
به گزارش اطلاعات آنلاین، در بخشهایی از این یادداشت درباره شروع این بیاعتمادی توضیح داده شده است: ماجرا از جایی آغاز شد که آژانسهای ادبی مطرحی چون «یوروپا کانتنت» و «هاجمن لیتریر»، قرارداد میلیونی رمان جنایی «به من زنگ بزن، جسد را پنهان میکنم» اثر جری فالاده را لغو کردند؛ تنها به این دلیل که کسی نمیدانست این اثر توسط یک انسان نوشته شده یا توسط چتباتهای هوش مصنوعی. این تنها یک مورد منفرد نیست؛ بلکه نشانهای از یک گسیختگی عمیق در «قرارداد اجتماعی» بین نویسنده و خواننده است.
وقتی مرزهای خلاقیت محو میشوند پیش از فالاده، گروه انتشاراتی «هاشت» نیز انتشار رمان «دختر خجالتی» اثر میا بالارد را به دلیل شایعاتِ استفاده از هوش مصنوعی لغو کرده بود. اگرچه هر دو نویسنده این اتهامات را رد کردند، اما این حوادث بازتابدهنده فضایی است که در آن «اعتماد» به عنوان بنیادیترین رکن صنعت نشر، در حال فرسایش است. واوهینی وارا، روزنامهنگار و نویسنده، معتقد است که تا پیش از ظهور این فناوری، این انتظار بدیهی وجود داشت که هر کتابی، محصول ذهن یک انسان است، اما اکنون نیاز به بازتعریف این رابطه داریم.
جنجالها به همینجا ختم نمیشوند. از اتهام هوش مصنوعی در داستانهای برنده «جایزه داستان کوتاه کشورهای مشترکالمنافع» تا افشای نقلقولهای جعلی در کتاب «آینده حقیقت»، همگی نشان میدهد که صنعت نشر بیش از هر زمان دیگری در برابر این تهاجم دیجیتال آسیبپذیر است.
آیا ابزارهای تشخیص، راه نجات هستند؟
شرکتهای هوش مصنوعی مدعیاند راهحلهایی مانند «واترمارکگذاری» را در اختیار دارند. شرکت «آنتروپیک» (سازنده کلود) اخیراً اعلام کرده است که تمامی خروجیهای خود را واترمارک میکند. با این حال، ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی (مانند پنگرام) نیز مورد نقد قرار گرفتهاند. مطالعات نشان میدهد این ابزارها ممکن است نسبت به نویسندگان غیربومی انگلیسیزبان تعصب داشته باشند و نرخ خطای آنها، هرچند اندک، برای صنعتی که یک اتهام میتواند در آن حرفه یک نویسنده را نابود کند، بسیار بالاست.
فشار اقتصادی بر صنعت نشر، استفاده از فناوری را اجتنابناپذیر کرده است. تعداد کتابهای منتشر شده در ایالات متحده ۱۰ درصد افزایش یافته، در حالی که مشاغل این صنعت …
