
همشهری آنلاین نوشت: خیلی از ما وقتی حالِ روحمان خوب نیست و اضطراب یا بیانگیزگی کلافهمان میکند، سر یک دوراهی سخت قرار میگیریم؛ اینکه سراغِ قرص و دارو برویم یا با تراپی و مشاوره، مشکلات را حل کنیم؟ در این میان، حرف و حدیثها هم کم نیست؛ خیلی از ما از اعتیاد به داروهای اعصاب میترسیم و خیلی از ما هم رواندرمانی را مسیری طولانی و گاهی بیفایده میدانیم. اما واقعیت چیست؟ آیا یکی از این دو درمان بیفایده است؟ آیا دارودرمانی و رواندرمانی مقابل هم ایستادهاند یا هرکدام برای آدمهای خاصی نسخه میپیچند؟
چیزی به نام درمان دارویی نداریم؟
محمد گراوندنیا، دکترای روانشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است که «سلامت روان غیردارویی، هدف کل دنیا است؛ چون عوارض ندارد و تغییرات در فرد هم پایدارتر است.»
دکتر گراوندنیا میگوید: «خیلی از افراد را میبینیم که داروهای اعصاب و روان مصرف میکنند، اما همچنان اضطراب، افسردگی و این مسائل را دارند. درواقع ما چیزی به نام درمان روان با دارو نداریم؛ کنترل دارویی داریم. کنترل دارویی هم موقت است و هر بار مغز به آن دوز دارو عادت میکند و باید دوز را شدیدتر کرد یا دارو را تغییر داد. بهعلاوه گفته میشود که به داروها وابسته نمیشوید. درحالیکه این درست نیست.
این روانشناس بالینی به یک تحقیق دانشگاهی درباره عوارض داروها در درمان بیماریهای روانی اشاره میکند و میگوید: «تحقیق دانشگاه بوستون در سال ۲۰۱۷ نشان داده که ترک آلپرازولام به اندازه هروئین سخت است، ولی کسی این را نمیگوید. یا دارویی مثل متادون که برای معتادان تجویز میشود، از خود تریاک خطرناکتر است. یعنی اگر اجازه میدادند فرد همان تریاک را مصرف کند، سالمتر بود.»
گراوندنیا میگوید: «درحالحاضر تقریباً ۳۵ درصد مردم آمریکا حداقل یک داروی روان مصرف میکنند و این فاجعه است. البته رواندرمانی خیلی سخت است. اینکه بتوانید ذهنیت نادرست یک شخص را که سالها با آن زندگی کرده، زیر و رو کنید، کار سختی است. اینکه طی جلسات مشاوره بفهمید چرا یک نفر این همه اضطراب دارد و با کمک روشهای روانشناختی به کاهش اضطرابش کمک کنید، کار آسانی نیست.»
این حرف اصلا علمی نیست
دکتر وحید شریعت، روانپزشک …






