![[دکتر سیاوش صلواتیان] به مناسبت تقدیر از دکتر عبدالله گیویان](/news/u/2026-08-11/ettelaat-96lkj.jpg)
قدرِ مجموعه گل، مرغِ سحر داند و بس، که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست. تقدیر از دکتر عبدالله گیویان، تنها بزرگداشت یک استاد دانشگاه نیست؛ ادای احترام به شیوهای از دیدن و دانستن است که انسان را نه «عدد»، که صاحب صدا، تجربه و معنا میشناسد. او سالها به ما آموخته است که برای فهم جامعه باید از دوردستِ نمودارها به نزدیکای زندگی آمد؛ کنار مردم نشست، به واژههایشان گوش سپرد و ظرافتهای خاموش فرهنگ را جدی گرفت. برای پژوهشگری با چنین باور عمیقی به حرمت کلمه، شاید شایستهترین سپاس نیز کلمه باشد؛ هرچند واژهها در برابر یک عمر آموختن و آموزاندن، همواره اندکی کم میآورند.
عبدالله گیویان، زاده تهران در سال ۱۳۳۹، از جامعهشناسی دانشگاه تهران به انسانشناسی و ارتباطات در مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن، «سواس»، رسید و رساله دکتری خود را به نسبت دین، تلویزیون و فرهنگ در ایران پس از انقلاب اختصاص داد. این مسیر علمی، خود نشانی از گستره نگاه اوست: حرکتی پیوسته میان جامعه و رسانه، آیین و زندگی روزمره، متن و تصویر، دانشگاه و میدان.
کارنامه او به کلاس درس و مقاله محدود نمانده است. تجربه مسئولیتهای پژوهشی در صداوسیما، بنیانگذاری و سردبیری نشریه «سنجش»، مدیریت مرکز تحقیقات و مطالعات رسانهای همشهری، تدریس چندین نسل از دانشجویان ارتباطات و فعالیت در مستندسازی و مردمنگاری بصری، از او چهرهای ساخته است که پژوهش را هم اندیشیده و هم زیسته است. پژوهش درباره ارامنه ایران، فیلم «لالایی» و مشارکت در نمایشگاه «زندگیهای لایهلایه» درباره هویت ارامنه ایرانی، نمونههایی از همین کوشش برای دیدن فرهنگ از نزدیک و روایت کردن آن با احتراماند. از داستان بلند «حصر دل» تا مقالههایی درباره مردمنگاری بصری، دین و رسانه و آیین و فرهنگ عامهپسند، قلم او نیز همین گستره را پیموده است.
ترجمههای …











