اکونومیست در ادامه آورد: اما امروز اردن در مرکز درگیری منطقهای میان آمریکا، نزدیکترین متحدش، و ایران قرار گرفته است. مصر نیز شاید تنها یک قدم فاصله داشته باشد، اما همانجا ایستاده است. در شرایطی که خلیج فارس با بزرگترین تهدید خود طی ۳۵ سال گذشته مواجه است، السیسی چیزی فراتر از وعده و اظهارنظر ارائه نکرده است.
این وعدههای شکسته، گویای واقعیت مهمی هستند. اردن هزینه درگیریای را میپردازد که کنترل چندانی بر آن ندارد. مصر نیز از نقش میانجی و قدرت نظامی کنار گذاشته شده است. هر دو کشور سالها خود را ستونهای نظم منطقهای معرفی کردهاند؛ اما این نظم اکنون متزلزل به نظر میرسد و هر دو کشور نیز سرگردان به نظر میرسند.
اردن که در محاصره همسایگان قدرتمندتر قرار دارد و از منابع طبیعی قابل توجهی برخوردار نیست، روابط نزدیک با آمریکا را برای بقای خود حیاتی میداند. در مقابل، آمریکا نیز اردن را به یکی از بزرگترین دریافتکنندگان کمکهای خارجی خود تبدیل کرده است. هزاران نیروی نظامی آمریکایی در پایگاههای هوایی مانند «موفق السلطي» در صحرای شرقی اردن مستقر هستند؛ پایگاههایی که میزبان جنگندهها، هواپیماهای سوخترسان و دیگر هواپیماهای نظامی حیاتی برای عملیات دونالد ترامپ علیه ایران تعریف شده اند.
میزبانی از این نیروها، اردن را به یک هدف تبدیل کرده است. ایران تنها در نخستین ماه درگیری دستکم ۲۶۲ موشک و پهپاد به سمت پایگاه های آمریکایی در اردن شلیک کرد. این حضور همچنین در داخل اردن محبوبیت چندانی ندارد. صدها سیاستمدار، افسر بازنشسته ارتش و دیگر چهرههای سرشناس اردنی اخیرا با امضای نامهای سرگشاده خواستار خروج نیروهای آمریکایی شدهاند. باخت بزرگ اردن
این نشریه در ادامه آورد: با این حال، پادشاه اردن توان پذیرش این درخواست را ندارد؛ کمترین دلیل آن وابستگی کشورش به کمکهای آمریکا است. اردن در سال گذشته بیش از ۱.۶ میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت کرد؛ رقمی معادل ۳ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور. آمریکا همین ماه نیز ۳۵۵ میلیون دلار دیگر برای زیرساختها، آموزش و مجموعهای از پروژههای دیگر به اردن اختصاص داد.
اردن اکنون بیش از هر زمان دیگری به این منابع مالی نیاز دارد، زیرا درگیریها اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار داده است. حملات موشکی موجب لغو پروازها و کاهش ورود گردشگران شده و درآمد گردشگری که پیشتر نیز از پیامدهای درگیری در غزه آسیب دیده بود، بیش از پیش کاهش یافته است. درآمد گردشگری اردن در چهار ماه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۱۰ درصد افت کرده است.
اردن برای تولید حدود نیمی از برق خود به گاز طبیعی اسرائیل وابسته است. اسرائیل با آغاز درگیریها و از ترس حملات ایران به تاسیسات گازی خود، صادرات گاز را متوقف کرد. در نتیجه، شرکت دولتی برق اردن ناچار شد به استفاده از گازوئیل، نفت کوره سنگین و محمولههای لحظهای گاز طبیعی مایع روی آورد؛ سوختهایی که همگی گرانتر از گاز اسرائیل هستند. اگرچه صادرات گاز در ماه آوریل از سر گرفته شد، صندوق بینالمللی پول انتظار دارد هزینه واردات انرژی اردن در پایان سال ۲۰۲۶، ۳۶ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۵ باشد.
ایران نیز تلاش کرده است شکاف میان دولت و افکار عمومی اردن را تشدید کند. در شرایطی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موشکها و پهپادهای خود را به سمت اردن شلیک میکند، پیامهایی منتشر میکند که در آنها مدعی است «هیچ خصومتی» با مردم اردن ندارد و این آمریکا است، نه ایران، که «تمامیت ارضی شما را نقض کرده است». ممکن است چنین پیامهایی چندان خریداری نداشته باشد با این حال، این وضعیت برای دولتی که پیش از این نیز با نارضایتی داخلی دستوپنجه نرم میکرد، معضلی جدی ایجاد کرده است. وضعیت شکننده مصر
اقتصاد مصر وضعیت بهتری دارد. پیشبینی میشود اقتصاد این کشور امسال ۴.۶ درصد رشد کند. صندوق بینالمللی پول نیز بهتازگی پرداخت بخش جدیدی به ارزش ۱.۸ میلیارد دلار از وام چهار ساله خود به مصر را آزاد کرده است. گردشگری که ۱۳ درصد اشتغال کشور را تشکیل میدهد، همچنان وضعیت مناسبی دارد. در نیمه نخست سال جاری، بیش از ۹ میلیون نفر از مصر بازدید کردند که نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵، سه درصد افزایش داشته است.
