به گزارش تجارت نیوز، روزنامه خراسان نوشت: در حالی که افکار عمومی درگیر اعداد و ارقام متناقضِ رسانههای غربی درباره باز یا بسته بودن این تنگه است، واقعیت میدانی نشان میدهد که ما با یک وضعیت «دوقطبی سیاه و سفید» روبه رو نیستیم. هرمز نه یک دروازه کاملاً بازِ تجاری است و نه یک سدِ کاملاً مسدود، بلکه تبدیل به یک «منطقه خاکستری» شده که شواهدِ موجود، تایید میکند مدیریتِ آن در دستان ایران است. نبرد اعداد؛ بازی با دادههای اعتبارسنجینشده
از یک سو، روایت آمریکاییها و نهادهای مالی وابسته به جریان اصلی، بر تداوم جریان نفت تاکید دارند. گزارشهایی که ارقامی بین ۸ تا ۱۵ میلیون بشکه را برای تردد روزانه ذکر میکنند، در ظاهر میخواهند تصویری از «شکستِ سیاست انسداد» ارائه دهند. اما نگاهی دقیقتر به خاستگاه این دادهها، تردیدهای جدی ایجاد میکند. بسیاری از این آمارها در بازههای زمانی منتشر شدهاند که جریانهای انتخاباتی در آمریکا، نیازمند «نمایشِ موفقیت» و «کنترلِ قیمت سوخت» بوده و هستند.
مهدی محمدی، تحلیلگر مسائل راهبردی، در تحلیل خود به نکته کلیدی اشاره میکند: چرا رسانههایی که تا هفتههای قبل، انسداد تنگه را تیتر یک خود کرده بودند، ناگهان تغییر موضع داده و بر «باز بودن» آن تاکید میکنند؟ این تغییر روایت، بخشی از یک مهندسی افکار عمومی است. وقتی موسسات مالی، وضعیت تنگه را به سهچهارمِ قبل از جنگ تقلیل میدهند، در واقع در حال «عادیسازی» یک وضعیتِ اضطراری هستند تا از شوک قیمتی در بازار جهانی جلوگیری کنند.
در برابر این پرسش که «آیا تغییرِ ناگهانی لحن رسانههای غربی، ناشی از موفقیتِ فشارهای نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه است؟» باید با تکیه بر شواهد میدانی گفت: این تغییر موضع، بیش از آنکه حاصل یک پیروزی نظامی باشد، یک ضرورتِ عملیاتی برای مدیریت بحران داخلی آمریکا و پوشش ناکامی در تغییر معادلات میدانی است. تناقض در میانجی گری؛ وقتی حقیقت در دیپلماسی پنهان است
یک پرسش فنی مهم مطرح است: اگر تنگه هرمز باز است و جریان نفت به روال عادی خود بازگشته، چرا اصرار بر میانجیگریهای دیپلماتیک از سوی کشورهای حاشیه خلیجفارس (قطر، عمان، پاکستان) برای «بازگشایی» کماکان وجود دارد؟ …













