![[دکتر محمد طاهری] بحران برای سومین تنگه](/news/u/2026-08-06/ettelaat-f92hn.jpg)
اگرچه در ماه های اخیر دو گذرگاه راهبردی جهان، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب به دلیل تحولات ژئوپلیتیکی و امنیتی در کانون توجه قرار گرفتهاند، اما اکنون برخی تحولات در غرب دریای مدیترانه، بار دیگر نگاه تحلیلگران را متوجه تنگه جبلالطارق کرده است؛ آبراهی که اقیانوس اطلس را به دریای مدیترانه متصل میکند و یکی از مهمترین مسیرهای تجارت و حملونقل دریایی جهان به شمار میرود. هرگونه بیثباتی در این منطقه، تنها یک مسئله دوجانبه میان اسپانیا و مراکش نخواهد بود، بلکه میتواند پیامدهایی برای امنیت انرژی، تجارت دریایی و اقتصاد اروپا و حتی فراتر از آن داشته باشد. برای درک تحولات امروز، باید به پیشینه تاریخی اختلافات میان اسپانیا و مراکش بازگشت.
دو شهر سئوتا و ملیلیه که در ساحل شمالی آفریقا و در مجاورت خاک مراکش قرار دارند، به ترتیب از قرن پانزدهم میلادی تحت حاکمیت پادشاهیهای ایبری قرار گرفتند. سئوتا نخست در سال ۱۴۱۵به تصرف پرتغال درآمد و پس از اتحاد دو پادشاهی پرتغال و اسپانیا و سپس پیمان لیسبون در سال ۱۶۶۸، تحت حاکمیت اسپانیا باقی ماند. ملیلیه نیز در سال ۱۴۹۷توسط پادشاهی کاستیل تصرف شد. این دو شهر، پس از استقلال مراکش در سال ۱۹۵۶همچنان به عنوان دو شهر خودمختار اسپانیا اداره میشوند. از نگاه حقوقی و سیاسی، این موضوع همچنان محل اختلاف است. اسپانیا معتقد است سئوتا و ملیلیه بخشی از قلمرو تاریخی و قانونی این کشور هستند، در حالی که مراکش این دو منطقه را بخشی از سرزمین تاریخی خود دانسته و طی دهههای گذشته بارها خواستار مذاکره درباره وضعیت آنها شده است. همین اختلاف دیرینه موجب شده که این دو شهر علاوه بر اهمیت تاریخی، به یکی از حساسترین نقاط روابط مادرید و رباط تبدیل شوند.
در سالهای اخیر مسئله مهاجرت نیز به یکی از مهمترین ابزارهای فشار سیاسی در روابط میان دولتها تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی سئوتا و ملیلیه، آنها را به تنها مرز زمینی اتحادیه اروپا در قاره آفریقا تبدیل کرده است. هرگونه افزایش ورود مهاجران غیرقانونی به این دو شهر علاوه بر ایجاد چالشهای انسانی، آثار سیاسی و امنیتی قابل توجهی برای اسپانیا و اتحادیه اروپا به همراه دارد. به همین دلیل، هرگونه تنش در روابط مادرید و رباط معمولاً با حساسیت ویژهای از سوی اروپا دنبال میشود. موج تازه ورود …







