
به گزارش تجارت نیوز، فارین پالسی با انتشار یادداشتی مدعی شد: امسال پنجاهمین سالگرد انتشار کتابی است که در زمان انتشارش تلاشی برای توضیح یک معضل بهظاهر کاملا بریتانیایی بود؛ اما نیمقرن بعد، به نظر میرسد این کتاب بیش از هر چیز درباره پیت هگست، وزیر دفاع کنونی آمریکا، سخن میگوید.
کتاب «درباره روانشناسی ناکارآمدی نظامی» نوشته روانشناس بریتانیایی، نورمن اف. دیکسون، سالهاست که در محافل نظامی ــ حتی در ارتش آمریکا ــ اثری کلاسیک و خواندنی بهشمار میرود. دیکسون در این کتاب به پرسشی میپردازد که پس از جنگ جهانی اول ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده بود: چرا ارتشها اغلب سربازان شجاعی دارند، اما فرماندهانی ناتوان؟ فرماندهی که برای صلح مفید است
دیکسون برای پاسخ به این پرسش، مجموعهای از شکستهای تاریخی ارتش بریتانیا را بررسی میکند؛ از لشکرکشیهای فاجعهبار قرن نوزدهم به افغانستان و ناکامیهای جنگ کریمه تا جنگ بوئرها و سرانجام نبرد خونین «پاشندیل» در جنگ جهانی اول. حتی در جنگ جهانی دوم نیز با وجود برخی موفقیتها، بریتانیا شکستهای سنگینی را تجربه کرد؛ از جمله سقوط سنگاپور در سال ۱۹۴۲ و عملیات نافرجام «مارکت گاردن» در هلند که بعدها با عنوان «پلی بیش از حد دور» شناخته شد.
دیکسون معتقد است ریشه این ناکامیها را نباید صرفا در کمبود هوش یا ضعف فردی فرماندهان جستوجو کرد. بسیاری از افسرانی که او بررسی کرده، از نظر تحصیلی و تواناییهای ذهنی افراد برجستهای بودند. از نگاه او، مشکل اصلی به نوعی ذهنیت بازمیگردد که نهادهای نظامی آن را جذب، تقویت و در نهایت به سطوح عالی فرماندهی منتقل میکنند؛ ذهنیتی که در زمان صلح شاید کارآمد به نظر برسد، اما در میدان نبرد به مانعی جدی برای تصمیمگیری موثر تبدیل میشود.
دیکسون نشان داد که ارتش بریتانیا در طول دههها بیش از آنکه نوآوری و تفکر خلاق را تشویق کند، به انضباط ظاهری، سنتگرایی، نمایشهای تشریفاتی، مقررات سختگیرانه و تواناییهای جسمانی اهمیت میداد. در چنین ساختاری، افرادی که بیش از همه به این ارزشها پایبند بودند، سریعتر ارتقا مییافتند و در نهایت به عالیترین مناصب فرماندهی میرسیدند؛ جایگاهی که همین ویژگیها نهتنها سودمند نبود، بلکه گاه به تصمیمهایی فاجعهبار منجر میشد.






