
به گزارش اطلاعات آنلاین، برخی روانشناسان معتقدند افرادی که برای کسب آرامش، فیلمهای تکراری تماشا میکنند، در واقع اتاق کوچک و امنی را در طول هفته برای خود ساختهاند؛ پناهگاهی که در روزی که همهچیز از شما توقعی داشته است، هیچچیز در آن غافلگیرتان نمیکند، آزارتان نمیدهد و تقاضای تازهای از شما ندارد.
در دنیایی که طراحی شده تا مدام توجه شما را به خود جلب کند، تماشای دوبارهی یک فیلم محبوب به شکلی از مقاومت روانشناختی تبدیل میشود؛ فضایی که در آن دقیقاً میدانید چه اتفاقی در ادامه رخ خواهد داد.
فیلمی هست که آنقدر بارها دیدهام که میتوانم هنگام ظرف شستن، دیالوگهایش را از بر بخوانم و یکبار، به شکلی شرمآور، دقیقا همین کار را کردم. من فریم به فریم میدانم نور چه زمانی تغییر میکند، کدام شوخی به هدف مینشیند و کدامیک هرگز نگرفته است. هیچچیز در این دنیا نمیتواند به من آسیب برساند.
برای مدتها، من این عادت را در فهرست شکستهای شخصیام قرار میدادم؛ مردی در اواخر دهه چهارم زندگیاش که دنیایی از فیلمهای ندیده را روی پلتفرمهای مختلف در دسترسی دارد، اما باز هم نشسته و فیلمی را تماشا میکند که پایانش را میتواند از حفظ روی کاغذ بیاورد. سپس پژوهشها را خواندم. چیزی که آن را شکست شخصی مینامفتم، در واقع نوعی تعمیر و نگهداری بود.
علم چه میگوید؟
دو پژوهشگر به نامهای کریستل راسل و سیدنی لوی، در مقالهای در سال ۲۰۱۲ در «ژورنال پژوهش مصرفکننده»، نام مشخصی روی این رفتار گذاشتند: مصرف مجدد ارادی. اصطلاحی سنگین، اما مفهومی بسیار ساده. این یعنی انتخاب آگاهانه تجربهای که پیشتر از سر گذراندهاید: دوباره خواندن یک رمان، سر زدن به شهری که قبلاً دیدهاید، یا زدن دکمهی پخش روی همان فیلم برای نهمین بار.
بررسی مصاحبههای آنها نشان داد که مردم این کار را از سر عادت انجام نمیدهند، بلکه با اراده و نیت قبلی سراغش میروند. آنها دقیقاً میدانستند به دنبال چه حس و حالی هستند و مطمئن بودند که فیلم آن را بهشان هدیه میدهد؛ بدون نیاز به جستجو، و بدون بیست دقیقه اسکرول کردنِ بیهدف پیش از تسلیم شدن.
راسل و لوی این پدیده را «بهرهوری عاطفی» مینامند. من ترجیح میدهم آن را رزرو کردن اتاقی بدانم که پیش از ورود، چیدمان …