در نگاه نخست، دو منبع مهم دیگر ارزآوری مصر، یعنی درآمد کانال سوئز و حوالههای ارسالی مصریهای خارج از کشور، نیز وضعیت خوبی دارند. درآمد کانال سوئز در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ با افزایش ۳۰ درصدی، از ۱.۸ میلیارد دلار به ۲.۴ میلیارد دلار رسید و حوالههای ارسالی نیز در یک سال منتهی به ژوئن به رکوردی جدید دست یافت.
با این حال، هر دو شاخص ممکن است با تاخیر آثار بحران را نشان دهند. حملات گروههای مورد حمایت ایران به کشتیرانی در دریای سرخ میتواند درآمد کانال سوئز را کاهش دهد. درباره حوالهها نیز بخش قابل توجهی از این درآمد از مصریهای شاغل در کشورهای خلیج فارس تامین میشود. رکود طولانیمدت در منطقه خلیج فارس میتواند به معنای کاهش شمار کارگرانی باشد که قادر به ارسال پول به مصر هستند. همزمان، دولت مصر برخی تعرفههای برق را ۱۲ درصد افزایش داده است.
اما در حال حاضر، بزرگترین ضعف مصر نه وضعیت مالی، بلکه جایگاه آن است. پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل به رهبری حماس، عبدالفتاح السیسی به یکی از بازیگران مورد نیاز در منطقه تبدیل شد. دستگاه اطلاعاتی مصر به دلیل مرز مشترک این کشور با غزه، روابطی دیرینه با رهبران حماس دارد. آنتونی بلینکن، وزیر خارجه پیشین آمریکا، در یک سال پس از آن حمله هفت بار از مصر دیدار کرد؛ بیشتر از هر کشور دیگری به جز اسرائیل. مذاکرات نهایی برای برقراری آتشبس نیز در اکتبر ۲۰۲۵ در شهر تفریحی شرمالشیخ مصر برگزار شد. شکافهایی که عریان شد
اما نقش مصر در درگیری با ایران بسیار کماهمیتتر شده. پاکستان، ترکیه و کشورهای عربی خلیج فارس در نقش میانجی از مصر پیشی گرفتهاند. ارتش بزرگترین کشور عربی نیز نقش چندانی در دفاع از همسایگان خود ایفا نکرده؛ این در حالی است که کشورهای خلیج فارس از زمان به قدرت رسیدن السیسی در پی کودتای سال ۲۰۱۳، دهها میلیارد دلار به مصر کمک کردهاند.
مقامهای قاهره استدلال میکنند که کشورهای خلیج فارس از سوی متحدان دیگری حمایت میشوند و مصر نیز با تهدیدهای دیگری در مرزهای خود مواجه است. با این حال، انفعال مصر دوستانش را ناراضی کرده است. در ماه مارس، انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیسجمهور امارات متحده عربی، از «کشورهای بزرگ» عربی که در حالی که ایران به کشورهای خلیج فارس حمله میکرد، دست روی دست گذاشته بودند، انتقاد کرد. او پرسید: «امروز، در زمان سختی، کجا هستید؟»مصر در نهایت یک اسکادران از جنگندههای رافال خود را به امارات متحده عربی اعزام کرد؛ هرچند این اقدام را تنها در ماه مه و دقیقا یک ماه پس از اجرایی شدن نخستین آتشبس میان آمریکا و ایران اعلام کرد.
مصر در ۷ اوت نیز به شکل محسوسی در مراسم امضای پیمان دفاع متقابل میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه غایب بود؛ هرچند مقامهای سعودی میگویند ممکن است مصر در آینده به این پیمان بپیوندد. با این حال، دور ماندن از درگیری نیز برای مصر مصونیت به همراه نداشته است. هزینه واردات انرژی این کشور از کشورهای خلیج فارس نیز بهشدت افزایش یافته است. ماه گذشته، یک پهپاد به تاسیسات گاز طبیعی در دمیاط، در سواحل مدیترانهای مصر، اصابت کرد.
پیمان سهجانبه میان عربستان، پاکستان و ترکیه تصویری از آینده خاورمیانه ارائه میدهد. کشورهای منطقه با این نگرانی که دیگر نمیتوانند به آمریکا تکیه کنند، ناچار خواهند بود مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود بر عهده بگیرند. این شرایط برای مصر و اردن چندان خوشایند نخواهد بود؛ همانگونه که وعدههای شکسته آنها نشان میدهد.









