
اقتصاد۲۴ نوشت: بار دیگر موجی از نگرانی، فضای فعالان اقتصادی و تجار ایرانی را فراگرفته است؛ خبری با منشأ رسمی از کرانههای جنوبی خلیج فارس که شریان اصلی تجارت خارجی و تحریمشکنی ایران را هدف قرار داده است. سخنان «افرا الحاملی»، مدیر اداره ارتباطات راهبردی وزارت امور خارجه امارات متحده عربی، مبنی بر توقف تمامی مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران تا اطلاع ثانوی به دلیل تشدید تنشهای منطقهای، زلزلهای سیاسی-اقتصادی ایجاد کرده است.
این تصمیم که تحت لوای حفظ سلامت نظام مالی بینالمللی و انطباق با استانداردهای جهانی اتخاذ شده، بر تمامی گمانهزنیهای قبلی مهر تأیید زد. اکنون سوال اصلی این است که ابعاد واقعی این رویداد چیست؟ حجم مراودات مالی دو کشور چقدر است؟ آسیب اصلی متوجه اقتصاد کدام سمت خواهد بود؟ و تا چه حد باورهای سنتی درباره تکیه دبی به سرمایههای ایرانی با واقعیتهای امروزی همخوانی دارد؟ چرا اقتصاد ایران به دبی وابسته شد؟
برای درک عمق این رویداد، باید نقش ویژه امارات و بهخصوص شیوخنشین دبی را در زیستبوم اقتصادی ایران بررسی کرد. در تمام سالهای اعمال سختترین تحریمهای غربی، امارات نقش قطب اصلی تجاری، صادرات مجدد و ترانسپورت کالایی برای ایران را ایفا کرده است. بخش عمدهای از ثبت سفارشها، گشایش اعتبارها و انتقال ارز برای واردات کالاهای اساسی و واسطهای ایران، از طریق شرکتهای پوششی و صرافیهای فعال در دبی انجام میشد.
بر اساس آمارهای گمرک و اتاقهای بازرگانی، امارات متحده عربی همواره در صدر یا رتبه دوم شرکای تجاری ایران قرار داشته و حجم مراودات تجاری دو کشور در سالهای اخیر رقمی بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار را به ثبت رسانده که سهم سنگین آن متوجه واردات ایران از امارات به عنوان صادرات مجدد بوده است. به زبان ساده، دبی راهگاه اصلی تنفس اقتصاد ایران در شرایط انسداد مالی بینالمللی بوده است. تبعات قطع شریان مالی؛ تهران بیشتر لطمه میبیند یا ابوظبی؟
مقایسه آسیبپذیری دو کشور در صورت تداوم این تصمیم، کفه ترازو را به شدت به ضرر ایران سنگین میکند. اقتصاد ایران که هماکنون با تورم بالا، نوسانات ارزی و تنگناهای شدید در نقلوانتقالات مالی مواجه است، با بستهشدن کانال امارات، یکی از آخرین و مهمترین منفذهای …








