرژی از خلیج فارس تنها یک بحران منطقهای نیست و میتواند پیامدهای آن به اقتصادهای سراسر جهان برسد.
پرسش اصلی این است که اگر یک جنگ طولانیمدت در خلیج فارس تأسیسات نفت و گاز، پایانههای صادراتی یا مسیرهای کشتیرانی حیاتی را برای مدت طولانی مختل کند، آیا جهان واقعاً میتواند از نفت و گاز خاورمیانه عبور کند یا همچنان به این منطقه وابسته خواهد ماند؟ آیا دوران نفت واقعاً رو به پایان است؟
اگرچه انتظار میرود قرن بیستویکم به دوره گسترش انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شود، اما سوختهای فسیلی احتمالاً برای چند دهه همچنان بخش مهمی از ترکیب انرژی جهان را تشکیل خواهند داد. حتی در شرایطی که برق به سمت منابع پاکتر حرکت میکند، نفت و گاز همچنان در بخشهایی مانند حملونقل، صنایع سنگین، پتروشیمی و گرمایش نقش اساسی دارند.
رشد انرژیهای تجدیدپذیر در سالهای اخیر چشمگیر بوده است، اما برق تنها بخشی از نیاز انرژی جهان را پوشش میدهد. صنعت هوانوردی همچنان به سوخت جت وابسته است و صنعت کشتیرانی نیز هنوز تا حد زیادی با سوختهای نفتی فعالیت میکند. از سوی دیگر، صنعت پتروشیمی به نفت خام نیاز دارد و بسیاری از ماشینآلات سنگین و تجهیزات صنایع دفاعی نیز همچنان به نفت وابسته هستند.
بنابراین، سهم نفت در سبد انرژی جهان به تدریج در حال کاهش است، اما اهمیت استراتژیک آن همچنان بسیار بالاست. گذار انرژی آغاز شده، اما هنوز به مرحلهای نرسیده است که بتواند وابستگی جهان به نفت و گاز را به طور کامل از میان ببرد.
در این میان، مزیت اصلی خلیج فارس فقط داشتن نفت نیست؛ بلکه …













