از قتل فجیع جمال خاشقچی در کنسولگری عربستان در استانبول گرفته تا جنگ یمن، بازداشت سعد حریری نخست وزیر وقت لبنان، پشتیبانی از گروه مارونی سمیرجعجع قاتل رشید کرامی، تلاش برای سرنگونی نظام بشار اسد در سوریه و بمباران مراکز حشدالشعبی عراق؛ مجموعه اقداماتی است که عربستان را در معرض واکنشهایی قرار داده که اساساً میتوانست از آنها پرهیز کند.
اما این موضوع، یک پرسش اساسی را پیش میکشد: این سیاستها دقیقاً در خدمت کدام منافع سعودی بودهاند؟
ریشه این رفتار را شاید نباید تنها در مقابله با نفوذ منطقه ای ایران یا در محاسبات روزمره سیاست خارجی، بلکه بخشی از پاسخ را باید در ساختار سیاسی و اقتصادی خود عربستان جستوجو کرد. به نظر میرسد حاکمیت سعودی از هرگونه حرکت مردمی در منطقه، خواه «خیزش»، خواه «انقلاب» و خواه «مقاومت»، با نگرانی نگاه میکند؛ شاید به این دلیل که بیم دارد چنین تحولاتی سرانجام به داخل عربستان نیز سرایت کند. …













